نوامبر 1981، حزب سوسیالیست

ميتران بايد انتخاب کند

 
[ شناسه مقاله: 3589 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۲۶۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

هيچ جنگي در فرانسه در کار نيست. نه جنگ داخلي، نه سرد و نه گرم. آيا کسي مي‌تواند در مقابل يک حق قانوني معترض باشد؟ و در صورت لزوم آيا بايد به توان دولت، حضور مردم آماده در صحنه را نيز اضافه کرد؟ براساس شايعات موجود فرانسوا ميتران تصور مي‌کند که به سرنوشت آلنده دچار خواهد شد. اما او بهتر از هر کسي مي‌داند که ژنرال‌هاي فرانسوي هيچگاه به نفع پينوشه وارد عمل نخواهند شد و به علاوه هيچ‌يک از آنها ابزار کافي را براي اين کار ندارند. بنابراين رئيس‌جمهور مي‌تواند با خيال راحت بخواهد حتي اگر بحران اقتصادي شدت پيدا کند.

اما به اعتقاد من آنچه که بايد خواب او را بر هم بزند، خطري نامحسوس است که در بلندمدت براي فرانسه و حتي او بسيار خطرناک خواهد بود. آيا ميتران مي‌خواهد رئيس‌جمهور سوسياليست‌ها باشد و جنگ طبقاتي به راه بيندازد يا مي‌خواهد رئيس‌جمهور همه فرانسوي‌ها باشد؟ اکثر وزرايي که به حزب سوسياليست تعلق دارند انتخاب کرده‌اند: نخست‌وزير زبان و کلام خود را متناسب با شنوندگان و مخاطبان انتخاب کرده، اما ميتران هنوز زبان خود را انتخاب نکرده است و من دقيقاً او را مورد خطاب قرار مي‌دهم.

واقعيت اين است که ميتران مي‌خواهد تغيير بزرگي را در جامعه فرانسه به وجود بياورد. تغيير به آن معنا که اکثر فرانسوي‌ها مطابق با ميل او باشند. من از آن دسته افرادي هستم که به تجربه سوسياليست‌ها در نظام‌هاي دمکراتيک اعتقاد دارم، چون مردم آن را انتخاب مي‌کنند. اما فاصله گرفتن اين دو را چگونه مي‌توان تعبير کرد. اميد است که روزي ميتران حاضر به گوش کردن دلايلي شود که بسياري از فرانسوي‌ها او را براساس آن دلايل برگزيده‌اند.

تکرار مداوم خسارات و زيان‌هايي که اکثريت سابق برجاي نهاده‌اند و يادآوري اين مسأله در همه موقعيت‌ها که اکثريت فعلي، ميراثي فاجعه بار از دولت قبلي دريافت کرده است، شيوه مديريت را به يک بازي سياسي تبديل مي‌کند و همه احزاب نيز با دوز کم و زياد همان بي‌شرمي و وقاحت را به کار مي‌برند. در واقع زماني که رقباي سياسي در مقام سخنران براي در هم شکستن اکثريت قبلي لب مي‌گشايند و اقدامات و کارنامه آنها را زير سوال مي‌برند، در واقع با اين سخنان ملت را زير سوال برده و آنها را تحقير مي‌کنند.

چرا بايد فراموش يا انکار کرد که در زمان رژيم قبلي، فرانسه زودتر از هر زمان ديگري در طول تاريخش مدرن و صنعتي شد؟ و تجارت خارجي آن به رتبه دوم و سوم نيز صعود يافت و سطح زندگي مردم سه برابر بهبود يافت؟ پاسخ سخنگوي حزب سوسياليست اين خواهد بود که اين افتخارات و شايستگي متعلق به اکثريت سابق نيست، در حاليکه اکثر کشورهاي اروپايي از شرايط استثنايي، رشد جهاني و پايين بودن قيمت انرژي به نحو مطلوب استفاده کرده‌اند. بدون شک اکثريت سابق از وضعيت اقتصادي تا سال 1974 استفاده برده اما به همان ميزان از تحولات، بحران اقتصادي آسيب ديده است. در حاليکه فرانسوا ميتران هيچگاه در سخنراني‌هاي خود زماني که رئيس اپوزيسيون بود، به اين مسأله اشاره نکرد و حال که زمان واکنش فرارسيده از هر موقعيتي براي يادآوري بحران استفاده مي‌کند. حتي بيلان 7 سال حکومت ژيسکار دستن- که رئيس‌جمهور در حال حاضر کميسيوني را براي بررسي عملکرد آن تشکيل داده- قابل قياس با شيوه رقبا و شرکاي ما نيست.

