جلوه‌ای از قیام‌های عربی که تاحدی نادیده گرفته شد

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

طارق رمضان

 
[ شناسه مقاله: 3569 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۲۳۱۹ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

فرهنگ به منزله یک عنصر اساسی از آزادی اجتماعی و سیاسی است. همانگونه که مردم در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا قیام‌هایی را آغاز کرده‌اند اما تنوعِ فرهنگ‌های‌شان تنها یک ابزار نیست بلکه هدف نهاییِ آزادی و رهایی‌شان است. گرچه امپریالیسمِ تاریخی اساساً سیاسی و اقتصادی بود اما فرهنگی هم بود. به اين معنا که روش‌های زندگی، عادات، مفاهیم و ارزش‌هایی را وضع مي‌کرد که به ندرت جوامع زیر سلطه را – که کنترل اذهان‌شان را در دست داشت – محترم مي‌شمرد: یعنی استعمارِ درست هوش انسانی.

جهانی‌سازي به فرهنگ هم رسیده است که اغلب در جوامعِ جهانیِ جنوب به سلب مالکیت از خویش هم رسیده است. آزادیِ واقعی، حرکت به سوی کرامت و دمکراسی نیازمند یک «قیام فرهنگی» در تمام ابعاد و جلوه‌های مردمی، هنری، فکری و مذهبی‌اش است. باید به اهمیت فرهنگ و هنرها در انجام وظیفه‌یِ بازتخصیص اشاره کنیم: ابزارهای تفکر و سنت باید برای شکل و مفهوم دادن به حس تعلقی که مي‌تواند به تنهایی ضامن رفاه افراد باشد مورد استفاده قرار گیرد. این تابعی از اخلاق کاربردی است. اگر فرهنگی بدون مذهب یا مذهبی بدون فرهنگ وجود داشته باشد و اگر در نهایت فرهنگ، مذهب نباشد، مسأله باید مورد شناسایی قرار گیرد. باید با پرسش‌هایی پیچیده از ارزش‌ها یعنی معنویت، سنت و هنرها – واقعیاتی که به تاریخ، خاطره ، ملت‌ها و هویت‌ها شکل مي‌بخشد و رفاه و آزادی را انتقال مي‌دهند یا در آن شکست مي‌خورند – صریحاً مواجه شد.

اکثریت جوامع عرب و مسلمان با مرزها و تنش‌های فرهنگی – مذهبی از هم متمایز مي‌شوند که گاهی هم باعث جدایی آنها شده است. نقش مراجعاتِ مذهبی موضوع بحث و مجادله دائم در خصوصِ ارتباط آن با سنت و زبان عربی و سایر زبانهاست که نخبگان حکومتی و اندیشمندان را در تقابل با هم قرار داده است. ارزیابی و مطالعه دقیق این تجربیات اما به یک نتیجه واحد منتج مي‌شود: ما در حال دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری پیچیده و بسیار ریشه‌دار هستیم. ابعادش بی‌شمار است؛ فرهنگی، مذهبی، زبان‌شناختی و بنابراین با منطقی محکم‌تر، بسیار هویت‌مدار است. این بر تمام بخش‌های جامعه، تمام طبقات و تمام گرایش‌های فکری از سکیولار تا اسلامگرا و از لامذهب تا دین‌مدار – خواه فردی باشد که تمام مناسک مذهبی را به جا مي‌آورد خواه نباشد – تاثیری یکسان و وسیع مي‌گذارد. رویکرد جذبی – دفعیِ پیچیده در برابر غرب چیز جدیدی نیست. حتا پیش از دوران استعمار هم وجود داشت. این وضعیت رابطه‌ای مبهم را پدید آورد که در آن تصورات شیفته و مجذوبِ فرهنگ جهانی شده‌یِ غرب مي‌شود در عین حالی که همین نیروی کشش و جذابیت از سوی وجدان تحلیلی، فرهنگی و قومي ‌دفع مي‌شود و در قالب سلب مالکیت از خویش، استعمار و وضعیتی مثل خشونت در تجاوز فرهنگی تجربه مي‌شود. آرزوها و تناقض‌هایی که سر بر آورده‌اند، باید مورد تایید قرار گیرند چراکه مي‌توانند به عنوان نیروی رانشی برای جنبش آزادی خواهی به حساب آیند یا تبدیل به موانعی شوند که جوامع را با قرار دادن‌شان در رویارویی‌های بی‌ثمر فلج مي‌کند و بحران هویت را به جای حل آن دائمي‌تر مي‌سازد. البته مطالب زیادی – کاملاً توجیهی – درباره «فرهنگ اینترنتیِ» جدیدِ مخالفان اینترنتیِ جوان در تونس و مصر نوشته شده که البته اشاره‌ای به سایر بخش‌های خاورمیانه و شمال آفریقا نشده است.

