ژوئن 1981، سیاست خارجی میتران

ميتران و دو امپرياليسم

 
[ شناسه مقاله: 3585 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۴۰۶ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

دو فصل از آخرين کتاب فرانسوا ميتران به نام «اينجا و هم‌اکنون» به سياست خارجي وي مي‌پردازد و آن را براي خوانندگان تشريح مي‌کند.

فرانسوا ميتران معتقد است فرانسه از سوي دو قدرت امپرياليسم مورد تهديد قرار دارد؛ يکي تهديد نظامي که همان اتحاد جماهير شوروي است و ديگري به طور اساسي تهديدي اقتصادي است که مظهر آن ايالات‌متحده آمريکاست. او مي‌گويد: من معتقدم ايالات‌متحده آمريکا هنوز از هدايت جنگي اقتصادي عليه ما دست برنداشته است. فقدان سيستم پولي، استراتژي شرکت‌هاي چندمليتي، تغييراتي که دلار به وجود مي‌آورد، تمايل آمريکايي‌ها(با نقش انگلستان) براي از بين بردن بازار مشترک در چارچوب تبادل آزاد و در يک کلام امپرياليسم آمريکايي سهم ما را نيز مي‌خواهد و ما بايد در مقابل آن بسيار محتاطانه عمل کنيم و تدابير لازم را بينديشيم.

از سوي ديگر، ميتران تهديد و خطر اتحاد جماهير شوروي را نيز ناديده نمي‌گيرد. او بر ضرورت دوستي و روابط و قرارداد با اتحاد جماهير شوروي و فرانسه تأکيد مي‌کند ولي معتقد است «ژان-پيير شونمان با ناديده گرفتن انبار سلاح‌هاي اتحاد جماهير شوروي سياست غلطي را در پيش گرفته بود.»

شايد من هم اشتباه مي‌کنم که جنبه‌هاي انتقام جويانه و گاهاً تحريک‌کننده نيروهاي ارتجاعي در جهان غرب را کم‌اهميت مي‌دانم. در طول 5 سال اخير آمريکايي‌ها شکست‌هاي بزرگ و کوچک زيادي را تجربه کردند، اين سرخوردگي‌ها با اتخاذ سياستي غيرشفاف پايان يافت. سياستي که تنها نگراني و ترس اتحاد جماهير شوروي را همراه داشت. اما اين استدلال براي من کمي غيرقابل پذيرش است: چرا اين ناکامي آمريکايي‌ها بايد اتحاد جماهير شوروي را نگران کند؟

ميتران مي‌گويد: «در مقابل امپرياليسم اقتصادي آمريکا، فرانسه بايد خط مقاومتي در مقابل حملاتي که آمريکايي‌ها براي تسلط بر جايگاه قدرتمند صنعتي و تجاري فرانسه به راه‌انداخته‌اند، تشکيل دهد. حملاتي که هدف ايجاد اختلال در برنامه‌هاي اقتصادي فرانسه و تفرقه در بازار کار را دنبال مي‌کند. او مي‌گويد: «اگر واترلويي ديگر در صنعت نساجي، کامپيوتر و محصولات کشاورزي و غذايي اتفاق بيفتد، فرانسه رو به زوال خواهد رفت و خساراتي به‌اندازه فرودآمدن يک بمب برايمان در برخواهد داشت.»

ميشل دبره نيز زبان و ادبيات جنگي را در حواشي رقابت‌هاي اقتصادي به کار مي‌گرفت، اما به تصوير کشيدن رقابت‌ها با چنين زبان ابتدايي و وحشتناکي از سوي رئيس‌جمهور آيا عاقلانه است؟ في الواقع منظور ميتران از جهان سرمايه‌داري که مي‌خواهد در بازار کار تفرقه ايجاد کند، چيست؟ چرا کاهش توليدات نساجي فرانسه (که پيش‌تر نيز براي ما اتفاق افتاده و اصولاً در بسياري از کشورهاي صنعتي امري طبيعي است) فرانسه را به سمت نابودي سوق خواهد داد؟ چرا فرانسه بايد از سياست شرکت‌هاي چندمليتي هراس و واهمه داشته باشد، شرکت‌هايي که ميتران نفرت عجيبي نسبت به آنها دارد و از هر موقعيتي براي نشان دادن تنفر و عدم اعتماد خود استفاده مي‌کند. ميتران (بدون اينکه تفاوت فاحش ميان دو بلوک را فراموش کند) خود را يکي از متعهدان به پيمان آتلانتيک شمالي مي‌داند- تعهدي نه بيش از يک لهستاني يا يک رومانيايي در پيمان ورشو- اما هر زمان هم که اراده کند مي‌تواند از اين اتحاد خارج شود. ميتران در واقع با اين طرز تفکر نسبت به پيمان ناتو، آن را به نوعي منسوخ و باطل ساخته بود. او بيش از همه، خواهان مذاکره براي حل اختلافات بود و در واقع پيمان را بي‌محتوا مي‌دانست. او در اين باره مي‌گويد: «در حال حاضر آنچه که ما از اين اتحاد مي‌دانيم اينست که اين اتحاد بر پايه يک توهم بنا شده؛ يعني دخالت آمريکا در اروپا در صورت حمله اتحاد جماهير شوروي» فرضيه بازدارندگي جان فاستر دالس براي ميتران يک کمربند امنيتي مملو از سلاح و بمب در دور تا دور زمين بود.

