تفاوت میتران با سایر رؤسای جمهوری پنجم چه بود؟

از لیبرالیسم تا سوسیالیسم

دكتر علي ‌‌بيگدلي . استاد دانشگاه شهيد بهشتي و كارشناس مسائل بين‌الملل.

 
[ شناسه مقاله: 3574 ]   [ موضوع: جهان ]   [ بازدید: ۱۸۷۵ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

از زمان انقلاب كبير فرانسه (1789) تاكنون پنج جمهوري در اين كشور برقرار شده كه به طور اجمالي به اين دوره‌‌ها اشاره مي‌كنيم:

جمهوري اول پس از اعلام لويي شانزدهم در سال 1792 برقرار شد و با كودتاي 18 برومر ناپلئون بناپارت و امپراتوري او به پايان رسيد. ناپلئون در سال 1804 امپراتوري‌اش را آغاز كرد و پس از 10 سال جنگ در 1814 در جنگ واترلو (بلژيك) از اتحاد نظامي اروپا به سركردگي انگليس شكست خورد و به جزيره سنت هلن تبعيد شد و در كنگره وين (1815) يك بار ديگر سلطنت به فرانسه بازگشت و تا سال 1848 ادامه پيدا كرد.

جمهوري دوم در سال 1848 انتخابات برگزار شد و ناپلئون سوم، برادرزاده بناپارت به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شد. اين جمهوري در سال 1852 به پايان ‌رسيد كه ناپلئون سوم با برگزاري يك رفراندوم از مردم خواست كه به عنوان امپراتور به او رأي دهند. او امپراتور مادام‌العمر شد و در جنگ با بيسمارك در سال 1870 اين جمهوري به پايان رسيد. در اين دوره سياست استعماري فرانسه در شمال آفريقا و منطقه سيام تثبيت شد و فرانسه به قدرت اول اروپا و به عنوان داور اروپا درآمد. در اين جمهوري يك مهندس فرانسوي به نام فرديناندوسپس كانال سوئز را پس از 10 سال عمليات در 1895 افتتاح كرد. در امپراتوري ناپلئون پاريس به زيباترين شهر جهان تبديل شد.

جمهوري سوم از 1870 شروع مي‌شود ولي به دليل بحران‌هاي پس از ناپلئون سوم، از 1875 عملاً كارش را آغاز و تا سال 1940 كه فرانسه توسط هيتلر اشغال مي‌‌شود، ادامه پيدا مي‌كند. از اين سال تا 1944 حكومت ويشي توسط ژنرال پتن تشكيل شد. پس از آزادي فرانسه توسط متفقين، حكومت آزاد كه طي جنگ توسط ژنرال دوگل در لندن تشكيل شده بود در پاريس مستقر شد و دادگاه‌هاي انقلاب را براي محاكمه كساني كه با هيتلر همكاري كرده بودند تشكيل داد. ژنرال پتن به دليل اينكه هشتاد و چند ساله بود به حبشس ابد و معاونش (نخست‌وزير) پيترلاوال به اعدام محكوم شد. بيش از 10 هزار نفر اعدام و 27 هزار نفر زنداني شدند و عده‌اي نيز به فرمان دوگل عفو گرفتند.

جمهوري چهارم از 1944 در قالب يك دولت موقت تشكيل شد و قانون اساسي آن در 1946 با يك رفراندوم به تصويب رسيد (فرانسه سرزمين رفراندوم است و اين شيوه در روم قديم پيدا شد). در اين دوره فرانسه با شديدترين بحران‌هاي سياسي – اقتصادي و اجتماعي روبه‌رو بود از جمله كاهش ارزش فرانك، ويراني صنايع و مزارع، مهاجرت روستاييان به شهر، بيكاري و از همه مهمتر رواج جنبش‌هاي آزادي‌بخش در مستعمرات به ويژه در الجزاير. الجزاير براي فرانسه مثل هند براي بريتانيا بود. جنبش آزادي‌بخش الجزاير از 1958 شدت گرفت.

جمهوري چهارم را دو رئيس‌جمهوري اداره كردند: ونسان اوريو Vincent Ariof از 1947 تا 1954 و رونه كوتي Rene Coty از 1954 تا 1958.

