آيت‌الله بروجردي و تقريب بين مذاهب اسلامي

سيدهادي خسروشاهي

 
[ شناسه مقاله: 3639 ]   [ موضوع: تاریخ ]   [ بازدید: ۱۷۱۶ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

رئیس مرکز بررسی‌های اسلامی است و از جمله آثار فارسي او مي‌توان به«فدائيان اسلام، تاريخ، عملكرد، انديشه»، «حركت امام خميني و تجديد حيات اسلام»، «نامه‌ها و اسناد سياسي ـ تاريخي سيدجمال‌الدين حسيني (اسدآبادي)» اشاره كرد.

آيت‌الله سيدحسين بروجردي که پس از رحلت آيت‌الله اصفهاني به مرجعيت تام رسيد از فقهاي نامداري بود که علاوه بر «فقه» در علوم ديگر از جمله علم الحديث و رجال شخصيتي برجسته و بي‌نظير به شمار مي‌رفت و در اين ميدان، تسلط کاملي بر حديث و فقه اهل سنت هم داشت و اين رشته را در «مکتب اصفهان» و سپس «مکتب نجف» در محضر اساتيد برجسته آن دوران فرا گرفته بود و به دليل همين احاطه بر علوم و فقه مذاهب، در مسائل خلافي فقهي، به «فقه مقارن» ارزش ويژه‌اي قائل بود و در عمل، در حوزه تدريس خود در هر مسأله مهم خلافي، اهتمام خاصي به بررسي ادله مذاهب ديگر داشت و شايد در همين رابطه به تصحيح و تجديد چاپ کتاب «الخلاف» مرحوم شيخ طوسي اقدام كرد و حتي در بعضي از اوقات، اين کتاب را همراه خود به حلقۀ درس فقه خود مي‌آورد و با استناد به آن کتاب و نظرات شيخ طوسي، فضلاي حوزه درسي خود را با اين مکتب آشنا مي‌‌كرد و درواقع به اين وسيله موجب مي‌شد که فضلاي حوزه، مجتهدان آينده دنياي تشيع، با کتاب‌ها و آراء فقهي مذاهب اربعه اهل سنت آشناتر شوند چون چنين عقيده داشتند که فقه يک علم مشترک بين مذاهب اسلامي است که با هم اشتراکات و پيوندهاي زيادي دارند و بايد از جنبه‌هاي مثبت آن به ويژه در «مسائل مستحدثه» مانند مسأله بانک‌داري، بيمه، تجديد نسل، پيوند اعضاء، اهداء اعضاء و... در استنباط احکام آنها، استفاده لازم به عمل آيد. البته بايد اشاره كرده که اصولاً با توجه به تلمّذ بعضي از ائمه اربعه اهل سنت در محضر ائمۀ هدي عليهم السلام و شرکت و حضور علماء و طلاب شيعه و سني، در محافل درسي يکديگر، اين سنت حسنه رجوع به فتاوي فقهاي طرفين از دوران‌هاي قديم ـ به‌ويژه از عصر علمي امام باقر و امام صادق(ع) تا عصر شهيد ثاني و پس از آن ـ 910 هـ به بعد ـ ادامه داشته ولي متأسفانه به علت دخالت بعضي از حاکميت‌هاي سني يا شيعه، در يکي دو قرن اخير به کنار گذاشته شده بود و با ابتکار آيت‌الله بروجردي و روش عملي تدريسي وي در حوزه قم ـ و سپس در ديگر حوزه‌ها ـ مرسوم شد. آيت‌الله بروجردي براي تأکيد و تأييد مطلب، گاهي در ضمن دروس خود، که اينجانب نيز حدود يک سال، در آن حضور داشتم، به اين نکته اشاره مي‌كردند که قدماي فقهاي شيعه مانند شيخ مفيد (م 413 هـ. ق) سيد مرتضي (م 436 هـ. ق) شيخ طوسي (460 هـ. ق) ـ شيخ الطائفه و صاحب کتاب الخلاف و المبسوط والنهايه - همواره به اين روش عمل مي‌کردند و سپس استفاده از اين روش را به سود جهان اسلام و وحدت مسلمين و نزديکي علماء شيعه و سني ـ با شناختي که از آراء و فتاوي همديگر پيدا مي‌کنند ـ مي‌دانستند.