در خصوص سياست نظامي ميتران، او سياست مبهمي در اعلام رسمي مواضع خود در پيش گرفته بود و بر آن اصرار داشت. او تأکيد داشت فرانسه از حريم ملي خود با صرف‌نظر از استفاده از سلاح هسته‌اي دفاع مي‌کند و به بمب نوتروني- سلاحي که همواره استفاده از آن را رد کرده- نيازي ندارد. يا اينکه مي‌گفت: «فرانسه بر همبستگي و اتحاد ميان شرکا و هم‌پيمانان پيمان آتلانتيک يا معاهده بروکسل تأکيد مي‌کند و اين کشور هيچ‌گاه نمي‌تواند به جنگ‌هاي دوران گذشته بازگردد.»

واقعيت اين است که رئيس‌جمهور عمق خطر و تهديدات اتحاد جماهير شوروي عليه اروپا را به خوبي تشخيص نمي‌داد. او مي‌گويد: «اتحاد جماهير شوروي مي‌تواند در ربع ساعتي، کل تجهيزات نظامي اروپا را بدون آسيب زدن به يک شهر يا يک دهکده و حتي بدون کشتن يک سرباز آمريکايي يا بدون اعزام يک سرباز به خارج از مرزهاي شوروي از بين ببرد. سخنان ميتران تداعي‌کننده سخنان ژنرال دوگل است که مسائل را بيش از اندازه بزرگ مي‌کرد. بنابراين بايد اينگونه نتيجه‌گيري کرد که شوروي تنها تأسيسات و سلاح‌هاي ناتو را از بين خواهد برد و کاري به اروپا ندارد.

راهکارهاي ارائه شده از سوي ميتران نيز جاي تأمل دارد. او معتقد است براي رفع مشکل و تهديد اتحاد جماهير شوروي و موشک‌هاي هسته‌اي پرشينگ بايد ميان شرق و غرب مذاکره صورت گيرد؛ يا اينکه براي ايجاد پيمان آتلانتيک بايد ميان همه اعضاء مذاکره صورت گيرد؛ يا براي سازش بايد مذاکرات جهاني بدون در نظر گرفتن بلوک‌بندي‌هاي شرق و غرب به جريان بيفتد. اما سوال اينجاست آيا واقعاً ميتران نمي‌داند که تحقق همه اينها در شرايط فعلي امري نشدني است؟

اظهارات کودکانه ميتران در خصوص توطئه اقتصاد آمريکا براي صنايع نساجي و توليدي فرانسه حداقل در کوتاه مدت، به رغم اختلافات موجود در ميان کشورها بر سر مسائل گمرکي يا سياست کشاورزي مشترک، جدال بزرگي را ايجاد نخواهد کرد.

اما ديپلماسي فرانسه در حوزه کشورهاي آمريکاي لاتين و آفريقا چه خواهد بود؟ آيا تيم جديد همانند گذشته تلاش خواهد کرد جلوي سياست‌هاي تماميت‌خواهانه کشورهايي همچون ليبي، کوبا يا اتحاد جماهير شوروي را بگيرد؟ آيا در آمريکاي لاتين، فرانسه، سياست سوسياليسم بين‌الملل که بيشتر مورد علاقه جنبش‌هاي انقلابي است و از ايدئولوژي‌هايي همچون وفاداري به آرمان يا مبارزه با امپرياليسم آمريکايي را در پيش خواهد گرفت؟

بيوه آلنده، رهبر شيلي که سوداي اتحاد با حزب کمونيست را در سر داشت و در نهايت قرباني توطئه پينوشه شد، و همچنين بيوه نرودا، استالينيست اصيل در مراسم افتتاح رياست‌جمهوري شرکت داشتند. رژيس دوبري نيز يکي از ياران قديمي چه‌گوارا در آينده‌اي نه چندان دور پستي در اليزه را از آنِ خود مي‌کند. اما آيا فرانسه در آمريکاي لاتين به رغم وابستگي به امپرياليسم اتحاد جماهير شوروي، مي‌تواند دوستاني که دشمن امپرياليسم آمريکا هستند پيدا کند؟

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.