جمهوري پنجم كه وارث بحران‌هاي داخلي و خارجي فلج‌كننده‌اي بود با رفراندوم 21 سپتامبر 1958 اعلام موجوديت كرد ولي عملاً كارش را در هشتم ژانويه 1959 با رياست‌جمهوري ژنرال دوگل شروع كرد. مشكل اساسي دوگل موضوع الجزاير بود، زيرا تعدادي از فرانسويان و نظاميان مقيم الجزاير تحت تأثير احساسات شوونيستي با اعطاي استقلال مخالف بودند، در حالي كه شوراي امنيت سازمان ملل و به خصوص آمريكا فرانسه را براي تأييد استقلال الجزاير تحت فشار گذاشته بود و اكثريت مردم فرانسه به خصوص احزاب چپ معتقد بودند فرانسه در قبال الجزاير در حال از دست دادن تمام موقعيت‌هاي اروپايي و جهاني خود است و امكاناتي كه بايستي صرف احياي اقتصاد كشور شود در جنگ الجزاير هدر مي‌رود. در سال 1962 الجزاير پس از يك ميليون شهيد و 10 سال جنگ به استقلال رسيد و نخستين قرارداد بازرگاني خارجي خود را در سال 1965 با فرانسه امضا كرد. به دليل تحريكات آمريكا در مساله الجزاير ژنرال دوگل از آمريكا و تا حدودي از بريتانيا ابراز بيزاري مي‌كرد. با اين وجود دوگل ناچار شد از كمك‌هاي آمريكا در قالب طرح مارشال (1947) استفاده كند و عضويت در پيمان ناتو (1949) را بپذيرد، ولي از ورود انگليس به بازار مشترك اروپا جلوگيري كرد. دوگل، آنگلوساكسون‌ها (آمريكا – انگليس – آلمان) را عامل جنگ جهاني دوم مي‌‌دانست. فرانسه هميشه خود را «آقا» و «داور» اروپا مي‌‌دانست و از دخالت آمريكا در اين قاره ناخشنود بوده است. ژنرال دوگل در 26 آوريل 1969 از كار كناره‌گيري كرد، زيرا از مردم خواست تا با افزايش قدرت رئيس‌جمهوري طي يك رفراندوم موافقت كنند، ولي چون مردم جواب منفي دادند، او از كار كنار رفت.

در 15 ژانويه 1969 ژرژ پمپيدو به عنوان دومين رئيس‌جمهوري در جمهوري پنجم وارد كاخ اليزه شد و دوران يكه‌سالاري دوگل به پايان رسيد. دوگل پس از چندين بار كه از سوءقصدهاي خطرناك جان سالم به در برد در سال 1974 فوت كرد و مردم فرانسه او را مثل يك قهرمان تشييع كردند. ژنرال دوگل حزب گليست را با تمايلات راست‌‌ ميانه تأسيس كرد. ولي روحيات نظامي او روي رفتار تكبرآميز وي اثر گذاشته بود. ژرژ پمپيدو فضاي فرانسه را در داخل و خارج باز كرد و گرچه داراي همان تمايلات راست ميانه بود، ولي از گليسم فاصله گرفت و دست به نوسازي مسالمت‌آميز كشور زد و رشد اقتصادي را به 6/5 درصد رسانيد.

تفاوت انتخاب رياست‌جمهوري در جمهوري پنجم با جمهوري‌‌هاي ديگر در اين بود كه رئيس‌جمهور با رأي اعتماد مجلس ملي انتخاب نمي‌شد، بلكه با رأي هيأت 80 هزار نفري كه عبارت بودند از اعضاي مجلس و اعضاي شوراهاي شهر انتخاب مي‌شد. نخست‌وزير در فرانسه رئيس كابينه و مأمور اجراي قانون اساسي بود.

بعد از مرگ ژرژ پمپيدو، والري ژيسكار دستن به رياست‌جمهوري رسيد. شابان دالماس، نخست‌وزير ژرژ پمپيدو به دنبال بحران نفتي 1973، سياست پرزيدنت كندي را كه هدفش تأمين «جامعه نو» بود به اجرا گذاشت. اين سياست در پي اصلاحات راديكال بود. در زمان ژيسكار دستن فرانسه شديداً گرفتار بازي احزاب شد:

-‌‌گليست‌ها عبارت بودند از «اتحاد دمكرات‌ها براي جمهوري» با تمايلات راست ميانه و گرايشات تند ناسيوناليستي. اين شاخه را ژرژ پمپيدو رهبري مي‌كرد.

