آسیب شناسی جنبش اشغال وال‌استريت

اكنون چه بايد كرد؟

اسلاووي ژيژك / روشنفکر و نویسنده‌ی اسلوانیایی که در ایران آثار بسیاری از او ترجمه شده است . ترجمه: آرش عزيزي

 
[ شناسه مقاله: 3566 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۱۴۶۹ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

چگونه جنبشي اعتراضي بدون برنامه مي‌تواند با نظامي سرمايه‌داري روبه‌رو شود كه اصلاحات‌پذير نيست؟در پيامد جنبش « ‌اشغال وال‌استريت»، حال كه اعتراضات از جايي بسيار دورتر آغاز شد (در خاورميانه، يونان، اسپانيا، بريتانيا) و حال به مركز رسيده و اكنون از نو تحكيم شده و در سراسر جهان پراكنده مي‌شود، چه بايد كرد؟در بازتاب جنبش وال‌استريت در سان فرانسيسكو، در روز ۶ اكتبر ۲۰۱۱، فردي با جمعيت صحبت كرد و از آنها دعوت كرد طوري در آن شركت كنند كه انگار به سبك هيپي‌وار دهه ۱۹۶۰ صورت مي‌گيرد:

«از ما مي‌پرسند برنامه‌مان چيست. ما برنامه نداريم. آمده‌ايم‌ اين‌جا خوش بگذرانيم».

چنين حرفي نمايانگر يكي از بزرگ‌ترين خطرهاي پيش روي معترضين است: خطر اين‌كه عاشق خودشان بشوند، عاشق خوش‌گذراني‌شان در مكان‌هاي «اشغال» شده. كارناوال‌‌ساختن كار سختي نيست ـ آزمون واقعي ارزشِ آنها اين است كه فرداي آن روز چه پابرجا مانده باشد، زندگي معمولي ما چطور تغيير يافته باشد. معترضين بايد عاشق كار سخت و صبورانه شوند ـ آنها آغاز كارند و نه پايان آن. پيغام ساده آنان اين است: تابو شكسته شده، ما در بهترين جهان ممكن زندگي نمي‌كنيم؛ ما اجازه داريم، حتي وظيفه داريم، راجع به بديل‌هاي اين جهان فكر كنيم. چپ غرب در نوعي سه‌گانه هگلي دايره‌اي تمام را دور زده است: بعد از كنارگذاشتن به‌اصطلاح «ماهيت‌گرايي مبارزه طبقاتي» و اتخاذ تكثر مبارزات ضدنژادپرستانه، فمينيستي و... اكنون به روشني شاهديم كه «سرمايه‌داري» دوباره به عنوان مشكل اصلي ظاهر مي‌شود.اولين دو چيزي كه بايد ممنوع كرد، نقد فساد و نقد سرمايه‌داري مالي است. اول، بياييد تقصير را گردن مردم و رويكردهاي‌شان نيندازيم: مشكل، فساد يا حرص نيست. مشكل، نظامي است كه آدم را به فاسدبودن مي‌كشاند. راه‌حل نه مين استريت است نه وال‌استريت* كه تغيير نظامي است كه در آن ميت استريت نمي‌تواند بدون وال‌استريت عمل كند. چهره‌هاي عمومي از پاپ به پايين بر سرمان فرو مي‌آيند و مي‌خواهند با فرهنگ مصرف و حرص و آز افراطي بجنگيم ـ اين نمايش تهوع‌آورِ اخلاق‌گرايي سخيف، عملياتي ايدئولوژيك به معناي كلمه است: اجبار (به گسترش) ‌ كه در خود نظام حك شده به گناه شخصي، به تمايل رواني خصوصي‌اي ترجمه مي‌شود. يا به قول يكي از عالمان الهيات نزديك به پاپ:

«بحران حاضر بحران سرمايه‌داري نيست بحران اخلاقيات است».

