چگونه بنيتو موسوليني سينماي ايتاليا را دگرگون کرد

ديکتاتورِ بزرگ

دن جُرجيکاس

 
[ شناسه مقاله: 3646 ]   [ موضوع: سینما ]   [ بازدید: ۳۸۵۵ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

متولد 1938 در ايالات متحد امريکا تاريخ‌نگار، منتقد و فعال سياسي است. کارشناس تاريخ اتحاديه‌هاي کارگري هم هست. فعاليت‌هاي سينمايي‌اش عمدتاً در مجله‌ي سينه‌است بوده و کتاب مهمي هم درباره‌ي محله‌ي‌هارلم نوشته.

هيچ سياست‌مداري به‌اندازه‌ي بنيتو موسوليني فاشيست سينما را دوست نداشت و هيچ سياست‌مداري به‌اندازه‌ي بنيتو موسوليني از راز بزرگ سينما آگاه نبود. موسوليني مي‌دانست سينما در قرنِ بيستم جايگزين هنرهاي ديگر شده است و بي‌اعتنايي به سينما، يا کم‌اهميت شمردن سينما، چيزي ضرر به همراه نمي‌آورد. موسوليني داعيه‌ي شناخت همه‌ي هنرها را داشت، ولي وقتي پاي سينما در ميان بود، رسماً به کارشناس اين هنر بدل مي‌شد. به نظر مي‌رسد موسوليني مي‌دانست که سينما رسانه‌ي مهمي است براي سياست‌مداران و اين نکته را در روزهايي فهميده بود که هنوز به چشم خيلي از سياست‌مداران سينما جز يک وسيله‌ي تفريح نبود. فاشيسم گوشه‌ي چشمي هم به هنر داشت و هنر را به چشم ابزار تبليغاتي مي‌ديد.

دو سال بعد از آن‌که مؤسسه‌ي ملي آموزش سينما در ايتاليا تأسيس شد، موسوليني اين مؤسسه را مصادره کرد. همه‌ي فيلم‌هاي خبري و مستندهاي تبليغاتي در اين مؤسسه توليد مي‌شدند و موسوليني به اين نتيجه رسيده بود که مصادره‌ي اين مؤسسه مي‌تواند ميزان تسلط دولت را بر سينماها دوچندان کند. همه‌ي سينماهاي ايتاليا موظف بودند پيش از نمايش فيلم‌هاي داستاني، يکي دو فيلم مستند خبري يا تبليغاتي را هم براي تماشاگران نشان دهند. برنامه‌ي نمايش اين فيلم‌هاي مستند خبري يا تبليغاتي از پيش معلوم نبود. همه‌ي تماشاگران مي‌بايست پيش از شروع اين مستندها در سالن نمايش سينما حاضر مي‌شدند و بعد از تمام شدن اين مستندها هيچ تماشاگري را به سالن نمايش راه نمي‌دادند. شرط اصلي تماشاي فيلم‌ها، تماشاي اين مستندهاي خبري يا تبليغاتي بود.

به واسطه‌ي همين مستندها بود که حزب فاشيست ايتاليا نظريه‌هايش را با مردم در ميان مي‌گذاشت. موسوليني پاي ثابت همه‌ي اين مستندها بود و در کم‌تر صحنه‌اي از اين فيلم‌ها اثري از او پيدا نمي‌شد. وقتي هم خودش نبود، عکس يا مجسمه‌اش را مي‌شد ديد. در بيش‌تر فيلم‌ها با قاطعيت حرف مي‌زد و حزب فاشيست ايتاليا را يگانه منجي مردم اين کشور مي‌دانست و از مردمي که هنوز به دلايلي عضو اين حزب نشده بودند مي‌خواست که هرچه زودتر به دفتر مرکزي حزب مراجعه کنند و به عضويت حزب درآيند و از مواهب عضويت در اين حزب بهره‌مند شوند. همه‌ي حرف‌هاي او به صورت ميان‌نويس روي پرده مي‌آمد و يکي از اعضاي حزب فاشيست که صداي رسا و کوبنده‌اي داشت حرف‌هاي او را هم‌زمان براي تماشاگران مي‌خواند و تا جايي که مي‌شد سعي مي‌کرد لحن موسوليني را به صداي خود ببخشد. تماشاگران هم بايد به صورت ايستاده اين فيلم‌ها را مي‌ديدند تا به رهبرشان اداي احترام کنند.

