شفيعي كدكني و ديوان شعر فارسي

يدالله جلالي پندري / استاد ادبیات در دانشگاه یزد

 
[ شناسه مقاله: 3680 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۳۲۸۶ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

در پاييز 1362 پس از انقلاب فرهنگي و بازگشايي دانشگاه‌ها، بار ديگر سعادت ديدار با استاد دكتر شفيعي‌كدكني دست داد و ضمن صحبت‌هاي خارج از درس، سخن از اين رفت كه كتابي چند جلدي با عنوان «ديوان شعر فارسي» نشر خواهند داد كه حاوي زيباترين و برگزيده‌ترين اشعار هر شاعر باشد. گزيده غزليات شمس كه قبلاً نشر يافته بود سرآغاز اين مجموعه به شمار مي‌رفت. به دنبال اين تصميم ديوان حجيم سنايي براي زيراكس گرفتن در اختيار اين بنده قرار گرفت و از اشعاري كه استاد انتخاب كرده بودند تصويرهايي تهيه شد. ظاهراً قبل از اين كار، بناي تصميم استاد بر شرح سخنان عين‌القضات «نامه‌ها» و «تمهيدات» او بود و حتا انتخاب‌هايي را كه از سخنان او انجام داده بودند ناشر به مرحله حروفچيني رسانده بود. اما آن كوشش به سبب مشغله تصحيح اسرارالتوصيه به كنار نهاده شد.
سال‌ها  گذشت و ده سال پس از آن صحبت، كتاب اول برگزيده اشعار سنايي با عنوان «تازيانه‌هاي سلوك» حاوي نقد و تحليل برگزيده قصايد سنايي نشر يافت. كتاب مزبور علاوه بر شرح 31 قصيده سنايي، حاوي نكته‌هايي درباره 26 قطعه از اين شاعر نيز هست. اما تازيانه‌هاي سلوك به قول استاد «مدخل يا تفسير گونه‌اي است بر قصايدي كه سنايي را سنايي كرده است و از ديگر شاعران: ممتاز» (ص 7) اما آنچه در 60 صفحه آغاز كتاب آمده است علاوه بر آنكه زندگي‌نامه دقيقي از اين شاعر عرضه دارد، نكته‌هاي تازه فراوان نيز در آن آمده است به ويژه نظريه سه ساعتي بودن ذهنيت سنايي كه به دو قطب تاريك و روشن و مدار خاكستري تعبير شده (ص 25) و سنايي قلندر و عاشق متعلق به قطب روشن وجود او دانسته شده كه بيشتر در غزل‌ها به جلوه‌گري پرداخته است. (ص 31) در حالي كه سنايي واعظ و ناقد اجتماعي در مدار خاكستري وجود او در حركت است و البته ارزشي كمتر از قطب روشن وجود او ندارد: «اگر اين ساحت از ساحت‌هاي وجودي سنايي را در قياس قطب روشن و قلندري وجود او، به مدار خاكستري خواندم؛ قصدم به هيچ روي، بي‌ارزش نشان دادن اين جانب شعر سنايي نيست بلكه مي‌توانم مدعي شوم كه اين قسمت ارزشي دارد برابر با آنچه آن را قطب روشن شعر سنايي خوانده‌ام.» (ص 29)
در بخش ديگر مقدمه «تازيانه‌هاي سلوك» استاد به «جمال‌شناسي قصيده پارسي» پرداخته‌اند و اشاره كرده‌اند كه «امروزه بر اثر دور شدن از معيارهاي سنتي شعر و كم شدن سواد ادبي جوانان، در ميان خوانندگان جوان شعر و شيفتگان اين هنر، كمتر كسي را مي‌توان يافت كه بتواند از يك قصيده ناصرخسرو يا خاقاني يا سنايي يا منوچهري و فرخي به حد كافي لذت ببرد در صورتي كه در نظر آشنايان با مباني جمال‌شناسي قصيده، لذتي كه از خواندن يا شنيدن يك قصيده واقعي مي‌توان برد كمتر از لذت حاصل از خواندن يا شنيدن يك غزل نيست.» (ص 36)
در ادامه بحث درباره جمال‌شناسي قصيده پارسي، قصايد سنايي «در رديف بهترين شعرهاي اجتماعي و سياسي زبان فارسي» (ص 39) قرار مي‌گيرد و استاد او را «بزرگترين سراينده شعر اجتماعي در تاريخ ادبيات كلاسيك فارسي» (ص 40) مي‌دانند و اشاره مي‌كنند كه: «اگر بخواهيم فهرستي از نقاط ضعف جامعه و كاستي‌هاي موجود در نظام زندگي اجتماعي مردم ايران به دست آوريم، شعر سنايي شايد بهترين سند اين‌گونه مسائل باشد.» (ص 41) و نهايتاً به اين نتيجه مي‌پردازند كه «بخش عظيمي از شاهكارهاي شعر جهان، شعر اعتراض است» (ص 40) اما اعتراض سنايي به بيدادگران بيشتر به تهديد آنها به مرگ و دادرسي روز رستاخير منجر مي‌شود و «كمتر از موقعيتي روي زمين براي رسيدگي به سرانجام كار آنان سخن مي‌گويد.» (ص 41)
در ادامه مقدمه كتاب تازيانه‌هاي سلوك مطالبي با عناوين «معني و مضمون در شعر سنايي» (ص 42) «شعر زهد و مثل» (ص 47) و «از ساختار اجتماعي به ساختار ادبي» (ص 53) قرار گرفته است. به اين ترتيب در اين 60 صفحه فشرده، عصاره مطالبي كه براي شناخت سنايي لازم است در اختيار خواننده قرار مي‌گيرد.
همان‌گونه كه پيش‌تر گذشت ادامه كتاب تازيانه‌هاي سلوك حاوي متن 31 قصيده سنايي و نقد و تحليل آنهاست. در نقل قصايد، علاوه بر نشانه‌هايي كه براي قرائت آسان شعر ضرورت داشته، استاد به تصحيح برخي از ابيات نيز پرداخته‌اند بنابراين، نه تنها خواننده با صورت آراسته تعدادي از قصايد سنايي روبه‌روست، بلكه صورت تصحيح شده آنها را كه غالباً براساس نسخه قديمي كابل تصحيح شده است، در برابر چشم دارد. در بخش شرح قصايد و قطعه‌ها، نكته‌هايي كه براي فهم هر شعر لازم بوده است مورد اشاره قرار گرفته و در لابه‌لاي آن البته مطالب تكميلي در حوزه عرفان و شعر عرفاني كم نيست كه از طريق فهرست راهنماي پايان كتاب مي‌توان به اين نكته‌ها دست يافت.