و براي تکميل اين روش و گسترش همه جانبه آن بين علماء فريقين، بر اين باور بودند که بايد کتب فقهي شيعه بين علماي اهل سنت توزيع شود تا آنها هم از دامنه وسيع فقه شيعي آگاه شوند و درواقع گامي مثبت در راه ايجاد وحدت و تقريب، برداشته شود و براي همين منظور، کتاب «المبسوط» شيخ طوسي را توسط علامه محمدتقي قمي به شيخ عبدالمجيد سليم ـ از شيوخ الازهر ـ فرستادند که موجب اعجاب نامبرده شد و در مراحلي، دارالافتار مصر ـ وابسته به الازهر ـ از مباني فقهي شيعه در صدور فتوي استفاده کردند.

چاپ کتاب «المختصر النافع» محقق حلّي و خلاصه «شرائع الاسلام» و بعد تفسير «مجمع البيان» در قاهره با همکاري شيخ احمد حسن الباقوري، وزير اوقاف مصر که قبلاً از اعضاء مکتب الارشاد اخوان المسلمين بود، گامي ديگر در همين رابطه بود که بي‌ترديد در تغيير روش علماء الازهر و خوش‌بيني آنان نسبت به شيعه، نقش مؤثري داشته است که تاکنون نيز ادامه دارد.

آيت‌الله شيخ محمد واعظ‌زاده خراساني(حفظه الله)، از شاگردان برجسته آيت‌الله بروجردي و دبير سابق مجمع التقريب و رئيس فعلي پژوهشگاه اسلامي مشهد مقدس، در کتاب: «زندگي آيت‌الله بروجردي» آورده است که در تأليف کتاب: «جامع الاحاديث الفقهيه» که زير نظر مستقيم آيت‌الله بروجردي تنظيم مي‌شد و چندين بار تاکنون چاپ شده است، آيت‌الله بروجردي دستور داده بود که در ذيل هر باب فقهي و نقل هر حديث از ائمه هدي، روايات اهل سنت نيز نقل شود تا ضمن آشنائي طلاب ما، برادران سني هم آگاه شوند که چه تعداد حديث از طريق ائمه ما و آنها نقل شده است و اين گامي عملي براي تقريب مذاهب اسلامي است...

مرحوم آيت‌الله بروجردي، براي جلوگيري از گسترش دامنه اختلافات اجازه نمي‌داد که به مقدسات و ائمه اهل سنت اهانتي روا بشود و حتي آن را حرام مي‌دانست و در موردي، آيت‌الله واعظ‌زاده خراساني نقل مي‌کند: «روزي در جلسه تنظيم کتاب حديث، آيت‌الله بروجردي حضور يافت و با تأسف بيان کرد: کسي آمده کتابي نوشته و به خلفاء اهانت کرده و نام مرا هم در آغاز کتاب خود آورده است، وقتي از اين امر مطلع شدم دستور دادم که تمام نسخ کتاب را جمع آوري کنند و تا آن سطور حذف نشود، اجازه نشر نيابد. ما در چه زماني زندگي مي‌کنيم؟ اين حرف‌ها جز ضرر و ايجاد عداوت چه فايده‌اي دارد؟، (اين مطلب علاوه بر کتاب «زندگي آيت‌الله بروجردي» در کتاب: بيست سال تکاپوي اسلام شيعي در ايران صفحه 390، تهران 1381 هم آمده است). اصولاً آيت‌الله بروجردي، برخلاف بعضي از معاصرين که مسأله «خلافت» و «امامت» را به نحو خاصي مطرح مي‌کنند که موجب تشديد اختلافات مي‌شود، معتقد بودند که اين مسأله يک امر تاريخي است و روش حضرت علي عليه‌السلام در مقابل خلفا، نشان مي‌دهد که براي مصلحت اسلام، نبايد به اين مساله دامن زد، بلکه بايد به فکر مسائل ديگري بود که موجب وحدت مسلمين در مقابل دشمنان گوناگون شود و حتي خطاب به بعضي از علماء حوزه فرموده بود: «مسأله خلافت امروز مورد نياز مسلمانان نيست که ما با هم دعوا کنيم. هرچه بوده اکنون يک مسأله تاريخي است آنچه که امروز به حال مسلمانان سودمند است اين است که بدانيم احکام را از چه مأخذي بايد اخذ کنيم..» (مجله «حوزه» چاپ قم شماره 43 ـ 44 ص 51) و در همين رابطه به دستور ايشان کتاب «حديث الثقلين» تأليف مرحوم وشنوي در قاهره به چاپ رسيد تا انتخاب راه براي عموم روشن شود.

