از شرق تا غرب

نويد فيروزي

 
[ شناسه مقاله: 3671 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۲۴۱۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

قلندريه در تاريخ يکي از آثار گرانسنگِ پژوهشي در حوزۀ فرهنگ و ادبياتِ ايراني و اسلامي و بنوعي ثمرۀ بيش از چهل سال تحقيقِ استاد محمدرضا شفيعي کدکني دربارۀ قلندريه است. به گفتۀ خود استاد در ديباجۀ کتاب: «در مهرماه 1344، يعني چهل و يک سال پيش از اين، استاد بديع‌الزمان فروزانفر... در کلاس درس دورۀ دکتري ادبيات فارسي دانشگاه تهران، مرا به جستجو دربارۀ دو موضوع امر فرمود: يکي تحقيق دربارۀ ابوسعيد ابوالخير و ديگري جستجو دربارۀ قلندريه. در اين چهل و يک سال، در سفر و حضر، در مشرق و مغرب، يکي از مشغله‌هاي بيشمار ذهنِ من امتثال امرِ آن بزرگ بوده است...» (ص 13)

براستي پژوهش دربارۀ جريان و مفهومِ سيالي همچون قلندر/قلندري با درنظرگرفتن اَشکال و اطوار بسيار متنوّعِ آن و همچنين با ملحوظ‌کردنِ کمبودِ منابع و مستنداتِ مستقل و صريح دربارۀ ايشان، چنان دشوار است که ناممکن مينمايد. اين اثر که عنوان فرعي آن «دگرديسيهاي يک ايدئولوژي» است، از شصت و هفت بخشِ مقالهگونه تشکيل شده که در هر يک از آنها از زاويهاي و به صورتي، مطلبي دربارۀ قلندر، قلندري و مفاهيم نزديک و مرتبط بدان، ارائه شده است. از جمله «معناي واژۀ قلندر» (ص 37) که استاد پيش‌تر در آثار ديگرشان هم بدان اشاره کرده بودند. يکي از دلايل کثرت و تنوّع بخشهاي اين کتاب، علاوه بر تأثيري که کمبود و پراکندگي منابعِ مربوط به قلندريه در اين مسأله داشته و صورت اين پژوهش را به ناگزير چنين شکل داده، چهرۀ بيرنگ و نشان و سيال قلندريه در طولِ تاريخ است؛ در ديباجۀ کتاب آمده است: «جنبش قلندريه، چنان که در مطاوي کتاب حاضر ملاحظه خواهيد کرد، يک جنبشِ چندساحتي است. با يک نگاهِ منشوري ميتوان در آن رنگهاي بيشماري ديد: از مزدکگرايي و آيينهاي ايراني کهن گرفته تا راه و رسمِ جوانمردي و عياري و فتوّت، تا عناصري از آيين خرمدينان تا انديشه‌هايي از گنوستيسيسم و عرفان اسلامي در صورت مکتب ملامتيانِ نيشابور تا گرايشهاي قرمطيانه و شيعي و حروفي و اهل حق ــ تصويري متناقض از مردمي که از يک سوي با ثروتهاي بزرگ و تعدّد زوجات و نظامِ بَردهداري و قتلِ نفس و تباه کردن طبيعت و آلودنِ محيط زيست مخالفاند و از سوي ديگر، و در دوراني ديگر، جز دريوزه و گدايي کاري ازيشان ديده نمي‌شود» (ص13).

