مرده‌ها و زنده‌ها

عليرضا غلامي

 
[ شناسه مقاله: 3667 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۳۴۳۸ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

اسرارالتوحيد را مي‌شود ويترينِ تمام آثار محمدرضا شفيعي کدکني به حساب آورد. يعني اگر قرار باشد چهل و چند کتاب او را، که در زمينه‌هاي مختلف هستند، به نمايش گذاشت و اگر قرار باشد يکي از آن‌ها را براي نمونه در ويترين گذاشت کتاب درخشان «اسرارالتوحيد في مقامات الشيخ ابي‌سعيد» مي‌تواند همان کتاب باشد. حتي يک پله مي‌شود بالاتر رفت. گزاف نيست اگر گفته شود اين «اسرارالتوحيد» را مي‌شود ويترينِ تمام متن‌هاي تصحيح‌شده در اين چند دهه دانست. يعني اگر قرار باشد يکي از بي‌شمار متن‌هاي کلاسيک را، که معاصرين تصحيح کرده‌اند، انتخاب کنند و به عنوان نمونه در ويترين بگذارند اين «اسرارالتوحيد» مي‌تواند بهترين باشد.

اين به خاطر خود متن نيست که اصلاً در شاهکار بودن اسرارالتوحيد ترديدي نيست. بعضي از داستان‌هاي آن مثل داستانِ «مرد حلواگر در بيابان» با هر معياري که سنجيده شود معرکه است. اما «تاپ» بودن اين اسرارالتوحيد در بين اين همه متون به خاطر نوع برخورد شفيعي کدکني با آن است. کاري که او در اسرارالتوحيد کرده توقع ما را از متنِ تصحيح‌شده بالا برده است. براي همين وقتي ما اين کتاب را تمام مي‌کنيم کارِ برجسته‌ترين مصححان قبل از او و حتي بعد از او ديگر پيش ما کامل به نظر نمي‌رسد.

اسرارالتوحيد مجموعه‌ي حکايت‌هايي است براي اثباتِ بزرگي ابوسعيد، عارف شگفت‌انگيز ايراني. حکايت‌ها را يکي از احفاد او جمع کرده است و در کارش سنگ تمام گذاشته است. او به شکلي شگفت‌انگيز تصويري دقيق و فراموش‌نشدني از زندگي صوفيان و جامعه‌ي اطراف‌شان مي‌دهد. اما کارِ شفيعي کدکني با اين متنِ درخشان زنده کردن آن بوده است. اصولاً هنرِ بزرگ شفيعي کدکني زنده کردن مرده است. چه کسي فکر مي‌کرد شعر انوري دوباره زنده شود و يا حتي قصيده‌هاي سنايي. غزل‌هاي مولانا اگر در همان مجموعه‌ي سنگين «کليات شمس تبريزي» مانده بود شايد يکي دو هزار خواننده پيدا مي‌کرد. آن هم هر سي‌ سال يک‌بار. حتي در بين اين شاعران معاصر هم مرده‌هايي هستند که او زنده مي‌کند. يکي مثلاً محمدعلي افراشته است که مجموعه اشعارش دو بار هم به زور چاپ شده است ولي در کتاب تازه‌ي «با چراغ و آينه» از بهترين شاعران معاصر معرفي مي‌شود. «تذکره‌الاوليا» هنوز نيامده است ولي شايد کتاب شاهکار عطار گلِ سر سبد همه‌ي اين مرده‌هايي شود که به دست استاد 72 ساله دوباره زنده مي‌شوند.

شفيعي کدکني در اسرارالتوحيد خواننده را در جريان تمامِ جزئيات محيط تاريخي ـ اجتماعي روزگار ابوسعيد قرار مي‌دهد. از طرف ديگر انعکاسِ ميراثِ ابوسعيد تا شعاع‌هاي دوردست بررسي مي‌شود و همين‌طور ردپاي ميراثِ گذشتگان بر ابوسعيد. مجموعه‌ي مقدمه و تعليقاتي که همراه اسرارالتوحيد چاپ شده‌اند سرشار از نکات تازه و دقت‌هاي شگفت‌انگيز است. شفيعي کدکني در اغلب موارد با قاطعيت رأي صادر مي‌کند و در برخي موارد فقط آراء ديگران را نقد مي‌کند. مثلاً يک نمونه‌اش ديدار ابوسعيد و ابن‌سيناست. در اين هزار و چند صد سال فرهنگ ايراني ـ اسلامي تعداد انگشت‌شماري از ديدارها اهميت زيادي پيدا کرده‌اند. ديدارهاي مولانا و شمس يا محمود غزنوي و فردوسي از جمله‌ي اين ديدارها هستند که با آب و تاب زياد گزارش شده‌اند. يکي از ديدارهاي بسيار مهم هم ديدار ابوسعيد و ابوعلي بوده است که هر دو نماينده‌‌هاي برجسته‌ي دو نوع تفکر بوده‌اند. در اين مورد شفيعي کدکني رأي نهايي نمي‌دهد. او صرفاً اسناد را بررسي مي‌کند و رأي کساني مانند بديع‌الزمان فروزانفر و عبدالحسين زرين‌کوب و محمدتقي دانش‌پژوه و ادواردويچ يوگني برتلس را نقد مي‌کند. ما نمي‌دانيم از نظر شفيعي کدکني بالاخره بين آن دو ديداري صورت گرفته است يا خير

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

اسلام ایرانی

اسلامي که در سرزمين ايران است

کربن خويشتن را فرزندخوانده اسلام شيعي مي‌خواند

ایران جامعه کوتاه مدت

نگرشي فرماليستي و تقليل‌گرايانه

تسلط افسانه و اسطوره بر جامعه كوتاه مدت

با چراغ و آینه

رخنه‌ی غرب

کتابی یگانه

درجست‌و‌جوي اِلحاقيات‌

نقشِ نو

عارف شگفت‌انگیز

نظریه‌ی راهگشا

از شرق تا غرب

قصیده‌سرای متجدد

جاي خالي شاعر

رابطه زبان و استبداد

شهري در ميانِ ابرهاي اسطوره

دیپلماسی هسته‌ای

جرج بوش به ایران پیام داده بود

ناگفته‌هاي هسته‌اي

لاريجاني مذاكره مستقيم با آمريكايي‌ها را پذيرفت

طبقه در سرمایه‌داری معاصر

30سال انتظار

از آن طرف بام افتادیم

دشمنان و متحدان طبقه کارگر

علم تاریخ

علم دولتي که به درد نمي‌خورد

قانون مردمان

مهم‌ترين فيلسوف سياسي قرن بيستم

عدالت علیه شَر

به سوی آرمانشهر واقع‌گرایانه

مقالاتی درباره شفيعي کدکني

پيرِ خراساني ما

شفيعي كدكني و نقد ادبي

شعرِ رشک‌انگيز

شعري که زندگي است

شفيعي كدكني و ديوان شعر فارسي

آشنايي با اُستاد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.