آيت‌الله شهيد مرتضي مطهري درباره علاقه آيت‌الله بروجردي به وحدت و تقريب مي‌گويد: «يکي از مزاياي معظم له توجه به علاقه فراواني بود که به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب مذاهب اسلاميه داشت، اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، مي‌دانست که سياست حکام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه‌اندازه تأثير داشته است و هم توجه داشت که در عصر حاضر نيز سياست‌هاي استعماري از اين تفرقه حداکثر استفاده را مي‌کنند و بلکه آن را دامن مي‌زنند و هم توجه داشت که به عدد دوري شيعه از ساير فرق سبب شده است که آنها شيعه را نشناسند و درباره آنها تصوراتي دور از حقيقت بكنند. به اين جهات بسيار علاقه‌مند بود که حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شود که از طرفي وحدت اسلامي که منظور بزرگ اين دين مقدس است، تأمين شود و از طرف ديگر شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن‌طور که هست به جامعه تسنن که اکثريت مسلمانان را تشکيل مي‌دهند معرفي شود، از حسن تصادف چند سال قبل از زعامت و رياست معظم‌له که هنوز ايشان در بروجرد بودند، «دارالتقريب بين المذاهب اسلاميه» به همت جمعي از روشنفکران سني و شيعه تأسيس شد و معظم‌له در دوره زعامت خود تا حد ممکن با اين فکر و با اين مؤسسه کمک و همکاري کرد. براي اولين بار بعد از چند صد سال، بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني، شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او شيخ محمود شلتوت مفتي حاضر و رئيس جامع الازهر، روابط دوستانه برقرار و نامه مبادله شد... معظم‌له عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر مي‌زد، عجيب اين است که از دو منبع موثق شنيدم که در حادثه قلبي اخير که منجر به فوت ايشان شد، بعد از حمله قلبي اول که عارض شد مدتي بيهوش بوده‌اند بعد که به هوش آمدند، قبل از آنکه توجهي به حال خود بکنند و در اين موضوع حرفي بزنند، موضوع تقريب مذاهب و وحدت مسلمانان را مطرح مي‌کنند و مي‌گويند من آرزوها در اين زمينه داشتم.» (مرتضي مطهري، تکامل اجتماع صفحه 204، تهران 1372، انتشارات صدرا).

آيت‌الله بروجردي از تأسيس و توسعه دارالتقريب حمايت کرد، ايشان در درس خارج فقه خود در بعضي مواقع فتاوي علماي عامه را بيان مي‌کرد و مي‌فرمود مسير تاريخ فقه اسلامي با مطالعه در فتواي علماي عامه روشن‌تر مي‌شود، به همين منظور حاج شيخ محمدتقي قمي را به عنوان نماينده خود در مصر انتخاب كردند و خود به عنوان يک عالم شيعي در مرکز علماي اهل سنت ـ مصر ـ با رؤساي الازهر ارتباط داشتند و نامه‌ها مبادله مي‌کردند. (علي دواني، خاطرات فلسفي، تهران، ص 188).

چند سند تاريخي

... پس از اين مقدمه کوتاه، بسيار مناسب خواهد بود که ترجمه متن بعضي از نامه‌ها و مکاتبات بين آيت‌الله بروجردي و شيوخ الازهر هم آورده شود که سرانجام اين تبادل نامه‌ها و پيام‌ها، به صدور فتواي تاريخي شيخ اسبق الازهر ـ مرحوم شيخ محمود شلتوت- منجر شد که به موجب آن پيروي از مذهب شيعه اماميه، مانند مذاهب اربعه اهل سنت جايز و رسمي اعلام شد.

ترجمه اين فتوي را هم پس از درج دو سه نامه نقل مي‌کنيم. «بعضي از اين نامه‌ها در مجله «رساله الاسلام» ارگان رسمي «دار التقريب» چاپ قاهره درج و منتشر شده است. متن بعضي ديگر را هم مرحوم علامه شيخ محمد تقي قمي، نماينده آيت‌الله بروجردي و دبير کل دارالتقريب قاهره به اينجانب داده‌اند که متن عربي آنها را در کتاب «قصه التقريب» چاپ قاهره آورده‌ام. البته اين کتاب اخيراً توسط «مجمع تقريب بين مذاهب اسلامي» ترجمه شده و تحت عنوان: «سرگذشت تقريب» در 560 صفحه، با اسناد و عکس‌هاي بسياري، منتشر شده است و در اختيار عموم قرار دارد:

دو نامه از دو شخصيت بزرگوار(1)

