2 آوريل 1981، رقابت میتران و شیراک

رأي چيست؟

 
[ شناسه مقاله: 3583 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۴۲۴ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

1-ظاهراً تبليغات انتخاباتي چندان براي فرانسوي‌ها جذاب و فريبنده نيست به خصوص اينکه نتايج و دستاوردي به‌اندازه سال‌هاي 1974 يا 1978 نيز ندارد. اگر واقعاً احساس فرانسوي‌ها اين‌ست، بايد گفت اشتباه مي‌کنند. اگر در آن زمان موضوع بحران اقتصادي يا منازعات بين‌المللي مطرح بود، دهه 1980 به مراتب خطرناک‌تر از دهه 70 خواهد بود.

2- فرانسوا ميتران درباره پروژه‌هاي حزب سوسياليست کمتر صحبت مي‌کند، چون نه مي‌تواند نتايج مثبت فعاليت‌هاي خود - از جمله ايجاد حزبي سوسياليستي با هدف ايجاد دولتي با حضور کمونيست‌ها را انکار کند - نه مي‌تواند بدون رأي مثبت کمونيست‌ها انتخاب شود و نه قادر خواهد بود بدون ائتلاف با کمونيست‌ها در دور دوم انتخابات پارلماني اکثريت مجلس ملي را به‌دست آورد.

3- اين امکان وجود دارد که فرانسوي‌ها بعد از انتخاب ميتران و در کمال تعجب و ناباوري از انتخابي که کردند، همين اکثريت فعلي را دوباره به کاخ بوربن‌ها روانه کنند، اما سوال اصلي اينجاست که اگر فرانسوي‌ها نمي‌خواهند پارلمان را تغيير دهند پس چرا مي‌خواهند رئيس‌جمهور را عوض کنند؟ ميتران که بيش از 20 سال است از عرصه سياست فاصله گرفته، نه در درون تجربه‌اي دارد و نه در بيرون پرستيژ رقيبش را.

4- وضعيت فرانسه بعد از پايان اين دوره 7 ساله به اعتقاد کانديداهاي اپوزيسيون فاجعه بار است و در بسياري از مواقع با تصويري اغراق‌آميز و گاهي مسخره همراه مي‌شود. در حالي که بيلان اقتصادي و اجتماعي فرانسه در مقايسه با شرکاي ما حداقل قابل احترام است.

5- ميزان متقاضيان کار به حق موضوعي است که اپوزيسيون تمايل زيادي براي پرداختن به آن دارد. به خصوص اينکه در تحليل اين مسأله بايد به تفاوت‌هاي مجموعه‌هاي مختلف نيز توجه داشت. مثلاً در زمان تجديد سازمان اقتصادي يک بخش توليدي، بسياري از کارکنان يک بخش ترجيح مي‌دهند شغل خود را تغيير دهند و در اين ميان بخشي از متقاضيان کار(تقريباً کمتر از يک سوم) را روسا و کارفرمايان تشکيل مي‌دهند.

6- البته مديريت نيز بدون اشتباه نبوده است. از حق نگذريم ژاک شيراک يا فرانسوا ميتران چه چيز مثبتي مي‌توانند به ما بدهند؟ اولي(شيراک) که تنها دوست دارد با تملق اقشار اجتماعي(روستائيان، صنعت‌گران و صاحبان کارخانه‌هاي کوچک) بپردازد و دولت و سيستم بروکراتيک را مورد سرزنش قرار دهد و با خطابه‌هاي گليستي خود قول کاهش ماليات‌ها را بدهد. و ميتران نيز که در حال تهيه ملغمه مشترکي است که پيش‌تر اساس آن اعلام شده بود(از جمله استخدام کارمندان، افزايش کمک‌هاي اجتماعي، قانون 35 ساعت کار و ملي کردن برخي از گروه‌هاي صنعتي) بي‌وقفه بر آنها تأکيد مي‌کند. هرچند اين شعارها ممکن است رأي زيادي جمع کند اما براي پشت سرنهادن بحران موجود کافي نيست.

7- من هميشه با ديپلماسي رئيس‌جمهور موافق نبوده‌ام. تفسير و تعبير وي در خصوص سفر به ورشو هنوز نتوانسته من را متقاعد کند. موقعيت جهاني بيش از همه متأثر از توسعه‌طلبي‌هاي اتحاد جماهير شوروي است. تضعيف نسبي ايالات‌متحده آمريکا فاز جديدي را در تحولات بين‌المللي ايجاد کرده است و از همه بدتر اينکه تحولات جاري، ايده‌هاي رهبران جهان در خصوص ليبراليزه کردن رژيم اتحاد جماهير شوروي به کمک گسترش تبادلات تجاري را رد مي‌کند.

8-سياست فرانسه در قبال اتحاد جماهير شوروي را اولين بار ژنرال دوگل تشريح کرد. دوگل بود که از سال 1962 مسأْله دو هژموني را مطرح کرد. دوگل بود که مسأْله سازش، صلح و همکاري را مطرح و اين سياست را به جانشينانش نيز منتقل کرد که فرانسه جايگاهي ويژه در تحولات بين‌الملل و حتي در نزد رهبران اتحاد جماهير شوروي دارد و اتفاقاً ميشل دبره(نخست‌وزير دوگل) بود که متعاقباً از ورود نيروهاي پيمان ورشو به چکسلواکي سخن به ميان آورد و حتي ژنرال نيز در خصوص اين اتفاقات به اليويه ورمسر(رئيس بانک مرکزي فرانسه) مي‌گويد: «دعواي بين کمونيست‌ها براي من اهميتي ندارد.»

نه گليست‌ها و نه سوسياليست‌هاي متحد کمونيست‌ها در مقامي نيستند که درس سرسختي ضدشوروي به ديگران بدهند. ژيسکار دستن نيز با آگاهي از همان واقعيات و درک خطرات موجود، مشي گليست‌ها را در پيش گرفت و اندکي به ايالات‌متحده آمريکا نزديک شد.

اميدوارم کانديدايي که از اين دورِ رقابت خارج مي‌شود، زين پس ايده‌هاي بهتر و درست‌تري در مقابل اليگارشي اتحاد جماهير شوروي از خود به نمايش بگذارد. مثلاً پيامي که براي مسکو در خصوص دخالت نظامي اين کشور در لهستان ارسال شد، بسيار سرسختانه و مشخص بود. اما اتحاد جماهير شوروي بسيار بيشتر از شرکاي اروپايي ما، در حال افزايش بودجه نظامي خود است و حتي بيش از ساير کشورها با استفاده از روابط نزديکش با صدراعظم اشميت مي‌کوشد جلوي هرنوع انحراف در افکار عمومي را بگيرد.

با اين اوصاف به نظر نمي‌رسد که فرانسه طي سال‌هاي آينده، کانديدايي مطابق ميل ژيسکاردستن بيابد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.