بگذاريد شوخي معروف فيلم «نينوچكا»ي ارنست لوبيچ را به‌خاطر بياوريم: قهرمان از كافه‌تريايي ديدار مي‌كند و قهوه بدون سرشير مي‌خواهد؛ پيشخدمت جواب مي‌دهد: «مي‌بخشيد اما سرشيرمان تمام شده. فقط شير داريم. برايتان قهوه بدون شير بياورم؟»آيا در اضمحلال نظام‌هاي كمونيستي اروپاي شرقي در سال ۱۹۹۰ شاهد روندي مشابه نبوديم؟ مردمي كه معترض بودند آزادي و دمكراسي بي‌فساد و استثمار مي‌خواستند و آن‌چه گرفتند آزادي و دمكراسي بدون همبستگي و عدالت بود. به همين سان، عالم كاتوليك نزديك به پاپ به دقت تاكيد مي‌كند كه معترضين بايد بي‌عدالتي اخلاقي، حرص و آز، مصرف‌گرايي و... را در بوته نقد قرار دهند و نه سرمايه‌داري را. گردش خودگردان سرمايه همچنان بيش از هر زماني نهايت امر «واقعي» زندگي ماست. هيولايي كه بنا به تعريف قابل افسار زدن به آن نيستيم. بايد در مقابل وسوسه خودشيفتگي آرمانِ بازنده، يا تحسين زيبايي منزه خيزش‌هاي محكوم به فنا مقاومت كنيم. چه نظم مثبت جديدي. بايد جاي نظم قديم را، فرداي روزي كه شور و شوق منزه خيزش تمام شد، بگيرد؟ در اين نقطه حياتي است كه به ضعف مرگبار اعتراضات برمي‌خوريم: آنها بيانگر خشمي حقيقي هستند كه قادر نيست خود را به برنامه مثبت حداقلي براي تغيير اجتماعي ـ سياسي متحول كند. آنها بيانگر روحيه شورش بدون انقلاب هستند.لاكان در واكنش به اعتراضات ۱۹۶۸ پاريس گفت:

«آنچه شما انقلابيون مي‌خواهيد اربابي جديد است. به همين هم مي‌رسيد.»

