پيش‌زمينه‌اي درباره كتاب «طبقه در سرمايه‌داري معاصر» و ترجمه آن

30سال انتظار

حسن فشاركي- فرهاد مجلسي‌پور

 
[ شناسه مقاله: 3658 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۲۴۳۵ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

نيكوس پولانزاس، ماركسيست كلاسيك فرانسوي، شاگرد لويي آلتوسر، فيلسوف بلندآوازه تا ساختارگراي ماركسيست بود. دهه هفتاد ميلادي عرصه تهاجم انديشه چپ به نظام سرمايه‌داري جهاني بود، و اين دو متفكر جزو پيشتازان اين نهضت بودند. كساني كه در آن دهه در اروپا زيسته‌اند به ياد دارند كه چگونه بيشتر عرصه‌هاي روشنفكري آن دوران در اختيار جنبش چپ بود و چگونه جوانان پرشور آن ايام منتظر انقلاب جهاني بودند و دل در گرو آرمان‌هاي آن داشتند. با پايان يافتن اين دهه و آغاز دهه هشتاد رفته‌رفته جنبش رو به ضعف نهاد. آلتوسر و پولانزانس جزو اولين كساني بودند كه وضعيت جديد را درك كردند، اولي ديوانه شد و همسر خود را به قتل رساند و دومي خود را كشت. در همان ايام، ولي، در ايران اميدهاي تازه‌اي پيدا شده بود. نظام سرمايه‌داري وابسته به غرب فروريخته بود و جوانان گروه گروه به جانب چپ مي‌گرويدند. بازار كتاب‌ها و نشريات چپ بسيار پررونق، گرچه در عين حال بسيار سطحي بود. در چنين وضعيتي بود كه مترجمين آن موقع جوان اين كتاب تصميم گرفتند دست به ترجمه كتاب عميق و كلاسيك ماركسيستي بزنند تا به سهم خود به قوام آن ياري دهند. كتاب فوق، به توصيه دوستي فاضل، انتخاب و ترجمه شد. با يكي از بهترين ناشران آن روزگار، يعني انتشارات خوارزمي، قرارداد چاپش بسته شد، بعد از چند بار ويرايش منتظر چاپ بوديم كه روز واقعه فرارسيد، و با دگرگون شدن اوضاع كشور ناشر از چاپ كتاب امتناع كرد و مترجمان نيز از ادامه كار نااميد شدند. بالاخره موج بحران چپ جهاني به خانه ما هم رسيده بود. «باران جرجر بود و ضجه ناودان‌ها بود، و سقف‌هايي كه فرو مي‌ريخت، سقف بلند آرزوهاي ما ...»

حدود 30 سال جهان عرصه تاخت و تاز نيروهاي نيوليبرال بود. جوانان آرمان‌گراي ديروز، امروز فوج فوج به وال‌استريت دخيل مي‌بستند، اول با كيف‌هاي سامسونت و سپس با لپ‌تاپ‌هاي پرزرق و برق. ديگر كسي از آزادي، برابري، و مردم سخن نمي‌گفت. همه به دنبال موفقيت، لذت و دلار بودند. نسخه ويرايش شده كتاب پولانزاس هم در صندوق خانه قديمي خاك مي‌خورد. ولي «ناگاه ديدم، ‌آه گويي قصه مي‌بينم. تركيد تند و ترق، بين جنوب و شرق، زد آذرخشي برق...» و اين بار صائقه در خرمن وال‌استريت افتاد. سقوط شديد سهام و آغاز بحراني جديد. باز جوانان در خيابان‌ها و باز كارگران در حال اعتصاب و باز بحث‌هاي داغ فلسفي و سياسي در ميان روشنفكران نسخه ويرايش شده نيز از كنج صندوق خانه بيرون كشيده شد، از نو ويرايش شد و به همت دوستان «رخداد نو» چاپ و منتشر شد. هر انديشه در چالش است كه پيراسته مي‌شود و در تجربه و آزمايش است كه ويراسته مي‌گردد. هيچ انديشه‌اي در خود اصالت ندارد، تنها انسان است كه اصالت دارد و همه چيز براي او در خدمت اوست. در همين تعاطي افكار است كه مي‌شود راهي به رهايي جست.

