رابطه زبان و استبداد

امير امامي

 
[ شناسه مقاله: 3674 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۲۴۹۲ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

يکي از نام‌آوران شعر فارسي، انوري‌ست که در انواع شعر طبع‌آزمايي کرده‌است و به‌حق مورد پسند و مقبول طبع اديبان پس‌ازخود واقع شده تابه‌حدي‌که در شعري منقول از جامي، درکنار فردوسي و سعدي به‌عنوانِ يکي از سه پيامبر شعر فارسي قرار گرفته‌است. ديوان به‌جامانده از او که ابتدا به‌همّت سعيد نفيسي و سپس مدرّس رضوي به چاپ رسيده، شامل قصايد و قطعات و غزليات متعدّدي‌ست که مطالعۀ تمام آن جز براي مخاطبان حرفه‌اي ادبيات مقدور نيست. گزيده‌اي که دکتر محمدرضا شفيعي کدکني در سال 1372 فراهم آورده‌است، پاسخي‌ست به يک نياز يعني آشنايي علاقمندان، با شعر انوري؛ اما در عمل بسيار فراتر از آن رفته‌است. شايد در آشفته‌بازار کنوني کتاب تهيه و تدوين گزيده‌اي از آثار يک نويسنده يا ديوان يک شاعر کاري آسان و پيش‌پاافتاده به نظر رسد و کثرت تأليف کتابهاي شبه‌درسي که امروزه براي استفادۀ دانشجويان يا علاقمندان مبتدي آثار ادبي تهيه شده‌اند، مؤيد اين نظر باشند، اما آنجا که پاي ذوق و نقد و تحليل به ميان مي‌آيد، خواهيم ديد که کُميت اينگونه گزيده‌ها لنگ است؛ بالعکس «مفلس کيميافروش» کتابي است که مي‌تواند الگوي خوبي براي آثاري از اين دست باشد. انتخاب هنرمندانۀ قصايد و غزلياتي که همخواني با روحيه و ذوق مردم زمان ما دارد و درعين‌حال نشان‌دهندۀ هنر انوري و درجۀ سخنوري و زبان‌آوري اوست، شرح دقيق و موي‌شکافانه بر دشواري‌ها و ديريابي‌هاي شعر او و مهمتر از همه مقدمۀ مختصر اما جامعي که شفيعي دربارۀ انوري نوشته و در حکم رساله‌اي منحصربه‌فرد براي شناخت کلّي انوري و شعر اوست، اينها و بسياري جز اينها، مفلس کيميافروش را تبديل به منبعي ذي‌قيمت و ارزشمند براي ورود به دنياي شعر انوري کرده‌اند.

سخن گفتن از اين مقدّمه که در عين کثرت فايده، خود موجز و خلاصه است، در اين مجال کوتاه، چندان ممکن نيست. «لاجرم آب دريا را اگر نتوان کشيد، هم به قدر تشنگي بايد چشيد». شفيعي مقدمۀ کتاب را به همان شيوۀ نقد سنتي آغاز مي‌کند. اسناد زندگي انوري را به شيوه‌اي انتقادي بررسي مي‌کند و دربارۀ نام و نسب، زادگاه، تحصيلات، تأليفات، خاندان و سفرها و مخصوصاً سال تولد و وفات و حوادث زندگي او بحث مي‌کند و از کتابها و اسناد مختلف با روش علمي مخصوص خود شواهد و قرايني را نقل مي‌کند.

بخش بعدي مقدمه نقد ساختاري شعر انوري است. اهميت قصايد براي قدما و ترجيح غزلها و قطعات انوري از نظر معاصرين، موجب رويکردي دوگانه به شعر انوري مي‌شود، يکي رويکردي درزماني و ديگر رويکردي همزماني و به‌حق استاد شفيعي از پس هردو برآمده‌است. احاطۀ مؤلف بر تاريخ آفرينش ادبي در ايران و ذکر امثال و شواهد و قراين تاريخي در جاي‌جاي اين بخش نقد شفيعي را خلّاقانه و جاندار کرده‌است. ذکر ديدگاه اديب نيشابوري نسبت به قبول عامه و مقايسۀ آن با منظر شاعران احساساتي و بدون مخاطب دوران جديد از نمونه‌هاي اين خلاقيت و پويايي‌ست.

سخن از بدعتها و بدايع انوري، جايگاه هنري و ادبي او را آشکارتر مي‌کند و ساختار شعر او را با جزئيات کالبدشکافي‌شده در معرض ديد خوانندۀ کنجکاو قرار مي‌دهد. ساخت نحوي کلام انوري، روايت‌پردازي و ديالوگ‌سازي او، صنعت‌گري انوري و صور خيال در شعر او و نيز مقايسۀ زبان او با شاعران برجستۀ پيش و پس از او مانند اميرمعزي و سعدي از مباحث دقيق و موشکافانه‌اي‌ست که خواننده را با خود به عمق شعر و هنر زباني انوري مي‌برد و درک صحيح اين مسائل موجب التذاذ هنري مضاعف از خواندن اشعار انوري مي‌شود و گام‌به‌گام خوانندۀ کم‌آشنا به شعر انوري را به نظام زباني و هنر کلامي او نزديک‌تر مي‌کند. ذکر نمونه‌هاي شعري از ديوان انوري مکمّل مباحث مختلف و متنوّع فوق است.