نکته اين بود که سينماي ايتاليا در آن روزها وضعيت به‌ساماني نداشت و فيلم‌هاي ايتاليايي قابل قبولي ساخته نمي‌شد. سال‌ها از آخرين حضور پررنگ سينماي ايتاليا در دنيا مي‌گذشت و اين‌گونه به نظر مي‌رسيد که موسوليني به ساخت مستندهاي خبري و تبليغاتي دل خوش کرده است، اما درنهايت اين الساندرو بلازتي بود که توانست سه سال بعد از مصادره‌ي مؤسسه‌ي ملي آموزش سينما، توجه موسوليني را به ارزش و اهميت واقعي سينما جلب کند. شهر رُم سال‌ها بود که در محاصره‌ي مرداب‌ها حال و روز مساعدي نداشت و انواع بيماري‌ها به واسطه‌ي همين مرداب‌ها نصيب مردمان اين شهر مي‌شد. موسوليني که از دست اين مرداب‌ها و مريضي‌هايي که به جاي مي‌گذاشتند خسته شده بود، دستور داد راهي براي خشکاندن‌شان پيدا کنند. موضوع فيلمي هم که الساندرو بلازتي ساخت همين بود. چيزي که هم به مذاق مردم خوش مي‌آمد و هم موسوليني را راضي مي‌کرد؛ به‌خصوص که فيلم موسوليني را به خاطر اين کار بزرگ ستايش کرده بود. با ديدن فيلم «آفتاب» بود که موسوليني حس کرد استفاده‌ي تبليغاتي از سينما را مي‌توان به مستندهاي خبري و تبليغاتي محدود نکرد و مي‌شود فيلم‌هاي سينمايي را هم به گونه‌اي ساخت که در خدمت خواسته‌هاي حزب باشد. به قولي تلاش‌هاي پسر موسوليني، ويتوريو، در تشويق پدر بي‌اثر نبود.

با ورود سينماي ناطق عيش موسوليني دوچندان شد؛ از اين به بعد مي‌شد مستندهاي خبري و تبليغاتي را با صداي خود موسوليني پخش کرد و اين براي موسوليني‌اي که صداي خودش را دوست مي‌داشت بزرگ‌ترين هديه بود. بعد از اين بود که صداي موسوليني از بلندگوي همه‌ي سينماهاي رُم پخش مي‌شد و تماشاگراني که براي ديدن فيلم‌ها به سينما رفته‌ بودند چاره‌اي نداشتند جز اين‌که ايستاده به حرف‌هاي او گوش کنند و با اشاره‌ي يکي از اعضاي حزب فاشيست که روبه‌روي همه، زير پرده‌ي سينما، ايستاده بود، براي او کف بزنند و بعضي کلمات يا جمله‌ها را با صداي بلند تکرار کنند.

در ميانه‌ي دهه‌ي 1930 بود که موسوليني وسوسه‌اي را که مدت‌ها بود به جانش افتاده بود با صداي بلند اعلام کرد: اين‌که سينماي ايتاليا مي‌تواند رقيب بزرگي براي سينماي امريکا باشد. اين حرف در روزهايي به زبان موسوليني آمد که در سينماي ايتاليا هر سال کم‌تر از ده فيلم ساخته مي‌شد و از اين ده فيلم دست‌کم پنج فيلم به مذاق تماشاگران خوش نمي‌آمد. به دستور موسوليني استوديوهاي فيلم‌سازي و کارگردان‌ها و بازيگرها در جلسه‌هاي توجيهي شرکت کردند و نتيجه‌ي اين جلسه اين بود که هر سال بايد صد فيلم بلند سينمايي در ايتاليا ساخته شود. طبيعي بود که نمي‌شد نظر موسوليني و حزب را تغيير داد. بنابراين همه دست‌به‌کار شدند و همان سال هشتاد و چهار فيلم سينمايي در ايتاليا ساخته شد که باورش براي خيلي‌ها ممکن نبود.

