پاسخ به پرسش‌هاي مهرنامه

به خاطر حوزه تقیه می‌کرد

رسول جعفريان

 
[ شناسه مقاله: 3635 ]   [ موضوع: تاریخ ]   [ بازدید: ۲۳۵۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

تاريخ سياسي صدر اسلام، تاريخ تشيع و تاريخ صفوي حوزه‌هاي تخصصي او هستند و کتاب‌هايي چون «تاريخ سياسي اسلام»، «تاريخ تشيع در ايران»، «اطلس شيعه» و «سياست و فرهنگ روزگار صفوي» از جمله کارهايي است که در اين حوزه‌ها منتشر کرده ‌است.

حوزه علميه قم در زمان زعامت آيت‌الله بروجردي گسترش كيفي و كمي چشم‌گيري پيدا كرد. مدل مديريتي و كنترلي ايشان داراي چه ويژگي‌هايي بود؟

  گسترش حوزه قم از بعد از شهريور 1320 آغاز شد و روند صعودي به خود گرفت. دليل آن هم باز شدن فضاي سياسي و برداشته شدن محدوديت‌هاي سياسي براي روحانيت بود. بسياري از جوانان به سمت علوم ديني رفتند. تقريباً مانند اتفاقي که در سال 57 و 58 افتاد. البته بعدها برخي از آنها از روحانيت خارج شدند. اقبال به روحانيت از سفر حاج آقاحسين قمي به ايران در سال 1322 معلوم شد، زماني که جمعيت زيادي در همه شهرهاي مسير از وي استقبال کردند. اتفاقي که کسروي را به وحشت انداخت. تلاش کسروي عليه تشيع، در واقع، عليه قدرت يافتن روحانيت بود. اين روند ادامه يافت. تهديد کمونيست‌ها و تبليغات آنها فعاليت‌هاي مذهبي را بيشتر کرد. تحرک قم از همين جا آغاز شد. درگذشت آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني انعکاس زيادي در ايران داشت. اين هم به محبوبيت روحانيت و پيوستن جمعي از جوانان به روحانيت مؤثر بود. اين ميراث به دست آيت‌الله بروجردي افتاد و ايشان با توجه به نفوذي که داشت، بر دامنه اين موج افزود. در واقع سير توسعه حوزه را سريع‌تر کرد. به صورت طبيعي هم سريعتر مي‌شد. طي سال‌هاي 1329 ـ 1332 روحانيت در سياست وارد شد. مدتي رئيس مجلس روحاني بود. اين تحول شگفتي در تاريخ مشروطه بود. اولين بار يک روحاني به اين مقام رسيده بود. دکتر مصدق به روحانيون شهرها احترام مي‌گذاشت. آنان نيز از ملي شدن نفت حمايت کردند. در تهران، روحانيون سرشناس مدافع ملي شدن نفت بودند. همه اينها بر موقعيت روحانيت افزود و تأثير آن در حوزه آشکار شد. وضع اقتصادي مردم هم بهتر شد و پول بيشتري به قم مي‌رسيد. در اين شرايط آيت‌الله بروجردي، يک حوزه درسي نيرومند داشت. طلاب زيادي که سابقاً به نجف مي‌رفتند به عشق درس ايشان به قم آمدند. روش تدريس ايشان و مکتب فقهي‌شان، موجي را پديد آورد که طلاب را به سمت قم کشيد.