به نظر من جذّابترين بخش اين مقدّمه شايد بخش سوم آن باشد که به نقد اجتماعي و سياسي شعر انوري اختصاص يافته و اين امر بهانه‌اي شده‌است تا ديدگاه کلي شفيعي دربارۀ رابطۀ زبان و استبداد در تاريخ ادبي زبان فارسي مطرح شود. بحث «شناور شدن زبان و ارتباط آن با رشد خودکامگي» در عين گيرايي و کشش، طرح کلي نظريه‌اي‌ست که مي‌توان با بسط آن به مطالعات بين‌رشته‌اي به نتايج جالب توجهي دست يافت. طرح اجمالي اين مطلب و بررسي و تطبيق آن با شعر انوري در اينجا، الگويي است براي تک‌نگاري دربارۀ هر کدام از شاعران درباري يا غيردرباري در طول تاريخ زبان و ادبيات فارسي و همچنان جاي خالي مباحث مربوط به اين نظريه در ميان مطالعات و آثار پژوهشگران و نويسندگان احساس مي‌شود. لبّ اين نظر از زبان خود شفيعي چنين است: «شناور شدن زبان، نشانۀ فقدان انديشۀ فلسفي و عقلاني در زيربناي جامعه است. و جامعه‌اي که در آن انديشۀ حکيمان و فرزانگان نقشي نداشته باشد، به ناگزير بازيچۀ خودکامگان و عوام‌فريبان است». زمينۀ اجتماعي شعر انوري، نقش اجتماعي شعر درباري، و نقد اجتماعي در شعر انوري مباحثي است که در کنار اين بحث اصلي در اين فصل مطرح مي‌شوند و خاتمه‌بخش اين فصل بررسي رابطۀ اقتصادي و گردش پول و سرمايه ميان آفرينشگر اثر هنري و شعر مدحي و مصرف‌کنندۀ آن يعني ممدوح است، تحت عنوان از مخاطب مالي تا مخاطب انساني. در اينجاست که مخاطب‌شناسي انوري نيز مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و جايگاه شاعر را در منظر مخاطب شعري او براي ما روشن مي‌کند.

روانشناسي شعر انوري نيز يکي ديگر از پنجره‌هايي‌ست که شفيعي به روي مخاطب شعر او مي‌گشايد و با طرح کلي تناقض دروني انوري به سؤالاتي که ممکن است در ذهن خوانندۀ ديوان او از اين نظر شکل بگيرد، پاسخ مي‌دهد. الحاد شاعر يا رابطۀ او با تصوّف نيز در همين بخش به طور خلاصه مطرح مي‌شود.

بخش پاياني اين مقدمه يا درواقع رساله، به زمينۀ فرهنگي شعر انوري و نظر او دربارۀ شعر مي‌پردازد. استخراج آراي انتقادي انوري دربارۀ شعر و نقد او نسبت به اين مساله از خلال ديوان شعريش در اين بخش، دنياي ذهني شاعر را براي ما عيني‌تر مي‌کند و در عين حال مي‌تواند پيش‌درآمدي باشد براي ورود به بخش اشعار منتخب اين کتاب که دکتر شفيعي پس از سالها تورّق و مؤانست با ديوان انوري براي مخاطب امروز شعر فراهم آورده‌است. انتخابي نيکو از قصايد، قطعات، غزلها و رباعيات که همراه با تعليقات مفصّل و فهرستهاي مختلف به صورت مرجعي براي فهم اين اشعار و ساير اشعار انوري درآمده‌است و حتي اگر قطعه‌اي، هم در ديوان انوري و هم در ديوان ناصرخسرو آمده‌باشد، بر طبع مستقيم گردآورنده، خُرده‌اي وارد نيست.

تصحيح برخي ابيات چاپ مدرس رضوي چه به‌صورت قياسي و چه با مراجعه به نسخ خطي از ديگر ويژگيها و برجستگيهاي اين منتخب از اشعار است. تکرار مطالب آغاز اين گفتار، در پايان مجدداً ضروري به نظر مي‌رسد و آن اين است که براي شناخت انوري از مطالعۀ اين کتاب ناگزيريم و اميدواريم که استاد شفيعي کدکني به غير از انوري، عطار، سنايي، بيدل، حزين و مولوي به آنچه در اين کتاب وعده داده‌اند، جامۀ عمل بپوشانند و بتوانند از ساير شعراي فارسي زبان نيز «از رودکي تا بهار» گزيده‌هايي را فراهم آورند. «دير زياد آن بزرگوار خداوند»!

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

اسلام ایرانی

اسلامي که در سرزمين ايران است

کربن خويشتن را فرزندخوانده اسلام شيعي مي‌خواند

ایران جامعه کوتاه مدت

نگرشي فرماليستي و تقليل‌گرايانه

تسلط افسانه و اسطوره بر جامعه كوتاه مدت

با چراغ و آینه

رخنه‌ی غرب

کتابی یگانه

درجست‌و‌جوي اِلحاقيات‌

مرده‌ها و زنده‌ها

نقشِ نو

عارف شگفت‌انگیز

نظریه‌ی راهگشا

از شرق تا غرب

قصیده‌سرای متجدد

جاي خالي شاعر

شهري در ميانِ ابرهاي اسطوره

دیپلماسی هسته‌ای

جرج بوش به ایران پیام داده بود

ناگفته‌هاي هسته‌اي

لاريجاني مذاكره مستقيم با آمريكايي‌ها را پذيرفت

طبقه در سرمایه‌داری معاصر

30سال انتظار

از آن طرف بام افتادیم

دشمنان و متحدان طبقه کارگر

علم تاریخ

علم دولتي که به درد نمي‌خورد

قانون مردمان

مهم‌ترين فيلسوف سياسي قرن بيستم

عدالت علیه شَر

به سوی آرمانشهر واقع‌گرایانه

مقالاتی درباره شفيعي کدکني

پيرِ خراساني ما

شفيعي كدكني و نقد ادبي

شعرِ رشک‌انگيز

شعري که زندگي است

شفيعي كدكني و ديوان شعر فارسي

آشنايي با اُستاد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.