استاد معظم حضرت مستطاب ـ شيخ عبدالمجيد سليم ـ شيخ جامع الازهر ـ باخبر شد که حضرت علامه بزرگوار ـ حاج آقا حسين بروجردي از بزرگان علماي شيعه در ايران، دچار بيماري شده و از انجام بسياري از فعاليت‌هاي گران‌سنگ خود در خدمت به اسلام و مسلمانان بازمانده‌اند. اتفاقاً حضرت استاد بزرگ شيخ عبدالمجيد سليم خود نيز در همين دوره زماني، مدتي را در بستر بيماري بودند که بلافاصله پس از شفا يافتن و از سرگيري فعاليت‌هاي خويش، دستور ارسال اين نامه صميمانه و برادرانه را به حضرت آيت‌الله صادر کردند که متن آن از اين قرار است:

حضرت مستطاب «آيت‌الله حاج آقا حسين بروجردي»

سلام‌الله عليکم و رحمته، امّا بعد: ما از طريق راديو مطلع شديم که سلامتي گران‌قدر شما با کسالتي که عارض شده، آسيب ديده است، از اين بابت و با توجه به مراتب علم و فضل و اخلاصي که از آن برخورداريد، متأسف شديم؛ از خداوند متعال شفاي عاجل شما را مسألت کرده اميدواريم هرچه زودتر لباس عافيت بپوشيد تا به فعاليت‌هاي معهود خود در خدمت به اسلام و مسلمانان ادامه دهيد. اراده خداوندي چنين مقدر کرده بود که در اين دوره اينجانب نيز در بستر بيماري قرار داشته و گرفتار خود و مشکلات هم‌کيشان خود باشم و در تنهايي خويش به‌انديشه حال امت گران‌قدر فرو روم و از وضعي که دارند، دست‌خوش نگراني و اندوه فراوان شود؛ از شما مي‌خواهيم براي سلامتي ما به درگاه خداوند دعا فرماييد، همچنان‌که من نيز همين دعا را به درگاه احديت براي شما دارم و مطمئن هستم که خداوند همگي ما را در کنف حمايت و عنايت خويش قرار مي‌دهد. امت اسلامي امروزه بيش از هر زمان ديگري به مرداني با عزمي صادق، استوار و مجاهد حقيقي راه خدا نيازمند است تا شعله‌هاي فتنه را از پيرامونش خاموش سازند و محنت‌ها و رنج‌هايش را برطرف کنند؛ چه نيروهاي شيطاني دست به دست هم داده و عناصر فساد يک‌جا گرد آمده‌اند و مؤمنان در همه کشورهاي اسلامي دچار مشکلات بسياري شده‌‌اند، تو گويي آن زمانه‌اي فرا رسيده که پيامبر گرامي اسلام (صلوات‌الله و سلامه عليه و علي آله و صحبه) پيش‌بيني فرموده بود که در اين زمان: «نگاه دارنده دين خود، همچون کسي است که پاره‌اي آتش در دست نگاه دارد.»

مثال مؤمنان صادق اهل علم همچون ستون‌هاي استوار و دژهاي مستحکمي است که خداوند در ميان مردم قرار داده تا زمين را در برابر فتنه‌ها و جهالت‌ها، پاس دارند يا همچون ستارگان درخشان در شب ديجوري است که رهروان را راهنمايي مي‌كنند و گم‌گشتگان را به سرمنزل مقصود مي‌رسانند. پس همراه با من به درگاه خداوند دعا کنيد تا اينان را حفظ کند و امثال آنان را در ميان امت فراوان گرداند و رحمت خود را بر آنها بگستراند و آرامش و اطمينانش را بر ايشان فرود آورد و حق و دين را به وسيله، آنها تأييد کند و باطلان و ملحدان و مفسدان را به دست آنان به شکست و ورشکستگي کشاند؛ که او بر هرچه بخواهد توانا و به پاسخ به اين دعاي ما سزاوار است.

والسلام عليکم و رحمه‌الله و برکاته.