با اين نكته در مقدمه تازيانه‌هاي سلوك خواستاران آشنايي با «ابعاد بيشتر هنر سنايي و مقام او در غزل فارسي و شعر عرفاني» به كتاب «در اقليم روشنايي» ارجاع داده شده‌اند (ص 7) اما هنگامي كه در سال 1373 كتاب مزبور منتشر شد خوانندگان با اين يادداشت استاد مواجه شدند: «چون در مقدمه و تبليغات تازيانه‌هاي سلوك و حتي تبليغات همين كتاب، به آن مقدمه بارها ارجاع داده بودم، دلم راضي نمي‌شد كه اين كتاب بي‌مقدمه بماند. اما هنگامي كه يك نسخه از نمونه چاپ شده تازيانه‌هاي سلوك را از چاپخانه آوردند و ديدم قيمت كتاب (به دليل گراني كاغذ و مخارج چاپ) تا بدين حد بالا رفته است؛ نه از چاپ آن مقدمه، كه از چاپ كردن هر كتابي دلسرد شدم و تصميم گرفتم اين كتاب را در كمترين حجم و قيمت ممكن منتشر كنم.» (ص 8) با اين انديشه، كتاب «در اقليم روشنايي» بدون مقدمه‌اي كه «درباره پايگاه سنايي در غزل فارسي و نيز شكل‌گيري ادبيات مغانه و عرفاني قبل از سنايي و بعد از او تا عطار و مولوي» (ص 7) بوده است منتشر شد. اين كتاب حاوي 170 غزل از سنايي با نقد و تفسير آنها و 41 رباعي از اوست. متن غزل‌ها همان‌گونه كه در مقدمه ذكر شده، براساس چندين نسخه كهن و از جمله نسخه بسيار قديمي موزه كابل تصحيح شده (ص 8). برخي از ابيات غزل‌ها كه در نظام عمودي غزل به آنها نيازي نبوده است حذف شده است. (ص 8)
همان‌گونه كه قبلاً گذشت به تعبير استاد دكتر شفيعي‌كدكني غزل‌هاي سنايي جلوه‌گاه قطب روشن وجود اوست. از اين رو در شرح غزل‌ها نيز استاد به اين نكات اشاره كرده‌اند و به شيوه‌اي كه در تازيانه‌هاي سلوك نيز ديده شد، در متن نكات لازم براي شرح هر غزل، به نكته‌هاي آموختني فراواني در زمينه شعر عرفاني فارسي اشاره شده است.
اگر شرح و تفسيرگونه‌اي را كه استاد در مورد حديقه سنايي آماده انتشار دارند و در مقدمه تازيانه‌هاي سلوك (ص 7) به آن اشاره شده است در نظر آورديم، بيشترين كوشش‌ها در زمينه شناخت سنايي از سوي استاد صورت گرفته است اما آنچه مركزيت آموزه‌هاي عرفاني را تشكيل مي‌دهد و از آن به «عدم تعلق» تعبير مي‌شود در سيره علمي استاد كاملاً ديده مي‌شود زيرا با وجود اشراف و بصيرتي كه ايشان در زمينه شناخت سنايي داشته‌اند، هيچ گاه داوطلب تدريس درس در اين حوزه نشده‌اند تا قلمرو اعلام شده تدريس استادان ديگر براي آنها محفوظ بماند و با اينكه هيچ كس شايسته‌تر از خود ايشان براي تصحيح آثار سنايي نبوده است، با تشويق‌ها و راهنمايي‌هاي ايشان كتاب حديقه سنايي ابتدا به صورت پايان‌نامه دكتري و سپس به صورت كتاب توسط خانم دكتر مريم حسيني نشر يافته است. همچنين با راهنمايي‌ها و تشويق‌هاي استاد، بخش غزل‌هاي ديوان سنايي توسط اين بنده به عنوان رساله دكتري برگزيده و سرانجام در سال 1386 توسط انتشارات علمي و فرهنگي منتشر شد.
چنين عدم تعلقي در ديگر استادان كه با ادبيات عرفاني سركار داشته‌اند كمتر ديده شده و حتي به نظر مي‌رسد كه در مورد بسياري از آنها، همدم بودن با مباحث نظري عرفان به نتيجه عكس منجر شده است.
به دنبال كتاب‌هاي «گزيده غزليات شمس»، «تازيانه‌هاي سلوك» و «در اقليم روشنايي» كتاب‌هاي زبور پارسي (گزيده غزل‌هاي عطار به همراه مقدمه‌اي درباره زندگي و اشعار او) و مفلس كيميافروش (گزيده اشعار انوري به همراه مقدمه‌اي درباره زندگاني و شعر او) تكميل‌كننده مجموعه «ديوان شعر فارسي» به شمار مي‌روند كه استاد در سال 1362 وعده انتشار آن را داده بودند. اميد همه دوستداران ايشان اين است كه فراغتي براي ايشان به دست آيد تا بتوانند كتاب‌هاي ديگري به اين مجموعه بيفزايند. البته بخش اعظم فراغت استاد به مشغله راهنمايي دانشجويان و مشتاقاتي تبديل شده است كه هر سه‌شنبه از سراسر ايران براي ديدار استاد به دانشگاه تهران رو مي‌آورند و در پي آن با اشتياق فراوان و گاه بدون هرگونه ملاحظه فرصت و وقت، وقت و بي‌وقت، در كاهش فرصت‌هاي اندك اين دانش‌مرد يگانه روزگار مي‌كوشند. به قول شادروان قيصر امين‌پور روزهاي سه‌شنبه دانشكده ادبيات، پايتخت جهان مي‌شود:
راستي باز هم مي‌توانم
بار ديگر از اين پله‌ها
- خسته-
بالا بيايم
تا تو را لحظه‌اي بي‌تعارف
روي آن صندلي‌هاي چوبي
با همان خنده بي‌تكلف ببينم؟

