مارس 1979 ، درباره‌ی ژاک شیراک

پوپوليسم شيراکي

 
[ شناسه مقاله: 3581 ]   [ موضوع: کتابچه ]   [ بازدید: ۲۲۶۹ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

در کلوب دوپرس، چهارشنبه 4 مارس، گي توماس خطاب به ژاک شيراک مي‌گويد: «من از اتحاد جماهير شوروي مي‌آيم، کشوري که 260 ميليون مرد در حال آماده شدن براي جنگ هستند. بنابراين تصور نمي‌کنيد که مجادله ما در چنين شرايطي مسخره باشد؟»
راستش من هم همين احساس را دارم و به زحمت مي‌توانم خودم را متقاعد کنم که بايد سخنان انتقادي رئيس حزب «اتحاد براي جمهوري» را تحليل و تفسير کنم.
اهميت چنداني ندارد که اين سخنراني شيراک همانند جلسه مجلس ملي يا کميسيون تحقيق پيرامون بي‌کاري باشد. واقعيت اين است که سخنراني‌هاي شيراک در همان ژانر سوسياليست‌ها و کمونيست‌هاست؛ آنها به عالم انتزاعي، ليبراليسم محافظه‌کار و لسه فريسم حمله مي‌کنند.
اين در حالي است که ميتران شرکت‌هاي چندمليتي و ژرژ مارشه(دبيرکل حزب کمونيست)، امپرياليسم و هژموني آلماني و آمريکايي را مورد هدف قرار داده‌اند و برنامه‌هاي مثبت اعلام شده نيز آنقدر پيچيده و مبهم است که به زحمت بتوان چيزي از آن دريافت.
مثلاً شيراک در ميان برنامه‌هاي حزبي خود تلاشي جمعي براي گسترش سرمايه‌گذاري را عنوان کرده است. آيا واقعاً شيراک انتظار دارد دولت دست به افزايش سرمايه‌گذاري در بخش‌هايي بزند که به طور کامل به دولت وابسته است؟ دولت در واقع از ابتداي بحران همين سياست را در پيش گرفته است. آيا شيراک خواهان افزايش سرمايه‌گذاري‌هاي خصوصي است؟ اگر اين‌گونه باشد، اين شرکت است که تصميم‌گيرنده اصلي است و نه دولت. تصميمات نيز با توجه به وضعيت مالي و چشم انداز بازار اتخاذ خواهد شد. بدون شک دولت اين توانايي را دارد که براي چند ماهي تغييراتي را در نظام مالي خود ايجاد کند؛ شرکت‌ها در آن صورت سرمايه‌گذاري‌هاي خود را براي سود بالاتر گسترش خواهند داد البته نه به آن ميزاني که به سطح جهاني برسد.
اين در حالي است که ژرژ پمپيدو در زمان خود سياست ساخت صنايع بزرگ را در پيش گرفته بود و به گفته ژاک شيراک از سال 1969 تا 1974 رشد توليد صنايع از 40درصد نيز عبور کرده بود. اما از سال 1974 اين رشد متوقف شده بود. واقعيت آنست که در طول 30 سال اخير رشد اقتصادي فرانسه بسيار سرعت داشته است. اما اين سرعت متعاقب کاهش ارزش فرانک و تورم نتوانست تداوم داشته باشد و از طرفي کاهش ارزش پول نيز به کسر بودجه دامن زده است. از همين روست که افزايش ارزش فرانک براي همه دولت‌ها از مهم‌ترين اولويت‌هاست.
سه حزب اپوزيسيون اعم از سوسياليست، کمونيست و اتحاد براي جمهوري، هر سه به بازگشت رشد اقتصادي به 6درصد اعتقاد دارند. اما چرا فرانسه در ميان کشورهاي اروپايي بايد به اين رقم برسد آن هم در حالي‌که صنايع فرانسه آسيب‌پذير است و توان صادرات آن قابل قياس با آلمان فدرال نيست؟ چرا بايد فرانسه در چنين فضايي دست به رقابت‌هاي نابرابري براي بقاي خود بزند؟
از سخنان شيراک اين‌گونه برمي‌آيد که همين روزهاست که اروپا و سياست فعلي سبب سقوط کامل صنايع فرانسه شود. ژاپن به دليل بحران اقتصادي و کاهش تقاضا پتانسيل و ميزان تبادلات دريايي خود را کاهش داده است؛ وضعيت فرانسه نيز مشابه ژاپن است و با سوبسيدهاي دولت توانسته به حيات خود ادامه دهد.
بايد توجه داشت که در زمان بحران، مردم چشم‌شان به سوي دولت است البته نه دولتي که تنها شعار مي‌دهد. از لابلاي صحبت‌هاي شيراک، گرايشات ليبراليستي، ليبراليسم محافظه‌کار و تقليد از مدل آلمان شنيده مي‌شود. اراده، تحرک، هيجان و طرح‌هاي ملي؛ در واقع نوعي سخن‌پردازي بي‌محتوا که تنها به مذاق آن دسته از فرانسوي‌هايي خوش مي‌آيد که در زمان تضعيف موقعيت و توان دولت، خواهان انحلال آن هستند. در مقابل با مردي همچون شيراک که به نظر نمي‌رسد بازيگري سياسي باشد، هيچ نفرت يا خصومتي ندارم. به خصوص اينکه مخالفان او در سال 1977 او را محکوم کردند به اينکه روي شکست اکثريت و سپس ظاهر شدن به عنوان قهرمان سرمايه‌گذاري کرده است. اما او با تمام قوا براي پيروزي اکثريت و نه براي خودش تلاش کرد. امروز نيز متهم است که در حال استفاده از تشديد بحران و شکست ژيسکاردستن در سال 1981 است. کاري به اين شايعات نداريم اما اين کار خيلي راحتي است که بخشي از فرانسوي‌ها را با يک سخنراني عليه سياست‌هاي دولت پيرامون سطح زندگي مردم، به کارگيري واقعيات اقتصادي، تحقير ديگران، لفاظي‌هاي ايدئولوژيک تحريک کنيم. واقعيت اين است که «حزب اتحاد براي جمهوري» در زمان رياست ژاک شيراک به پوپوليسم، خصومت با سوسياليسم و مرکانتيليسم بسيار نزديک شد.
به اين جمله شيراک دقت کنيم: «فرانسوي‌ها بزرگترين ملت در جهان هستند» پيش‌داوري، احساسات و تحريک نوستالژي که بحران فعلي آن را زنده کرده، تنها مفاهيمي است که از سخنان او استنباط مي‌شود

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.