عبدالمجيد سليم

(شيخ جامع الازهر) 14 شعبان سال 1370 ه.ق

حضرت آيت‌الله بروجردي تحت تأثير اين نامه صميمانه قرار گرفت که خود بيانگر عواطف پاک و بي‌شائبه‌اي است که حضرت استاد بزرگ شيخ جامع الازهر و از برجسته‌ترين علماي اهل سنت در دل نسبت به ايشان و ديگر برادران مؤمن‌شان و نيز نسبت به خيزش امت اسلامي و بازيابي مجد و عظمت و عزت گذشتۀ خود دارد، از اين روي پاسخي اين گونه نگاشتند:

حضرت مستطاب بزرگوار «شيخ عبدالمجيد سليم»، شيخ جامع الازهر دامت افاضاته

السلام عليکم و رحمه‌الله و برکاته اما بعد:

نامه پرمهر شما متضمن محبت‌هاي والاي اسلامي و تأسف از دريافت خبر راديويي بيماري اينجانب را که در آن براي شفا و سلامتم دعا فرموده بوديد، دريافت کردم. از اين بابت سپاسگزارم و از خداوند متعال مسألت دارم که اين همدلي و همنوايي را ميان مسلمانان جايگزين گسست و ناآشنايي و جدايي سازد که او بر همه کاري تواناست. در نامه شما همچنين آمده بود که سلامتي گران‌قدر شما نيز با عارضه بيماري خدشه‌دار شده و به همين دليل، چندي بستري شده‌ايد و درد خود و همکيشان خود را داريد و در خلوت خويش با نگراني و تشويش به حال و روز امت اسلامي مي‌انديشيد. در زمانه‌اي که مسلمانان را فتنه‌ها احاطه کرده و رنج‌ها و بدبختي‌ها، آنان را در برگرفته است، مردان علم و رجال اسلام بايد که چنين باشند، از خداوند عزوجل مسألت دارم که شما را لباس عافيت بپوشاند و براي خدمت به اسلام و مسلمانان و هرآنچه در چنين دوره‌اي از کساني چون شما بر مي‌آيد ـ که خود را وقف خدمت به اين امت و دور ساختن دشمني‌هاي مفسدان و ملحدان از آن کرده‌اند ـ موفق و پيروز گرداند. مسائل بسياري وجود دارد که مايل بودم با شما در ميان بگذارم، ولي حالم اجازه اين کار را نمي‌دهد. درودها و رحمت و برکات خداوند بر شما و بر مؤمنان صادقي که در کنار شما قرار گرفته‌اند.

حسين بروجردي قم / ايران

17 رمضان سال 1370 هـ ق

نامه‌اي ديگر به: آيت‌الله سيد حاج آقا حسين بروجردي

دفتر «شيخ الجامع الازهر»

به نام خداوند بخشنده مهربان

حضرت مستطاب برادر بزرگوار امام بروجردي / قم ـ ايران

سلام‌الله عليکم و رحمته، اما بعد.

ابتدا از سلامتي آن برادر ارجمند و گرامي، آغاز نموده و دعا مي‌کنم تا آن جناب سراسر منبع برکت‌هاي فراوان براي مسلمانان و وحدت کلمه آنان باشيد و خداوند بر عمر شما بيفزايد و با کارهاي نيک بر ياري‌هايش افزون کند. از فرصت پيش آمده سفر برادر ارجمندم علامه بزرگوار استاد قمي (ايده‌الله تعالي) استفاده کرده و اين مکتوب را به حضور شما مي‌فرستم و کوشش‌هاي شما را ارج مي‌نهم و از خداوند متعال مسألت مي‌كنم هر آنچه خير و برکت براي مسلمانان آرزو داريد، تحقق يابد و کوشش‌هاي حکيمانه شما را در جمع کلمه مسلمانان و همدلي آنان موفق بدارد. به آن جناب مژده مي‌دهم گام‌هايي که مي‌دانم شما با تمام وجود آنها را تأييد مي‌کنيد و بيشترين توجه و عنايت را به آنها مبذول مي‌فرماييد، با ياري خداوند متعال و به برکت دعاهاي حضرتعالي، روند موفقي دارند و شماري از برجسته‌ترين علماي ما در الازهر برادراني که در امر تقريب به کمال، حق جهاد را به جاي مي‌آوردند، با ايمان صادقانه ما را همراهي مي‌کنند و به وظايفي که دين آنها بر دوش‌شان گذارده و براي رسالت انساني والايي که به آن باور داشته و ايمان آورده‌اند، عمل مي‌کنند.

اميدوارم برادر ارجمند و گرامي ما جناب استاد قمي هرچه زودتر نزد ما بازگردد تا سعادت آگاهي از اخبار شادي بخش شما نصيب‌مان شود و ما با ديدگاه‌ها و نظرات داهيانه شما در تحقق آرزوهاي مشترک‌مان آشنا شويم. من مسائل بسياري را براي ايشان توضيح دادم و از آن گرامي تقاضا کردم جزئيات آنها را براي شما بازگويد. خداوند ما را در کاري که رضاي اوست با شما هم‌قدم دارد و پيوندهاي قلبي ما را در عمل براي او و در راه او مستدام و پا برجا بدارد.