بهترين لحظه‌ها...
لحظه‌هايي كه در حلقه كوچك ما
قصه از هر كه و هر كجاي زمين و زمان بود
قصه عاشقان بود
راستي،
روزهاي سه‌شنبه
پايتخت جهان بود!
در ميان انتخاب‌هايي كه استاد از شعر شاعران كلاسيك فارسي انجام داده بودند انتخابي از ديوان ناصرخسرو هم وجود داشت كه نشان‌دهنده ذوق و سليقه مبتني بر بينش ادبي ايشان بود. البته استاد در كتاب گرانقدر «صور خيال در شعر فارسي» نظرگاه‌هاي انتقادي خود را درباره ناصرخسرو بيان داشته و اشاره كرده‌اند كه: «خواننده‌اي كه با شعر ناصرخسرو ارتباط ذهني برقرار مي‌كند اگر بيش و كم با شعر دوره قبل و حتي شعر معاصران ناصرخسرو آشنايي داشته باشد در آغاز چنين مي‌پندارد كه ناصرخسرو از نظر صور خيال، شاعري چندان توانا نيست چراكه در نخستين ديدار، انديشه‌هاي بلند و خوي آزاده و جلوه‌هاي تعقل و حكمت در شعر او چندان هست كه مجال تجلي به صور خيال شاعرانه نمي‌دهد و اين معاني بلند و طرز تفكر خاص باعث آن مي‌شود كه خواننده با خويش بينديشد كه در ديوان ناصرخسرو از صور خيال نشانه چنداني وجود ندارد اما اگر ديوان او را گذشته از انديشه‌ها و تفكرات و تداعي‌هاي منطقي و شور و عاطفه خاصي كه دارد، مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد كه در شعر او عنصر خيال در بلندترين نقطه، در اوج قرار دارد.» (ص 550) چون تصور نمي‌كنم در اين زمان كه استاد سخت سرگرم تصحيح آثار عطار نيشابوري هستند به شرح و تحليل منتخب اشعار ناصرخسرو بپردازند، فهرست اشعار انتخاب شده ايشان از ديوان ناصرخسرو را در اينجا مي‌آورم تا نشان‌دهنده بخش ديگري از ديوان شعر فارسي مورد نظر استاد دكتر شفيعي‌كدكني باشد:
1) آزرده كرد كژدم غربت جگر مرا 2) سلام كن ز من اي باد مر خراسان را 3) نكوهش مكن چرخ نيلوفري را 4) اي خوانده كتاب زند و پازند  5) چند گويي كه چو هنگام بهار آيد 6) جان و خرد رونده بر اين چرخ اخضرند 7) اي هفت مدبر كه بر اين پرده سراييد 8) تا مرد خرد كور و كر نباشد 9) اي خوانده بس علم و جهان گشته سراسر 10) چون گشت جهان را دگر احوال عيانيش 11) پيروزه رنگ دايره آسيا مثال 12) اگر مستمند و با دل غمگينم 13) دل ز افتعال اهل زمانه ملا شدم 13) پانزده سال برآمد كه به يمگانم 15) من چو نادانان بر درد جواني ننوم 16) اگر بر تن خويش سالار و ميرم 17) شايد كه حال و كار دگر سان كنم 18) كه پرسد زين غريب خوار محزون 19) دير بماندم در اين سراي كهن من 20) نايد هگرز از اين يله‌گو باره 21) جهانا چه در خورد و بايسته‌اي 22) تا كي خوري دريغ ز برنايي 23) بگذر اي باد دل افروز خراساني 24) چيست اين خيمه كه گويي پرگهر درياستي 25) شبي تا ري چو بي ساحل دمان پر قير دريايي 26) اين كهن گيتي ببرد از تازه فرزندان نوي 27) آن ختلي مرد شايگاني 28) بيني آن باد كه گويي دم يارستي.
اميد كه كاهش مشغله‌هايي كه پيش‌تر به آن اشارت رفت اين فرصت را براي استاد فراهم كند تا در آينده نقد و تحليل اشعار برگزيده اين پير خردمند شعر فارسي، در اختيار دوستداران آن قرار گيرد و مجموعه ديوان شعر فارسي، به جامعيت موردنظر خود دست يابد