- شاخه ديگر گليست‌ها را ژيسكار دستن، وزير دارايي ژرژ پمپيدو نمايندگي مي‌كرد كه خود حزب «جمهوري‌خواه مستقل» را كه ليبرال‌تر از گليست‌ها بودند تأسيس كرد. اين حزب به حزب دمكرات مسيحي آلمان كه محافظه‌كار راستگرا است با گرايشات مذهبي نزديك بود.

-‌ جبهه ملي كه مركب از گروه‌هاي راست افراطي با تمايلات فاشيستي ضدبيگانه و ضدمهاجران و ضديهود كه توسط «لوپن Le pan» رهبري مي‌شد.

- حزب كمونيست كه در سال‌هاي اول جمهوري پنجم به دليل گسترش بحران اقتصادي طرفداران وسيعي در ميان كارگران، دهقانان و به خصوص دانشجويان داشت. اين حزب در مجلس ملي 1946 توانست 160 كرسي به دست آورد. حزب كمونيست تحت رهبري «ژرژ مارشه» روابط نزديكي با مسكو داشت، اما از دهه 70 و 80 محبوبيت خود را از دست داد – دچار انشعاب شد – تمايلات محافظه‌كاري و دمكراتيك پيدا كرد و در انتخابات 1986 توانست فقط 35 كرسي را به دست آورد.

- حزب سوسياليست به رهبري فرانسوا ميتران موقعيت بهتري از احزاب چپ و راست داشت. براي اينكه حمايت كمونيست‌ها و راست‌گرايان مخصوصاً جبهه ملي را كسب كند يكه‌سالاري دوگل را مورد انتقاد قرار داد – خواستار محدود كردن اختيارات رئيس‌جمهوري شد و با تمركزگرايي مبارزه كرد و مي‌خواست بخشي از تصميم‌گيري‌ها را به ايالات واگذار كند. در انتخابات 1974 ميتران و ژيسكار دستن مبارزه كردند. ميتران مي‌خواست قدرت را از گليست‌ها بگيرد در حالي كه ژيسكار دستن كه شاخه‌اي از گليست‌ها بود در اين مبارزه بر ميتران پيروز شد. ژيسكار دستن پست نخست‌وزيري را به ژاك شيراك يكي از رهبران گليست داد. ژاك شيراك رهبر حزب «اتحاد دمكراتيك براي جمهوري» بود. ژيسكار دستن در سياست داخلي از روش فرانكلين روزولت پيروي مي‌كرد و اين سياست ايجاد اشتغال بود. ژيسكار داراي تمايلات فمينيستي بود. سقط جنين با رضايت زن و شوهر آزاد شد. طلاق در صورت توافق طرفين شكل قانوني گرفت. ژاك شيراك بر سر انجام اصلاحات اجتماعي با ژيسكار دستن اختلاف پيدا كرد و از نخست‌وزيري كنار رفت و شهردار پاريس شد. دوره ژيسكار دستن با بحران نفتي سال‌هاي 1973 تا 1980 روبه‌رو شد و فرانسه سياست رياضت‌كشي را در پيش گرفت و يك ميليون نفر بيكار شدند. در همين زمان بود كه فرانسه سياست گسترش انرژي هسته‌اي را پيش گرفت كه اروپا و آمريكا را نگران كرده بود. امروز فرانسه پس از آمريكا بيشترين انرژي خود را از سايت‌هاي هسته‌اي جبران مي‌كند. فرانسه پنجمين قدرت اقتصادي و چهارمين قدرت اتمي جهان است.

در انتخابات 1988 فرانسوا ميتران، رهبر حزب سوسياليست با ائتلاف كمونيست‌ها برنده انتخابات شد. ميتران به مردم قول داد بيكاري را كاهش دهد. سياست ملي كردن صنايع را تا 55 درصد به اجرا درآورد، ماليات بر ثروت را افزايش دهد و حداقل دستمزدها را بالاتر ببرد. انتخابات 1988 به دور دوم كشيده شد. ژرژ مارشه از حزب كمونيست نتوانست رأي لازم را بياورد و در دور دوم از ميتران حمايت كرد تا جناح راست پيروز نشود. در جناح راست رقابت ميان ژاك شيراك و ژيسكار دستن وجود داشت. ژاك شيراك در دور اول حذف شد. در دور دوم ژيسكار دستن و ميتران رقيب يكديگر بودند. مردم از رفتار تكبرآميز ژيسكار دستن ناراضي بودند. همين ايرادي كه فرانسويان در انتخابات فعلي (2012) از ساركوزي مي‌گيرند. ميتران با 7/15 درصد و ژيسكار دستن با 6/14 درصد رقابت را به پايان رساندند و فرانسوا ميتران رئيس‌جمهور شد. ميتران يك كابينه ائتلافي تشكيل داد، چهار وزير كمونيست وارد كابينه شدند. پست نخست‌وزيري را به «پيرموروآ» داد. يك‌سوم صنايع را ملي اعلام كرد در حالي كه در دوره ژيسكار دستن فقط 20 درصد صنايع در اختيار دولت بود. فرانسه در دوره ميتران به پنجمين اقتصاد جهان تبديل شد در حالي كه در بريتانيا مردم از سياست‌هاي محافظه‌كارانه خانم مارگارت تاچر و صرفه‌جويي‌‌هاي او بسيار ناراضي بودند. به طوري كه در اين دوره به صنايع بريتانيا لطمات زيادي وارد شد. اما به زودي به دليل بروز بحران جهاني اقتصادي وضع فرانسه دگرگون شد.

