داستان سرمايه‌داري ايراني

محمد طاهری

 
[ شناسه مقاله: 3610 ]   [ موضوع: اقتصاد ]   [ بازدید: ۳۲۷۲ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

«مي‌خواستم ويراستاري كتابي اقتصادي را به يكي از نويسندگان صاحبنام كشور بسپارم. شنيده بودم متناسب با شهرت و بزرگي‌اش، دستش به مال دنيا نمي‌رسد. پيشنهاد كردم، پذيرفت. حتي قيمت هم داد اما بعد پشيمان شد و پيغام فرستاد كه حاضر نيست براي سرمايه‌دار زالوصفت كار كند.»

اين تنها يك اتفاق نيست كه «محسن خليلي‌عراقي» به عنوان يك صنعتگر نام آشنا از آن به عنوان خاطره‌اي تلخ ياد مي‌كند، مشتی نمونه خروار است از انواع بدبيني‌ها، تهمت‌ها و نسبت‌هاي ناروا به كارآفرين ايراني ومختص اين روزها و اين سال‌ها هم نيست. از زمان شاهان قاجار كه هر آن، اموال سرمايه‌دار و كارآفرين ايراني در معرض دست درازي حكام بود تا دوران پهلوي‌ها كه علم اقتصاد ميان‌دار نبود و زور و اقتصاد دستوري، حكمفرمايي مي‌كرد و تااكنون كه دولت سايه‌اي سنگين‌تر از وزن و درايت خود بر اقتصاد دارد و در فيلم‌ها وسريال‌هاي ايراني، بدها و شرورها، پولدارند و خوب‌ها، درويش مسلك و ندار. تا اكنون كه كركره كسب وكار تنها با اذن و اجازه بالا و پايين مي‌رود و دولت حتي در قيمت‌گذاري شير، ماست وموز هم دخالت مي‌كند.

هنوز هم تكريم سرمايه‌دار و كارآفرين عواقب منفي زيادي دارد. هنوز هم در فيلم‌ها و سريال‌ها، آدم‌هاي بد و شخصيت‌هاي زشت‌خو، يا كارخانه‌دار هستند يا صنعتگر. يا سرمايه‌دار هستند يا كارآفرين. همان‌ها كه دندان طلا دارند و با شكم‌هاي برآمده، برادر مي‌كشند تا ارث بيشتري ببرند. همان‌ها كه كارد به سینه كارگر مي‌كشند و ضعيف‌كشي مي‌كنند تا سرمايه بيشتري گرد آورند. اين تصاوير، يادگار برادران و خواهران ماركسيست وسوسياليست ما هستند. يادگار «سوسياليست‌هاي خدا‌پرست» و آنها كه خود را درخط مقدم مبارزه با امپرياليسم مي‌ديدند و خواستار نابودي هرگونه نماد غربي بودند. يادگار روشنفكران دهه 40 و50 و انقلابيون احساسي دهه 60. اين تضادهاي فرهنگي و فلسفي اما همه مشكلات سرمايه‌داري و كارآفريني در ايران نبوده و نيست. هنوز حتي در نظريه‌ها و مفاهيم اوليه هم تضاد مي‌بينيم. عده‌اي نوع ملي سرمايه‌داري را مي‌پسندند و معتقدند براي حمايت از «سرمايه‌دار ملي» بايد حمايت‌گرا بود و ديوار تعرفه‌ها را بالا برد. در مقابل، عده‌اي قائل به حد و مرز براي تجارت نيستند و از همه نوع آزادي حتي در تجارت دفاع مي‌كنند و عده‌اي اما سخن از سرمايه‌داري دولتي مي‌گويند. پاي تحليل ناكامي‌ها وتبيين پستي وبلندي‌ها كه به ميان مي‌آيد عده‌اي انگاره‌هاي تمركزگرايانه ونگاه دروني را مانع اصلي رشد سرمايه‌داري مي‌دانند و عده‌اي معتقدند آنچه اضمحلال صنايع را به دنبال داشته، آزادسازي‌هاي نابه‌هنگام بوده است. سرمايه‌دار ايراني اما فارغ از هرگونه نظريه‌پردازي و فلسفه بافي، در دنياي پر از ابهام اين روزهاي خود غوطه‌ور است؛ دنيايي كه بي‌ثباتي سياسي، ريسك‌هاي سيستماتيك و غيرسيستماتيك، فشارهاي تحريمي و سركوب قيمت‌ها آن را احاطه كرده است. به اين ترتيب مي‌بينيم، نه‌تنها مشكلات كارآفريني و سرمايه‌داري در ايران هم چنان به سبك و سياق دهه 30 باقي است كه مشكلات بيشتري هم بر آن افزوده شده است.

در اين ميان حتي بازخواني و بازتفسير بندهاي محدودكننده قانون اساسي همچون اصل 44 يا تأكيد‌هاي مكرر بر توسعه بخش خصوصي و تكريم ثروت هم نتوانسته فضاي ايده‌آلي براي سرمايه‌دار ايراني ايجاد كند. البته بازخواني مشكلات و فراز و فرودهاي كسب و كار ايراني، موضوع اصلي اين پرونده نيست و بايد آن را در مجالي ديگر بازخواني كرد اما اين مجموعه فتح بابي براي بررسي تاريخي مشكلات سرمايه‌داري در ايران است. به اين ترتيب در صفحات پيش رو ابتدا مفاهيم و نظريه‌هاي «سرمايه‌داري ملي» را مرور كرده‌ايم و بعد با نگاهي نهادگرايانه، نسبت آن را با توسعه‌گرايي و نسبت توسعه‌گرايي را با حمايت‌گرايي واكاوي كرده‌ايم.

در ادامه به صورت مشخص به تجربه مصادره دارايي و كارخانه‌هاي 53سرمايه‌دار در سال‌هاي آغازين انقلاب پرداخته‌ايم و در نهايت، همه آنچه را كه پيش از اين در نظريه‌ها و مفاهيم و تاريخ شفاهي مرور كرده‌ايم، با بنيانگذار شركت بوتان درميان گذاشته‌ايم. بنيانگذار شركت بوتان، همان است كه در ابتداي نوشته، از او ياد شد. داستان مصادره 20درصد شركت او و خاندانش، و داستان تلاش‌هاي 60 ساله‌اش خواندني وعبرت آموز است

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.