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

اسلام ایرانی

اسلامي که در سرزمين ايران است

کربن خويشتن را فرزندخوانده اسلام شيعي مي‌خواند

ایران جامعه کوتاه مدت

نگرشي فرماليستي و تقليل‌گرايانه

تسلط افسانه و اسطوره بر جامعه كوتاه مدت

با چراغ و آینه

رخنه‌ی غرب

کتابی یگانه

درجست‌و‌جوي اِلحاقيات‌

مرده‌ها و زنده‌ها

نقشِ نو

عارف شگفت‌انگیز

نظریه‌ی راهگشا

از شرق تا غرب

قصیده‌سرای متجدد

جاي خالي شاعر

رابطه زبان و استبداد

شهري در ميانِ ابرهاي اسطوره

دیپلماسی هسته‌ای

جرج بوش به ایران پیام داده بود

ناگفته‌هاي هسته‌اي

لاريجاني مذاكره مستقيم با آمريكايي‌ها را پذيرفت

طبقه در سرمایه‌داری معاصر

30سال انتظار

از آن طرف بام افتادیم

دشمنان و متحدان طبقه کارگر

علم تاریخ

علم دولتي که به درد نمي‌خورد

قانون مردمان

مهم‌ترين فيلسوف سياسي قرن بيستم

عدالت علیه شَر

به سوی آرمانشهر واقع‌گرایانه

مقالاتی درباره شفيعي کدکني

پيرِ خراساني ما

شفيعي كدكني و نقد ادبي

شعرِ رشک‌انگيز

شعري که زندگي است

آشنايي با اُستاد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.