در نتيجه‌ي گلايه‌ي استوديوها و کارگردان‌ها و اعتراض به کمبود وسايل فيلم‌سازي بود که موسوليني دستور ساخت شهرک سينمايي چينه‌ چيتا را داد؛ آن هم درست در محل سابق مرداب‌هايي که به دستور او خشکانيده شده بودند. در 1936 چينه‌چيتا، به‌عنوان مرکز رسمي فيلم‌سازي ايتاليا، رسماً افتتاح شد تا رقيب جدي و سرسختي براي سينماي امريکا باشد. موسوليني بر اين باور بود که بين مردمان اروپا، هيچ مردمي به‌اندازه‌ي مردم ايتاليا اهل هنر نيستند و تسلط‌شان بر چند هنر مي‌تواند سينماي اين کشور را به ديدني‌ترين سينماي دنيا بدل کند. اما از آن‌جا که موسوليني به سينماگران اعتماد نداشت، مسووليت چينه‌ چيتا را به پسرش ويتوريو سپرد که به سينما علاقه‌ي بيشتري داشت. چيزي که موسوليني نمي‌دانست اين بود که سينماگران راه‌هاي زيادي براي فرار از دست ايده‌هاي موسوليني بلدند و درست به همين دليل تعداد فيلم‌هايي که دوره‌ي زمام‌داري موسوليني ساخته شدند و موضعي فاشيستي داشتند و خواسته‌هاي رسمي حزب را به تصوير کشيدند بسيار اندک بود. سينماگران ايتاليا علاقه‌ي زيادي به رهنمودهاي موسوليني نداشتند و ترجيح مي‌دادند فيلم‌ها را براي تماشاگران بسازند، نه براي خوش‌آمدن به مذاق حزب فاشيست. اما درعين‌حال بلد بودند چگونه در جلسه‌هاي رسمي‌شان با موسوليني فيلم‌هاي‌شان را فاشيستي و نزديک به نظر حزب جا بزنند و کاري کنند که موسوليني لب به ستايش‌شان باز کند.

علاوه بر اين، موسوليني دستور داده بود همه‌ي فيلم‌هايي که در چينه چيتا ساخته مي‌شوند در سينماي خصوصي‌اش به نمايش درآيند و به همين دليل معمولاً روزي دو سه فيلمِ هنوز اکران نشده را تماشا مي‌کرد؛ بي‌‌آن‌که فيلم‌ها را از دم تيغ سانسور بگذراند. به نظر مي‌رسيد خود موسوليني هم از ديدن فيلم‌هايي که براي تماشاگران عام ساخته مي‌شدند لذت زيادي مي‌برد و همين يکي از دلايل توليد و نمايش اين فيلم‌هاي در سال‌هاي زمام‌داري موسوليني بود. با اين اوصاف به نظر مي‌رسد موسوليني بيش از آن‌که سينماي ايتاليا را به فاشيسم نزديک کند، رونق اين سينما را دوچندان کرد و عرصه را براي سينماي عامه‌پسند ايتاليا خالي کرد؛ سينمايي که کم‌کم در سراسر دنيا طرفداراني پيدا کرد و حتا به بازار سينماي امريکا هم راه پيدا کرد تا موسوليني دست‌کم به يکي از آرزوهاي بزرگش درباره‌ي سينما دست پيدا کند.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.