مي‌1981، رقابت شیراک و میتران

اعمال‌مان پشت سرمان حرکت مي‌کنند

 
[ شناسه مقاله: 3584 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۱۳۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

افسانه به حيات خود ادامه مي‌دهد، اما واقعيات خود را تحميل مي‌کنند. کاراکتر و ماهيت کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري فرانسه به ميراث دوران ژنرال دوگل باز مي‌گردد و تا زماني که جمهوري پنجم برقرار است، اين قاعده نيز وجود خواهد داشت. حداقل سه تا چهار نفر از کانديداهاي حاضر هر يک نماينده يک حزب هستند. ژرژ مارشه، دبيرکل حزب کمونيست است، فرانسوا ميتران از طرف سوسياليست‌ها معرفي شده است. ژاک شيراک نيز نماينده تام حزب “اتحاد براي جمهوري” است و تنها ژيسکار دستن است که به نظر مي‌رسد نماينده حزب “اتحاد براي دمکراسي” نيست و تعلق‌خاطر چنداني به اين حزب ندارد.

قطعاً شيراک و ميتران هرکدام مي‌توانند ادعا کنند که آراء به‌دست آمده در دور اول انتخابات بيش از همه متأثر از کاريزماي آنها خواهد بود. از اين رو شايد ميتران شانس انتخاب شدن در 10 مي‌ را داشته باشد. چون رأي‌دهندگان غيرسوسياليست نيز بدون توجه به دکترين ميتران به او رأي خواهند داد. شيراک نيز به دليل ديناميسم و استعدادش 3 امتياز بيشتر در مقايسه با شابان- دلماس در 7 سال گذشته دارد. اما هر يک به دلايلي تلاش مي‌کنند که وابستگي خود به حزب را از ياد ببرند. اول به دليل دور شدن از منازعات درون حزبي و ديگري با هدف فراموش کردن اهداف حزب.

در دور اول انتخابات رياست جمهوري هر کانديدايي در تلاش است تا صرفاً بر خود و اهدافش تمرکز کند و حتي به رقبايش نيز اگر بتواند رکبي نيز مي‌زند. اما در مرحله دوم انتخابات، به دوئلي مي‌ماند که اتفاقاً در آن هريک از کانديداها از اينکه فرانسه به دو جبهه تقسيم شده اظهار تأسف مي‌کنند.

اما اين تحليل اشتباهي است که تصور کنيم دور دوم انتخابات، فرانسوي‌ها را مجبور به انتخاب ميان دو سياست‌مدار مي‌کند که يکي متعلق به چپ و ديگري متعلق به راست است. اين به آن معنا نيست که کمونيست‌ها و سوسياليست با هم تفاهم دارند يا شيراکي‌ها و ژيسکاردي‌ها شمشير را از رو بسته‌اند. همگان اين واقعيت را باور دارند که تفاوت و اختلاف ميان سوسياليست‌ها و کمونيست‌ها به همان ميزان زياد است که سوسياليست‌ها را از چپ ميانه جدا مي‌کند. اما فضاي انتخابات به گونه‌اي است که چنين ائتلاف‌ها و بلوک‌بندي‌هايي را ايجاب مي‌کند و در نهايت نتايج به همه آنچه که در درون اين بلوک‌ها مي‌گذرد، بستگي دارد.

در نگاهي کلي، به نظر مي‌رسد تاکنون راستي‌ها در مقايسه با چپي‌ها اختلافات و چنددستگي بيشتري را از خود به نمايش گذاشته‌اند. شيراک هم تمام تمرکز خود را بر روي ژيسکاردستن قرار داده و به نظر مي‌رسد ميتران را به طور کامل فراموش کرده در حالي‌که در گذشته همين شيراک بود که با ضدژنرال خواندن وي، او را به تمام معنا گروگان کمونيست‌ها مي‌دانست. مخالفان شيراک او را به متهم مي‌کنند به اينکه او عجولانه مترصد اينست که با شکست ژيسکاردستن در انتخابات، به عنوان تنها رئيس اپوزيسيون انتخاب شود. من تمايلي به متهم کردن سياست‌مداران به بي‌شرمي ندارم آن هم در حالي‌که به نظرم اين حرف‌ها چندان مطمئن نيست. اما در صورت پيروزي ژيسکاردستن، بدون شک شيراک کارت‌هاي بهتري را براي رسيدن به اليزه در دست دارد.

اما ميتران تمايل دارد که حزب و برنامه‌هاي سوسياليست‌ها را در رقابت‌هاي انتخاباتي فراموش کند. او به زحمت آن هم تنها يک يا دوبار از 11 گروه صنعتي سخن به ميان آورد که قول ملي کردن آنها را داده بود. اقدامات و برنامه‌هاي ميتران عبارت بودند از: افزايش 25 درصدي کمک‌هاي اجتماعي و همچنين افزايش 25 درصدي حداقل دستمزد و همچنين اعطاي کمک‌هاي مالي بيشتر به اقشار مختلف جامعه.