آمار گوياي آن است که در حوزه افزايش مصرف(25درصد در طول 7 سال) فرانسه در رديف اول قرار دارد و به لحاظ رشد متوسط سالانه اقتصادي در وضعيت خوبي قرار دارد. در خصوص تورم و بيکاري نيز در مقابل کشورهايي همچون انگلستان، ايتاليا، از يک طرف و ژاپن و سايرين در طرف ديگر در وضعيت متوسطي قرار دارد. اما فرانسه شوک نفتي دوم را به سختي پشت سر گذاشت و امروز منتظر اسرار و درمان‌هاي سوسياليست‌ها هستيم.

سوسياليست‌ها که در برابر اکثريت سابق بسيار بي‌رحمانه رفتار مي‌کنند، فراموش کرده‌اند که همانها رأي تقريباً نيمي از فرانسوي‌ها(48درصد) را در 10 مي ‌به دست آوردند. اما ميتران در اين ميان همان مسووليتي را به کمونيست‌ها اعطا کرد که آنها از دست داده بودند و پست‌هاي وزارتي درجه دوم را در اختيار آنها قرار داد. او برخلاف دروغِ اتحاد چپي‌ها فاصله بين دو جريان را بيشتر کرد. از اين رو در سياست خارجي، کمونيست‌ها در نشريه اومانيته تز خاص خود را درباره افغانستان و موشک‌هاي هسته‌اي اروپا دنبال مي‌کنند که در هماهنگي با سياست‌هاي دولت ميتران نيست. ميتران، فرانسوي‌ها را به تلاش براي دفاع در مقابل مجهز شدن اتحاد جماهير شوروي دعوت مي‌کند حال آنکه اعضاي حزبي که هميشه گوش به فرمان دستورات و اتحاد جماهير شوروي هستند در اين حکومت وي کرسي دارند.

سوسياليست‌ها که اکثريت مطلق مجلس ملي را در اختيار دارند، بسيار عجولند که دولتي سوسياليست تشکيل دهند با تمايلي که از يک وزير تا وزير ديگر تفاوت دارد. آيا واقعاً سوسياليست‌ها تلاش بيشتر و بهتري از ژيسکاردي‌ها در سال 1974 يا گليست‌ها در سال 1958 و 1962 انجام دادند؟ در پاسخ به اين سوال کمي شک دارم.

اين شيوه و سيستم تا حد زيادي بدبيني مرا تحريک مي‌کند که قطعاً در خور سرزنش است. اطلاعاتي که در تلويزيون نمايش داده مي‌شود، براي من همانند گذشته ديگر جنبه دولتي ندارد. زبان سوسياليست‌ها مرا به شدت نگران کرده. برخي از آنها تمايل دارند نسخه سوسياليستي تحولات را با نسخه عيني آن ترکيب کنند. اين ترکيب نامتقارن زماني که در سخنراني وزراي نمايان مي‌شود، خشم انسان را چندين برابر مي‌کند. آنها بايد به ياد داشته باشند که ارتش تنها در خدمت فرانسه سوسياليست نيست بلکه در خدمت فرانسه و جمهوري فرانسه‌اي است که براي مدتي کوتاه تحت حکومت حزبي به نام سوسياليست است. فرانسه جمهوري است که به همگان تعلق دارد و شکي نيست که در آينده حکومت را تغيير خواهد داد. اين اولين گام به سمت دمکراسي مردمي است.

در پايان اينکه به تازگي اين فرصت را پيدا کردم که به يک وزير بگويم تا چه‌اندازه تهديد “سخت‌گيري بيشتر دولت” برايم بي‌معناست. سوسياليست‌ها مرتباً تکرار مي‌کنند: اگر روساي موسسات و شرکت‌ها سرمايه‌گذاري نمي‌کنند(در حالي که در زمان ژيسکاردستن سرمايه‌گذاري مي‌کردند) اگر سياست ما موفق نمي‌شود، مسووليت به عهده روساست و در آينده نتيجه کار خود را خواهند ديد.

شانتاژهايي از اين دست بدون شک رشد اقتصادي را به همراه نخواهد داشت. روساي شرکت‌ها بعد از انتقال قدرت به سوسياليست‌ها از خود مي‌پرسند که چه نقشي در اين سيستم خواهند داشت. فرانسوي‌ها اعم از چپ و راست هيچ تمايلي به اين مباحث ندارند. اميد است که رهبران از اين خواب برخيزند!

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.