حوزه قم در عصر آيت‌الله بروجردي چه تفاوتي با حوزه نجف داشت؟

 حوزه قم در برابر حوزه نجف، حوزه‌اي کوچک به حساب مي‌آمد. در واقع فارغ‌التحصيلان نجف، حوزه قم را پديد آوردند و به تدريج پديده «طلاب ايراني بدون نجف» که در ايران بي‌سابقه هم نبود شکل گرفت. آيت‌الله بروجردي از نظر درسي، فردي متخصص و فقيهي صاحب مکتب بود. حوزه درسي وي از لحاظ شرکت حاضرين با بهترين درس‌هاي نجف قابل مقايسه بود اما به هر حال، حوزه نجف، حوزه‌اي عميق بود. اين عمق هم به لحاظ درس‌هاي فقهي بود، و هم به دليل مشارکت بيشتر علماي نجف در تحولات فکري آن عصر. مدت‌ها طول کشيد  تا قم به حرکت در آيد. توليدات علمي قم در دهه 30 بسيار اندک و محدود است. در حالي که در دهه 40 توسعه مي‌يابد. آقاي بروجردي به دنبال مرحوم حائري در آباداني قم هم نقش داشت و اين امر نيز تحرک بيشتري به قم داد. مدارس تازه‌اي ساخته يا تعمير شد. مراودات آيت‌الله بروجردي با دنياي اسلام، توجه ايشان به ارائه تفسيري اعتدالي از تشيع، تمايل وي به وحدت اسلامي راه را براي ايجاد ارتباطات بيشتر هموار کرد. پديده‌اي که بعدها در قم به صورت يک سنت درآمد و تشکل‌هاي آموزشي و تبليغي را در مسيري تازه‌ انداخت.

آيت‌الله بروجردي براي حفظ‌شان و جايگاه حوزه تمايل چنداني به حضور روحانيون در مسائل سياسي نداشت. شما چه تحليلي درباره اين رويكرد داريد؟

 به نظرم دو نکته را بايد از هم تفکيک کرد. يکي باورهاي آيت‌الله بروجردي و تفسيري که از بعد سياسي شيعي در حوزه علميه قم وجود داشت، دوم مصلحت و رعايت آنچه در آن شرايط رعايت آن لازم بود، يعني تقيه. با توجه به اين دو نکته بايد عرض کنم که از پس از مشروطه، روحانيت به دليل شکستي که در آن ماجرا خورده بود از دخالت در سياست سرخورده شد. شرايط سختگيرانه رضاشاهي به خصوص در ايران تأثير گذاشت و روحانيت را منزوي کرد. مرحوم حائري روي اين خرابه، خانه‌اي بنا کرد. خانه‌اي گلين. طبعاً سياست سازگارانه‌اي را هم براي حفظ و حراست از اين خانه تأسيس و دنبال کرد. اين سياست بعد از شهريور 1320 از سياست گريزي به سياست پذيري تبديل شد. آيت‌الله بروجردي وارث اين جريان بود. روشن بود که روحانيت از اين هم پا را فراتر خواهد گذاشت. کسروي و حکمي‌زاده اين را فهميدند. اما آيت‌الله بروجردي آگاه بود که اين مسير بايد با تدريج طي شود. چنين هم کرد.

چرا بعد از درگذشت آيت‌الله بروجردي ميراث او تداوم نيافت و شاگردان او از جمله امام خميني نسبت به حكومت و سياست رويكرد ديگري را برگزيدند؟

اوضاع ايران از سال 1339 عوض شد. آيت‌الله بروجردي طليعه آن را ديد، اما در فروردين 40 درگذشت. در همان زمان کوتاه به برخي از تغييرات سياسي و اقتصادي دولتي آشکارا اعتراض کرد. کاري که مراجع روحاني بعدي به طور جدي دنبال کردند. در واقع مسيري که شروع شده بود بايد يک پله بالاتر مي‌رفت. اکنون حوزه علميه ديگر يک خانه گلين نبود که فقط حفظ و حراست آن مهم باشد بلکه خانه استواري شده بود که مي‌شد به آن تکيه داد و در پناه آن به دشمن تيراندازي کرد. اين مسير رهبران تازه‌اي را مي‌طلبيد. امام اين رهبري را به دست گرفت. به نظرم اين رويکردي بود که پيشينه داشت، اما اکنون زمان ظهورش فرا رسيده بود. البته همچنان احتياط و تقيه طرفداراني داشت. خود امام نيز با اينکه از ديگر روحانيون جلوتر بود، احتياط را از دست نمي‌داد، اما اوضاع سياسي و اتفاقات جاري و سخت‌گيري‌ها و تعدي بيشتر حکومت و اموري از اين قبيل اوضاع را تندتر کرد. نام اين امر تغيير رويکرد است

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.