ژوئيه 1981، پیروی فرانسوا میتران

سوسياليسمي که وجود ندارد

 
[ شناسه مقاله: 3587 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۲۸۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

شايد تمايل به تغيير يکي از دلايل پيروزي ميتران و راه يافتن او به اليزه و دستيابي اکثريت سوسياليست به کاخ بوربن‌ها شد. شايد 52درصد از فرانسوي‌ها انتخاب خود را از پيش کرده بود که رئيس‌جمهور قبلي را از دور خارج کنند. اما در هر حال بهتر است برخي از اتفاقاتي که پيش‌تر منجر به فاجعه شده بود را به ياد داشته باشيم؛ همان اتفاقاتي که شکست را اجتناب‌ناپذير کرد.

رئيس‌جمهور در طول هفت سال رياست جمهوري و پيشبرد برنامه‌هاي اقتصادي خود نيازمند اکثريت مجلس بود که او را با صدها هزار در سال 1974 انتخاب کرده بودند. اما تبليغات شخصي و خشونت‌باري که توسط ژاک شيراک در جريان بود، شانسي براي رئيس‌جمهور باقي نگذاشت و او نتوانست متعاقب اين تلاش‌ها به وعده‌هاي اقتصادي خود جامه عمل بپوشاند.

همزمان در حالي که در ميان اکثريت سابق، اختلافات و دسته‌بندي‌ها در حال گسترش بود، بعد از شکست و عدم انسجام حزب کمونيست، وحدتي ظاهري و نمايشي، تنها با هدف ژست سياسي از سوي چپي‌ها در حال احيا بود. بعد از اينکه حزب کمونيست در دور اول انتخابات يک چهارم رأي‌دهندگان خود را از دست داد و سوسياليست‌ها را تهديد کرده بود که در صورت عدم اکتساب رأي کافي، از آنها حمايت نخواهد کرد، فرداي آن روز قرارداد تسليم خود را امضاء کرد. برخلاف تصور برخي از کارشناسان، اين حرکت آنها به معناي عقب‌نشيني نبود، بلکه برعکس آنها در وهله اول از انتخاب ميتران حمايت کردند و در مرحله بعد پيروزي سوسياليست‌ها را کامل کردند.

از اين رو براي اکثريت سابق تنها يک اشتباه باقي ماند. 48 ساعت پس از انتخابات 10 مي‌گروه پارلماني “اتحاد براي دمکراسي فرانسه” به کانديداتوري واحد در دور اول تن دادند، تاکتيکي که به اعتقاد کارشناسان بازي‌هاي انتخاباتي، اشتباه بود. از طرفي ژيسکاردستن نيز از کارنامه 7 ساله رياست جمهوري خود دفاع نکرد و ريمون بار نيز سکوت اختيار کرد. مباحث پيرامون مانيفست يا برنامه‌هاي سوسياليستي که بايد عليه رئيس‌جمهور به کار گرفته مي‌شد، در جريان انتخابات پارلماني ناگهان ظاهر شد و همين مسأله تهديدات عليه رئيس‌جمهور را افزايش داد. با اين اوصاف و با اين همه فشار، تحت تأثير قرار دادن فرانسوي‌ها کار دشواري شد.

در سال 1958 اکثريت جديد شعار “خارج شويد خارج شونده‌ها” را گسترش دادند. در سال 1962 حزب “اتحاد براي جمهوري جديد”، حزب گليست‌ها، همانند سوسياليست‌ها در سال 1981 به پيروزي دست يافتند. اين حزب در سال 1958 به نام الجزاير فرانسوي تشکيل شده بود. رأي‌دهندگان فرانسوي از اينکه اين حزب به ‌انديشه‌هاي ژنرال وفادار است، خوشحال بودند. اما مغلوبين امروز نيز مي‌توانند با نگاهي به اپيزودهاي مختلف تاريخ احزاب فرانسه در جمهوري پنجم اندکي آرامش و اميد بيابند. همين فرانسوي‌ها در سال 1978 به اکثريت “تجمع براي جمهوري” و “اتحاد براي دمکراسي فرانسه” رأي دادند و در سال 1981 به اکثريت سوسياليست‌ها.

پيروزي سوسياليست‌ها بر کمونيست‌ها هرچند که اشتباه تاکتيکي برخي از شخصيت‌هاي اجتماعي بود، اما نبايد آن را اتفاق ساده‌اي دانست. در کشوري با اين سطح رفاه و ترقي که نيروي کار انساني در آن قريب 84درصد را نشان مي‌دهد، نسبت ضعيف حزب سوسياليست در مقايسه با توان کمونيست‌ها اشتباهي تاريخي به نظر مي‌رسد. بعد از شکست سال 1978، فرانسوا ميتران نااميد و بدشانس هيچگاه تصور نمي‌کرد که بتواند به سرزمين موعود پا نهد. ميشل روکار نيز با سوسياليسم تاريخي شمشير را از رو بست و از بازبيني در آراء سوسياليست‌ها سخن به ميان آورد. اما ناگهان معجزه‌اي تاريخي رخ داد. در 27 آوريل ژاک شيراک از تغيير بزرگي خبر داد(شکست ژيسکاردستن) و از همان زمان يک چهارم رأي‌دهندگان کمونيست از دور اول به کانديداي حزب چپ رأي دادند. اما شايد بهترين تعريف از سوسياليست، اظهارات اليويه ورمسر باشد. او مي‌گويد: آيا سوسياليست‌هاي امروز قابل مقايسه با بوربن‌ها هستند که بدون فراموش کردن و بدون يادگرفتن به قدرت رسيدند؟ همانند سال 1936، حزب سوسياليست با اعلام کاهش ساعت کاري با همان حقوق اما با افزايش ارزش ساعت کاري موافقت کرد. همانند سال 1936 سوسياليست‌ها روي افزايش قدرت خريد مردم براي احياي اقتصادي تأکيد دارند. به عنوان يکي از تکنيک‌هاي مديريتي، برنامه‌هاي سوسياليست‌ها در صورت اجرا در کوتاه مدت نه فاجعه‌اي به بار خواهد داشت و نه تحول جديدي در آن رخ خواهد داد.

برنامه ميتران، آنگونه که من متوجه شدم، اجراي سيستمي بين سيستم شوروي و سوسيال- دمکراسي است. او اصلاحاتي را در حوزه ملي کردن، بازسازي سيستم مالي، تغيير در شرکت‌ها، شوراهاي استاني صورت خواهد داد. در مجموع بايد گفت موضوع نه روي کار آمدن اپوزيسيون سيستماتيک است و نه آرايش جديد در قدرت: بلکه منازعه بين ايده‌ها آغاز خواهد شد.

اکثريت سابق نيز که به دليل عدم اجماع و سازش شکست خورده ميدان فعلي است، بايد با نگاهي به شکست‌هاي سال 1962 و 1968 از آنها درس بگيرد. براي جلوگيري از قدرت گرفتن سوسياليست‌ها ديگر دير شده، تنها کاري که از اکثريت شکست خورده برمي‌آيد انتقاد به ايده‌ها و نظرات آنهاست.

زمان تفکرات سوسياليستي فرا رسيده، آماده باشيد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.