اجازه دهيد چند كلمه‌اي هم درباره محتواي كتاب بگوييم: كتاب، پس از پيش‌گفتاري كوتاه، با مقدمه‌اي نسبتاً طولاني‌تر آغاز مي‌شود: «طبقات اجتماعي و بازتوليد گسترده آنها.» نويسنده كوشش مي‌كند با الهام از ساختارگرايي آلتوسر طبقات اجتماعي را تعريف كند. در بينش ماركسيسم سطحي، طبقات مجموعه‌اي از انسان‌ها هستند كه در روند توليد جايگاه خاصي دارند. مثلاً طبقه كارگر مجموعه افرادي است كه فاقد ابزار توليد هستند و تنها داراي نيروي كاري هستند كه آن را به سرمايه‌داران (طبقه سرمايه‌دار) مي‌فروشند، و طبقه سرمايه‌دار شامل كساني مي‌شود كه ابزار توليد را در اختيار دارند و با خريد نيروي كار كارگران و بهره‌كشي از آنها آنان را استثمار مي‌كنند. ماركسيست‌هاي سطحي معتقدند در اين ميان تضاد و كشمكشي ايجاد مي‌شود و كم‌كم با ظهور بحران‌هاي اقتصادي، انقلابي در اين ميان درمي‌گيرد و كارگراني كه هيچ چيزي جز زنجيرهاي خود ندارند بي‌باكانه پيروز اين ميدان خواهند بود.

پولانزانس، اما، به گونه‌اي ديگر مي‌بيند. (ص 16)

«طبقه اجتماعي گروه‌بندي‌هايي از عوامل اجتماعي‌اند كه عمدتاً، ولي نه منحصراً، به وسيله جايگاه‌شان در روند توليد، يعني در حوزه اقتصادي، تعريف مي‌شوند. جايگاه اقتصادي عوامل اجتماعي نقش اساسي را در تعيين طبقات اجتماعي ايفا مي‌كند. اما نمي‌توانيم از اين امر نتيجه بگيريم كه اين جايگاه اقتصادي براي تعيين طبقات اجتماعي كافي است.»

چه چيزي كم است؟ پولانزاس پاسخ مي‌دهد «سياست و ايدئولوژي» بنابراين طبقات اجتماعي در سه وجه اقتصاد، سياست و ايدئولوژي تعريف مي‌شوند. اين طبقات هستي‌هايي نيستند كه اول ايجاد و سپس با هم درگير شوند. همان روند ايجادشان با درگيري بين آنها- در تمام ابعاد- توأم بوده است. در تضاد، رشد مي‌كنند و در نتيجه با رشد و توسعه طبقات، تضاد و درگيري در ميان آنها نيز پيچيده‌تر مي‌شود. اين همه دستگاه‌هاي تبليغاتي، رسانه‌هاي گروهي، انديشه‌هاي جور واجور، همراه با زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها، ندامتگاه‌ها، پليس‌ها و ارتش‌ها و كليساها و همچنين مسابقات فوتبال و ... نشان از پيچيده شدن اين پيكار سياسي و اقتصادي و ايدئولوژيك مي‌دهند. نويسنده در اين مقدمه به ظرايفي اشاره مي‌كند كه توجه به آنها براي تحليل‌هاي روزمره ضروري است مثلاً پس از تعريف شيوه توليد خاطرنشان مي‌شود كه در هيچ جامعه‌اي نه يك شيوه توليد خالص بلكه تركيبي از چند شيوه توليد يافت مي‌شود. مثلاً در جوامع سرمايه‌داري اروپا در ابتداي قرن بيستم سه شيوه توليد زير وجود داشت. (ص 16)

«1. عناصري از شيوه توليد فئودالي، 2. شكل توليد كالايي ساده و مانوفاكتور (شكل انتقال از فئوداليسم به سرمايه‌داري) و 3. شكل توليد سرمايه‌داري به اشكال رقابتي و انحصاري.»

ولي اين امر مانع آن نمي‌شود كه ما اين جوامع را سرمايه‌داري بناميم. در توضيح دستگاه‌هاي دولتي حافظ نظام‌هاي سرمايه‌داري به نقش‌هاي متفاوتي كه نهاد مدرسه يا آموزش و پرورش بر عهده دارد نيز اشاره مي‌كند كه بهتر است به خود كتاب مراجعه شود. مدارس صرفاً محل‌هايي براي آموزش نيستند، بلكه محل تربيت عناصر و كادرهايي براي حفاظت اقتصادي، سياسي و ايدئولوژيك از نظام حاكم هستند. راستي بايد تأكيد كنيم كه روش پولانزاس ديالكتيكي است، يعني مثلاً مولفه اقتصاد بر سياست و ايدئولوژي اثر مي‌گذارد و مولفه ايدئولوژي هم بر سياست و اقتصاد ... آن اسطوره زيربنا – روبنا كه در ماركسيسم سطحي باب شده، در انديشه او جايگاهي ندارد. اقتصاد تنها در مرحله نهايي تعيين‌كننده است، و ما به قول آلتوسر، هرگز به آن مرحله نخواهيم رسيد.