شعارهاي سوسياليستي بيشتر جنبه ايدئولوژيك و آرماني دارد. شعارهاي فرانسوا اولاند در انتخابات 2012 نيز حكايت از همين وضع مي‌كند. اگر شرايط اروپا روي همين پايه بچرخد هيچكدام از شعارهاي اولاند تحقق نخواهد يافت.

چرخش ميتران در حالي اتفاق افتاد كه مجلس ملي در اختيار راست‌هاي ميانه و مخصوصاً راست‌افراطي (جبهه ملي) بود. رهبر جبهه ملي آقاي ژان ماري لوپن توانست يك‌دهم كرسي‌هاي مجلس را به دست آورد كه شديداً با سياست‌‌هاي ميتران مخالفت مي‌كرد. فرانسوا ميتران دوره رياست‌جمهوري را از 7 سال به 5 سال تقليل داد.

در انتخابات 1995 ميتران از ژاك شيراك شكست خورد. اما شيراك نگران حضور نمايندگان راست و چپ افراطي در مجلس ملي بود. شيراك براي به دست آوردن دل چپ‌ها تعدادي از صنايع را ملي اعلام كرد. در اين دوره نيز انتخابات به دوره دوم كشيده شد و در مبارزه ميان ميتران و شيراك – شيراك به پيروزي رسيد. به اين ترتيب پس از دوازده سال رياست‌جمهوري سوسياليست‌ها، اينك رياست به دست راست ميانه (گليست‌ها) افتاد. ژاك شيراك در انتخابات 2002 يك بار ديگر انتخاب شد.

در انتخابات 2007 نيكلا ساركوزي از جناح راست، رئيس‌جمهور شد. ساركوزي مادرش از يهوديان اروپاي شرقي است به همين دليل از سوي محافل يهودي فرانسه نيز حمايت مي‌شد. ساركوزي مورد حمايت جناح محافظه‌‌كار آمريكا و محافظه‌‌كاران بريتانيا نيز بود. وي در سياست خارجي نسبتاً موفق بود ولي در سياست داخلي از نظر شخصيتي و رفتاري نتوانست نظر گروه مياني جامعه را جلب كند. در دو سال آخر رياست او غرب با بحران اقتصادي سنگيني روبه‌رو شد. عضويت 27 كشور در اتحاديه اروپا و برداشتن مرزها ميان كشورهاي اروپايي موجب گسيل امواج مهاجران اروپاي شرقي به اروپاي غربي شد. نظام سنگين و واحد پولي يورو لطمه بزرگي به اقتصاد فرانسه وارد كرد. بنابراين رو آوردن مردم فرانسه به سوسياليسم نه از روي ميل و رغبت بلكه از روي ناچاري است كه شايد فرانسوا اولاند بتواند با در پيش گرفتن سياست‌‌هاي انقباضي وضع فرانسويان را بهبود بخشد.

اينك كه در دور اول ساركوزي از اولاند شكست خورد، انتخاب او در دور دوم بسيار مشكل‌تر است. بعيد به نظر مي‌رسد كه خانم مارين لوپن رهبر راست افراطي با 18 درصد آراء با آقاي ساركوزي ائتلاف كند. اما پس از خاتمه دوره اول، احزاب چپ حمايت خود را از فرانسوا اولاند اعلام كردند. به نظر مي‌رسد فرانسه قصد دارد حداقل يك دوره پنج ساله را با سوسياليست‌‌ها پشت سر بگذارد

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.