والسلام عليکم و رحمه‌الله و برکاته.

محمد شلتوت

ـ شيخ جامع الازهر ـ

24 ذي القعده 1379 هـ ق

19 ماه مه 1960 م.

پس از نقل اين چند نامه، ترجمه متن فتواي شيخ محمود شلتوت درباره شيعه را که محصول همين تبادل افکار و مکاتبات است، به عنوان يک سند تاريخي مي‌آوريم.

«دفتر شيخ الجامع الازهر»

به نام خداوند بخشنده مهربان

متن فتواي

استاد بزرگ حضرت مستطاب شيخ محمود شلتوت شيخ الجامع الازهر

درباره جواز تعبّد بر مذهب شيعه امامي

از معظم‌له پرسيده شد: برخي مردم برآنند براي آنکه عبادات و معاملات مسلمانان درست باشد، بايد از يکي از مذاهب معروف چهارگانه ـ که مذهب شيعه امامي و شيعه زيدي در ميان آنها نيست ـ تقليد کنند، آيا جنابعالي با اين نظر مطلق موافقيد و به عنوان مثال پيروي از مذهب شيعه امامي اثني عشري را جايز نمي‌دانيد؟

معظم‌له پاسخ فرمود:

1 ـ اسلام بر هيچ يک از پيروان خود، پيروي از مذهب معيني را واجب نمي‌گرداند. ما مي‌گوييم هر مسلماني ابتدا حق دارد از هر کدام از مذاهبي که به طور صحيح نقل شده و احکام آن در کتب ويژه آن مذهب تدوين شده است تقليد و پيروي کند و کسي که از هر کدام از اين مذاهب تقليد كرده مي‌تواند به مذهب ديگري ـ هر مذهبي که باشد ـ متنقل شود، در اين ميان حرجي بر وي نيست.

2. مذهب جعفري معروف به مذهب شيعه امامي اثني عشري، مذهبي است که همچون ديگر مذاهب اهل سنت، تعبد بر آن شرعاً جايز است.

شايسته است مسلمانان اين را بدانند و از تعصب‌هاي ناروا نسبت به مذاهب معين، رهايي يابند. دين خدا و شريعت او تابع مذهب يا منحصر به مذهب معيني نيست، چه همگان کوشش داشته‌اند و نزد خداوند متعال پذيرفته‌اند و هر کس که اهل رأي و اجتهاد نباشد، مي‌تواند از آنها و بر اساس آنچه در فقه خود مقرر مي‌دارند، تقليد و پيروي کند و در اين ميان تفاوتي ميان عبادات و معاملات وجود ندارد.

محمد شلتوت

حضرت مستطاب علامه بزرگوار استاد محمدتقي قمي

دبيرکل «جماعه التقريب بين المذاهب الاسلاميه»

سلام‌الله عليکم و رحمته، اما بعد: با کمال خوش‌وقتي، نسخه‌اي از فتواي صادره با امضاي خويش را که در خصوص جواز تعبد بر مذهب شيعه امامي صادر کرده‌ام، برايتان ارسال مي‌دارم، اميدوارم آن را در شمار اسناد «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» که به اتفاق در تأسيس آن مشارکت داشتيم، نگاه‌داري فرماييد. با آرزوي توفيق الهي در تحقق رسالت اين نهاد.

والسلام عليکم و رحمه الله

شيخ الجامع الازهر

محمود شلتوت

لازم به يادآوري است که خوشبختانه، به‌رغم تلاش و سمپاشي دشمنان اسلام و وحدت مسلمانان، شيوخ الازهر تا به امروز، همچنان هوادار وحدت بين شيعه و سني و تقريب بين مذاهب اسلامي هستند و شيخ سابق الازهر مرحوم طنطاوي در مصاحبه‌اي با روزنامه صوت الازهر – ارگان رسمي الازهر – مي‌گويد: «ميان شيعه و سني فرقي نيست و کسي که بخواهد اختلافي ايجاد کند مزدور است». صوت الازهر، چاپ قاهره، مورخ 11 محرم 1424 هـ، ص 1)

پي‌نوشت‌ها:

1. متن این نامه در مجله «رساله الاسلام»، چاپ قاهره، سال 3، شمارۀ 3، رمضان سال 1370 هـ ق، صفحات: 230-228. چاپ شده است.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.