پس از مقدمه، بخش اول كتاب، كه درباره «بين‌المللي شدن روابط سرمايه‌داري و ملت- دولت» است، آغاز مي‌شود. روابط سرمايه‌داري برخاسته از اروپا امروز ديگر عالم‌گير شده است. اين روند چگونه رخ داد؟ و وضعيت كنوني آن (يعني در دهه هفتاد ميلادي زمان تأليف كتاب) چگونه است؟ پولانزاس معتقد است فاز فعلي (دهه هفتاد) فاز سلطه سرمايه آمريكايي بر كل جهان است و در عين حال فاز بحران كل سرمايه‌داري امپرياليستي. او در آن زمان اروپا را در آستانه جنبش‌هاي كارگري و سوسياليستي مي‌ديد و ما امروز مي‌دانيم كه چنين نشد. آيا اين وقفه بيش از 30 ساله به سبب فروپاشي شوروي و اقمارش بود؟ آيا امروز ما باز به همان دوران بازگشته‌ايم يا از آن عبور كرده‌ايم؟ چه چيزي فرق كرده است؟ اين پرسش‌ها نه تنها از لحاظ معرفتي مهم‌اند بلكه در زندگي عملي ما هم بسيار نقش خواهند داشت. جهان ما به چه سويي مي‌رود؟ آزادي و برابري يا جنگ و نابودي؟ شناخت علمي گذشته و حال براي استقرار زندگي خوب و مطلوب در آينده است.

دو فصل بعدي كتاب درباره دو طبقه اصلي جوامع مدرن است كه ماركسيست‌ها، لااقل از يكي و از آنها غافل بوده‌اند؛ يعني بورژوازي و خرده‌بورژوازي. خرده بورژوازي طبقه‌اي است كه كمتر به آن پرداخته شده و گاهي هم به غلط، با پيروي از كلاسيك‌هاي بسيار قديمي، آن را متحد بي‌چون و چراي طبقه كارگر در رسيدن به سوسياليسم مي‌دانند. پولانزاس، ضمن تأكيد بر طبقه بودن آن، آن را به دو گروه سنتي و مدرن تقسيم مي‌كند و هر يك را جداگانه مي‌كاود. رابطه آن را با كار مولد و كار غيرمولد و همچنين با طبقه كارگر بررسي مي‌كند. شايد اين فصل بيش از هر فصل ديگر اين كتاب براي درك جامعه ما بتواند مفيد باشد.

در پايان، مترجمان مايل‌اند تأكيد كنند كه ترجمه اين كتاب و (علي‌الاصول) هيچ كتابي به منزله موافقت تام و تمام با مطالب آن نيست. آنچه اهميت دارد، درافكندن پرسش و برافكندن بي‌تفاوتي معرفتي و بيحالي فكري است. در پيكار انديشه‌هاست كه راه بر سلطه جزميت‌ها بسته و بر پيشرفت و آزادي گشوده مي‌شود. بگذار تا صد گل بشكفد

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

اسلام ایرانی

اسلامي که در سرزمين ايران است

کربن خويشتن را فرزندخوانده اسلام شيعي مي‌خواند

ایران جامعه کوتاه مدت

نگرشي فرماليستي و تقليل‌گرايانه

تسلط افسانه و اسطوره بر جامعه كوتاه مدت

با چراغ و آینه

رخنه‌ی غرب

کتابی یگانه

درجست‌و‌جوي اِلحاقيات‌

مرده‌ها و زنده‌ها

نقشِ نو

عارف شگفت‌انگیز

نظریه‌ی راهگشا

از شرق تا غرب

قصیده‌سرای متجدد

جاي خالي شاعر

رابطه زبان و استبداد

شهري در ميانِ ابرهاي اسطوره

دیپلماسی هسته‌ای

جرج بوش به ایران پیام داده بود

ناگفته‌هاي هسته‌اي

لاريجاني مذاكره مستقيم با آمريكايي‌ها را پذيرفت

طبقه در سرمایه‌داری معاصر

از آن طرف بام افتادیم

دشمنان و متحدان طبقه کارگر

علم تاریخ

علم دولتي که به درد نمي‌خورد

قانون مردمان

مهم‌ترين فيلسوف سياسي قرن بيستم

عدالت علیه شَر

به سوی آرمانشهر واقع‌گرایانه

مقالاتی درباره شفيعي کدکني

پيرِ خراساني ما

شفيعي كدكني و نقد ادبي

شعرِ رشک‌انگيز

شعري که زندگي است

شفيعي كدكني و ديوان شعر فارسي

آشنايي با اُستاد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.