اما چرا بايد از اين عوام فريبي بيهوده که بيش از همه سبب افزايش تورم و آسيب به نرخ مبادلات ارزي فرانک (واحد پول سابق فرانسه) مي‌شود، هراسيد؟

ميتران در شرط‌بندي اول خود برنده شده است: او آراء چپ‌ميانه و کمونيست‌ها را با خود دارد و هيچ جاي نگراني وجود ندارد. تنها يک شرط‌بندي براي پيروزي باقي مي‌ماند و آن انتخابات مجلس است که پس از انتخابات رياست‌جمهوري خواهد بود و در آن سوسياليست‌ها به رأي کمونيست‌ها نياز دارند. اما سوال اصلي اينجاست که آيا در آن زمان نيز سوسياليست‌ها، ارزش‌هاي جمهوري يعني صرف‌نظرکردن از حضور در دور دوم انتخابات و کنار رفتن به نفع کانديداي چپ را به کمونيست‌ها تحميل خواهند کرد؟ آن هم بدون واگذاري هيچ امتيازي به آنها؟

برخي از جمله ژرژ مارشه (نخست‌وزير دولت پمپيدو) بر اين اعتقادند که تغيير و تحولات اخير در حال تثبيت حضور کمونيست‌ها در دولت است تا بيش از اين کمونيست‌ها مطالبات بيشتري نداشته باشند. در صورت انتخاب ميتران آلترناتيوهاي موجود براي من روشن است: يا بايد ائتلاف و تشکيل دولت سوسياليست-کمونيست را با برنامه‌هاي مشترک اجتماعي آنها بپذيريم يا بپذيريم که رئيس‌جمهور در مجلس ملي فرانسه اکثريت موافق با برنامه‌هايش را نخواهد داشت.

اما برخي از روشنفکران زيرک، تز ديگري را مطرح کردند: يک رئيس‌جمهور سوسياليست در اليزه و در مجلس ملي، اکثريتي نزديک به جريان‌هاي امروز. در آن صورت از قدرت رئيس‌جمهور براساس آنچه که قانون اساسي به طور واضح و روشن درباره آن توضيح داده، کاسته خواهد شد. همان کاري که ژيسکاردستن بايد انجام مي‌داد در صورتي که چپي‌ها برنده انتخابات پارلماني مي‌شدند.

واقعيت اينست که اعمالمان پشت سر ما حرکت مي‌کنند. ميتران به اين زودي‌ها اقدامات و حرف‌هاي 10 سال اخيرش را انکار نخواهد کرد. حزب سوسياليستي که او ايجاد يا بازسازي کرد، بايد در نهايت با کمونيست‌ها وارد تعامل شود و اعضاي حزب همواره بايد پروژه حزب سوسياليست را به وي يادآوري کنند.

افکار عمومي نيز به‌رغم اطمينان خاطر رئيس‌جمهور به ائتلاف سوسياليست‌ها و کمونيست‌ها واکنش نشان خواهند داد. ميتران همواره ژيسکار دستن را به اين دليل که کشور را به دو دسته تقسيم کرده، سرزنش مي‌کرد، حال آنکه خودِ ميتران از سال 1973 افسانه «چپ متحد» را سر مي‌دهد.

از سويي اولين برنامه‌هاي اعلام شده از سوي او از جمله استخدام 200 هزار کارمند، افزايش فوري قدرت خريد اکثر اقشار جامعه اگر هم بتواند اندکي احتمال ايجاد نظام سوسيال دمکراسي را افزايش دهد، اما تعادل شکننده موجود را سست خواهد کرد.

از طرفي در صورتي که کمونيست‌ها فردا روزي هزينه خدمتي که انجام داده‌اند را مطالبه کنند، به نظرم بسيار منطقي است که بدون هيچ اغراقي اين‌گونه نتيجه‌گيري کنم که انتخاب ميتران و شکل‌گيري دولت سوسيال کمونيست در مجموع مي‌تواند به عدم ثبات منجر شود.

نتايج دور دوم انتخابات به ژيسکار و شيراک بستگي دارد. شايد تلاش ژيسکار دستن و شيراک در دور دوم بتواند شکل اين بازي را تغيير دهد. اميد است که شيراک، طرفداران خود را به رأي دادن براي ژيسکار دستن تشويق کند و ژيسکار دستن نيز ژستي سياسي در مقابل نخست‌وزير سابق خود بگيرد. هر دوي آنها به رغم همه گرايشات متفاوت به يک خانواده سياسي تعلق دارند.

اما فراموش نکنيم فرانسوي‌ها در سال 1978 برخلاف همه خواسته‌هاي قبلي، انتخاب قاطع خود را در روزهاي آخر صورت دادند

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.