نخستين بخشِ اين اثر، «چهار جريان فکري» نام دارد و در آن به جريانهاي «روحي اصيل و دوران‌سازِ» خراسانِ نيمۀ قرنِ سوم پرداخته شده است. اين جريانها که در نتيجۀ يکي از شاخصه‌اي اصلي نگاهِ پژوهشي استاد (توجّه به عنصرِ غالب/Dominant) بازشناسي و تفکيک شده‌اند، عبارت‌اند از: «مذهب کراميه»، «مذهب ملامتيه»، «مذهب صوفيه» و «مذهب اصحاب فتوّت». بازشناسي اين جريانهاي فکري، ريشههاي تاريخي بسياري از مکاتب گوناگون فکرياي را که در قرون سپسين در فرهنگ ايراني و اسلامي ظهور کردهاند، نشان ميدهد. در بخشهاي بعد کتاب موضوعاتي چون «معناي واژۀ قلندر»، «قلندريه و تجاوزِ به تابوها»، «از مزدک‌گرايي تا تشيعِ صفوي»، «ايراني بودن و سرّي بودن آيين قلندري»، «عناصر ايراني در آيين قلندري»، «ايراني بودن مشايخ تصوّف»، «قلندريه و حکومت‌ها»، «قلندريه و جستجوي قدرت سياسي»، «قلندريه و ارباب شريعت» و... بررسيده شده است. همچنين در بخشهايي از کتاب، چهرۀ قلندر در آثار شاعراني چون سنائي، عطّار، مولانا، اوحدي مراغي و حافظ ديده شده است. در همينجا بايد اشاره کرد که به نظر استاد «ادبيات ملامتي و قلندري... اوجِ ادبيات فارسي است و خورشيد منظومۀ شمسي اين جهانبيني» (ص35). علاوه بر اين موارد، دربارۀ مهمترين رجال قلندريه و قلمرو جغرافيايي حضورِ قلندريه و نيز مکتبِ ملامت، بخش‌هايي آمده است. آنچه در اين اثر بسيار شايان توجّه است نوعِ نگرش استاد به مسألۀ تحقيق است. «قلندريه در تاريخ» با اين عبارتِ بايستۀ درنگ آغاز شده است: «با يادِ استاد بديعُ الزّمان فروزانفر که نگاهِ منشوري به متن را هم ازو آموختيم.» جاي آن است که دربارۀ اين «نگاهِ منشوري» ــ که به نظر نگارندۀ اين سطور اصلِ اساسي پژوهش در حوزۀ فرهنگ و ادبيات است ــ به عنوان يک روشِ تحقيق کارآمد و البته ضروري تأمل بيشتري شود و شاخصهاي اصلي آن در اثري مستقل ارائه گردد. نگاهي به کتابِ پژوهش‌آموزِ «قلندريه در تاريخ» نشان ميدهد که در برخورد با تاريخِ فرهنگي ايران‌زمين تا چه‌اندازه بايد بهوش و محتاط بود و از اظهار نظرهاي جزمي و قطعي و کلّي ــ‌که نتيجۀ تصوّر و نگاهِ بيراه و نادرست و البته آگاهيهاي ناقص دربارۀ فرهنگ و تاريخ و ادبيات است ــ پرهيز کرد

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

اسلام ایرانی

اسلامي که در سرزمين ايران است

کربن خويشتن را فرزندخوانده اسلام شيعي مي‌خواند

ایران جامعه کوتاه مدت

نگرشي فرماليستي و تقليل‌گرايانه

تسلط افسانه و اسطوره بر جامعه كوتاه مدت

با چراغ و آینه

رخنه‌ی غرب

کتابی یگانه

درجست‌و‌جوي اِلحاقيات‌

مرده‌ها و زنده‌ها

نقشِ نو

عارف شگفت‌انگیز

نظریه‌ی راهگشا

قصیده‌سرای متجدد

جاي خالي شاعر

رابطه زبان و استبداد

شهري در ميانِ ابرهاي اسطوره

دیپلماسی هسته‌ای

جرج بوش به ایران پیام داده بود

ناگفته‌هاي هسته‌اي

لاريجاني مذاكره مستقيم با آمريكايي‌ها را پذيرفت

طبقه در سرمایه‌داری معاصر

30سال انتظار

از آن طرف بام افتادیم

دشمنان و متحدان طبقه کارگر

علم تاریخ

علم دولتي که به درد نمي‌خورد

قانون مردمان

مهم‌ترين فيلسوف سياسي قرن بيستم

عدالت علیه شَر

به سوی آرمانشهر واقع‌گرایانه

مقالاتی درباره شفيعي کدکني

پيرِ خراساني ما

شفيعي كدكني و نقد ادبي

شعرِ رشک‌انگيز

شعري که زندگي است

شفيعي كدكني و ديوان شعر فارسي

آشنايي با اُستاد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.