تسلط بر فناوری‌های نوین

تسلط آنها [جوانان] بر ابزارهای ارتباطی و توانایی‌شان برای ابراز وجود امتیازاتی برای آنها به ارمغان آورده است. آنها یک برداشت اطمینان‌بخش را به غرب منتقل مي‌کنند و غرب هم در مي‌یابد که آنها [جوانان عرب] هم به زبان «ما» [غرب] سخن مي‌گویند و اینکه آنها هم در ارزش‌های «ما» و امیدهای «ما» سهیم هستند. هیچکس نمي‌تواند پیشرفت‌های حیرت‌انگیز این جوانان به عنوان کسانی که با فضای مجازی در ارتباط هستند را انکار کند. این نسل از جوانان عرب در انتقال این پیام به داخل و خارج موفق بودند، امری که نیروهای سیاسی سنتی برای بیش از نیم قرن حضور در سیاست در انجام آن ناکام بودند. قدرت و کارآمدی که از تسلط بر فناوری‌های نوین جریان یافت را نمي‌توان دست کم گرفت. «فرهنگ اینترنت» جلوه‌ای است از قدرت واقعی. اگرچه هنوز ماهیت قدرت آن را نمي‌توان دریافت اما پرسش‌هایی در خصوص چگونگیِ اعتراضاتِ عمیقِ مردمي ‌در خاورمیانه و شمال آفریقا را مطرح کرد. آیا جوانان خود و آزادیِ خویش را از طریق استفاده از ابزارهای مدرن ارتباطی احیا مي‌کنند یا ابزارهای ارتباطی جوانان عرب را از هویت‌شان تهی مي‌سازد؟

پرسش، ضروری است به این دلیل که یک جنبش آزادی‌بخشِ سیاسی که با فلاکت فرهنگی همراه باشد (علاوه بر آمادگی برای تقلب‌های اقتصادی) در بلندمدت محکوم به شکست است. احترام کامل به خاطره‌ها و روان‌شناسي مردم، توجه به آرزوهای‌شان و مصالحه‌یِ آنها با خویش ضرورت‌های تاریخی هستند. «مشکل عرب» مشکل دیکتاتوری‌های خشنی نیست که موفق به استعمارزداییِ سیاسی شدند بلکه مشکل در این است که اگر نخواهیم بگوییم که اعراب دچار استعمارِ فکری ویرانگر شده‌اند اما مي‌توان گفت اعراب در دور تداومِ از خود بیگانگی و فلج‌شدگی گرفتار آمده‌اند.

روند اصلاح خویش روند آشتی با معناست. فرهنگ‌ها – همراه با مذاهبی که آنها را شکل داده و تغذیه مي‌کند – نظام‌هایی ارزشی و مجموعه‌ای از سنت‌ها و عاداتی هستند که حول یک یا چند زبان جمع مي‌شوند و تولید معنا مي‌کنند: برای خود، برای اینجا و اکنون، برای اجتماع، برای زندگی. فرهنگ‌ها هرگز سازه‌های فکریِ صرف نیستند. آنها از طریق خرد و خاطره‌یِ جمعی، از طریق احساسات و روان‌شناسي مشترک، از طریق همدلی هنری و معنوی شکل مي‌گیرد. بیداری عرب نمي‌تواند از اینها یعنی ابعادِ بنیادینِ آزادی و آزادی افراد و جوامع چشم‌پوشی کند.

رهاییِ فرهنگی ضروری است و به رویکردی کل‌نگر محتاج است. به عنوان گام اول، «خود نمایندگی» باید از طریق آموزش و تحصیل اصلاح شود. در خاورمیانه و شمال آفریقا، این گام اول هنوز مسأله‌ای دورافتاده است. اگر پیام مذهب مصالحه و آشتی با معنویت است، موفقیتِ فرهنگی تنها از طریق تجلیل و محترم شمردنِ زبان‌ها، خاطرات و میراث همگان و با ادغام مثبتِ وابستگی‌هایِ قومي ‌اقلیت و لهجه‌ها به دست مي‌آید. همراه با غرب، آفریقا و شرق اسلامي ‌و آسیا هم در دامي‌ گرفتار آمدند که با پیامدهای منفیِ جهانی‌سازي مثل فرقه‌گرایی - اگر نه ادعاهای مرگبار به فرهنگ و هویت- مشخص مي‌شود. همین ادعاها در سراسر جهان عرب هم تمام و کمال به چشم مي‌خورد. از این رو، اهمیت سیاست‌های فرهنگی – که باید همگام با سیاست‌های اجتماعی بسط داده شود – که از زمینه‌های مشترک بر مي‌خیزد تعیین‌کننده‌یِ حس تعلق ملی است.

فرهنگ دری را به سوی افق‌های آینده مي‌گشاید. هر چیزی در میراثِ فرهنگ و سنت ارزش تجلیل را دارد. دستیابی به رهاییِ فرهنگی یعنی زیر سوال بردن تمام اَشکالِ احتمالیِ از خود بیگانگیِ ثانویه یا موازی. سلب مالکیت اقتصادی ویران‌کننده است دقیقاً همانگونه که امپریالیسم فرهنگی مي‌تواند چنین باشد. معنویت به عنوان راهی برای شناخت خود – فردی و جمعی – اقدامي ‌آزادی‌بخش است. با این وجود این مسأله باید بخشی از مشارکت باز و سازنده‌ای باشد که – از درون جامعه و با احترام کامل به تکثرگرایی که متمایزکننده‌یِ جوامع خاورمیانه و شمال آفریقاست عمل مي‌کند – هدف نهایی را مشخص خواهد کرد که ماهیت رکن چهارم فرهنگ‌ها تشکیل‌دهنده یِ روایت هر ملتی است.

دفاع از فرهنگ، خاطرات و هویت همانا دفاع از این موضوع است که آنها معنی‌دار هستند، تصدیق این است که آنها ظرفیت حل و فصل چالش‌های امروز را دارند. دفاع از «خودِ» فرد یعنی تبدیل به موضوع شدن، یعنی پذیرش کامل مسوولیتِ دل و ذهن و بدن و نیز پذیرش کامل مسوولیتِ هموطنان، جامعه و طبیعتِ خود. ضرورتِ انسجام حتا شرط رفاه و آزادی واقعی غیر قابل بحث است. امروزه جوامع غربی کم و کاستی‌هایی که بر آنها تأثیر مي‌گذارد، که اصول دموکراسی را با حفظ فرهنگ ترس و ناامنی تضعیف مي‌کند را مورد ملاحظه و ارزیابی قرار مي‌دهند. ناامنیِ ذهن، تصویری منفی از آرامش دل است. جوامع عرب هم دچار همین بحران مشابه هستند شاید به شیوه‌ای مختلف اما با شدتی برابر. آنها از بیماریِ عدم انسجام رنج مي‌برند و هیچ میزانی از اصلاح یا آزادی سیاسی این احساس نابسامانی که بنیان‌های شرق و غرب را با هم ضعیف کرده است حل نخواهد کرد

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.