به نظر مي‌رسد گفته لاكان هدف خود را در ايندينادوهاي اسپانيا (و نه فقط آنها) پيدا كرده است. تا جايي كه اعتراض آنها در سطح تحريك ارباب، بدون برنامه مثبت نظم نوين براي جايگزيني نظم كهن، باشد، عملا فراخواني براي اربابي جديد است، گرچه در حرف اين گفته نشود.در يونان و ايتاليا اولين منظره اين ارباب جديد را ديديم و اسپانيا احتمالا در پي خواهد آمد. اين گرايش كه انگار پاسخ طرفه‌آميز فقدان برنامه‌هاي حرفه‌اي از سوي معترضين است اكنون سياستمداران در دولت را با دولتي «بي‌طرف» از تكنوكرات‌هاي غيرسياسي (اكثرا از بانكداران، مثل يونان و ايتاليا) جانشين كرده است. «سياستمداران» رنگارنگ كنار رفته‌اند و نوبت كارشناسان خاكستري رسيده است. اين گرايش به روشني به سمت دولت اضطراري دائمي و تعليق دمكراسي سياسي مي‌رود.پس در اين تحول بايد چالشي را نيز ببينيم: رد حكومت غيرسياسي كارشناسان به عنوان بي‌رحم‌ترين شكل ايدئولوژي كافي نيست؛ در ضمن بايد جدا به اين فكر كنيم كه به جاي سازمان غالب اقتصادي چه چيزي را پيشنهاد مي‌كنيم، اشكال بديل سازمان را تصور و تجربه كنيم، به دنبال جوانه‌هاي امر «جديد» بگرديم. كمونيسم تنها، يا غالبا، كارناوالي از اعتراض توده‌اي وقتي كه نظام به بن‌بست خورده نيست؛ كمونيسم در ضمن، و بالاتر از هر چيز، شكل جديدي از سازمان، انضباط و سخت‌كوشي است. حواس معترضين بايد نه تنها به دشمنان كه به دوستان دروغيني كه وانمود مي‌كنند پشتيبان آنها هستند و از همين حالا در تلاش براي رقيق‌كردن اعتراض‌شان هستند، باشد. همان‌طور كه قهوه بدون كافئين، بستني بدون چربي، مي‌گيريم، آنان خواهند كوشيد اعتراضات را به حركتي اخلاق‌گرايانه و بي‌دردسر بدل كنند. در بازي بوكس، «پرچ» كردن ـ Cilnch ـ يعني گرفتن بدن حريف با يك يا دو دست براي جلوگيري يا متوقف‌كردن مشت‌هاي او. واكنش بيل كلينتون به اعتراضات وال‌استريت بهترين نمونه پرچ‌كردن سياسي است؛ كلينتون فكر مي‌كند اين اعتراضات «روي‌هم‌رفته… چيز مثبتي هستند» اما نگران است كه هدف‌شان درست معلوم نيست. كلينتون گفت معترضين بايد از طرح اشتغال‌زايي رئيس‌جمهور اوباما حمايت كنند كه به ادعاي او «در يك سال و نيم آينده دو ميليون شغل ايجاد مي‌كند.» آن‌چه در اين مرحله بايد در برابرش مقاومت كنيم دقيقا چنين ترجمه سريع انرژي اعتراض به مجموعه‌اي از خواسته‌هاي پراگماتيك و «مشخص» (كنكرت) است. آري، اعتراض‌ها خلا ايجاد كرده‌اند ـ خلايي در عرصه ايدئولوژي هژمونيك و پركردن اين خلا به شيوه مناسب زمان مي‌برد چراكه خلايي است باردار، گشايشي براي امر حقيقتا «جديد.» دليلي كه معترضين به خيابان‌ها ريختند اين بود كه از جهاني كه در آن بازيافت قوطي‌هاي كوكاكولا، چند دلار خرج خيريه‌كردن يا خريد كاپوچينوي استارباكس كه ۱ درصد آن خرج مشكلات جهان سوم مي‌شود براي احساس خوبي و خوشي بس است، خسته شده بودند.جهاني‌سازي اقتصادي به تدريج اما بي‌وقفه مشروعيت دمكراسي‌هاي غربي را زير سوال مي‌برد. روندهاي كلان اقتصادي بنا به مشخصه بين‌المللي خود نمي‌توانند تحت سيطره ساز و كار دمكراتيك قرار بگيرند كه، بنا به تعريف، به دولت ـ ملت‌ها محدودند. مردم بدين‌سان بيشتر و بيشتر درمي‌يابند كه اشكال نهادين دمكراتيك قادر به خدمت به منافع حياتي آنها نيستند.اين‌جاست كه نگاه ماركس همچنان معتبر است و امروز شايد بيش از هر زماني، نزد ماركس، مساله آزادي را نبايد اساسا در محدوده عرصه سياسي قرار داد. كليدِ آزادي واقعي در عوض در شبكه «غيرسياسي» روابط اجتماعي، از بازار تا خانواده، است كه در آن تغييري كه به آن نياز داريم، انجام دهیم تا بتوانيم به بهبودي واقعي برسيم نه اصلاحاتي سياسي كه تغييري در روابط اجتماعي «غيرسياسي» توليد است. ما در اين‌ مورد كه چه كسي صاحب چه چيز باشد، روابط كارخانه چگونه باشد و... راي نمي‌دهيم ـ تمام اينها در روندهايي بيرون حيطه سياست انجام مي‌شود. توهم است كه انتظار داشته باشيم مي‌توانيم تغيير موثر در امور را از طريق «گسترش» دمكراسي در اين عرصه و مثلا با سازمان‌دهنده بانك‌هاي «دمكراتيك» تحت كنترل مردمي ايجاد كنيم. در چنين روندهاي «دمكراتيكي» (كه البته مي‌توانند نقش مثبتي داشته باشند)، ضديت ما با سرمايه‌داري هرچقدر راديكال باشند، راه‌حل در به كار بستن ساز و كارهاي دمكراتيك جست‌وجو مي‌شود ـ كه هرگز نبايد فراموش كنيم بخشي از دستگاه دولتي دولت «بورژوايي» هستند كه كاركرد بلاانقطاع بازتوليد سرمايه‌داري را تضمين مي‌كند.ظهور جنبش اعتراضي بين‌المللي بدون برنامه‌اي منسجم بدين‌سان اتفاقي نيست: بيانگر بحراني عميق‌تر و بدون راه‌حلي واضح است. موقعيت در اين‌جا مثل روان‌كاوي است: بيمار پاسخ را مي‌داند (علائم او اين پاسخ‌ها هستند) اما نمي‌داند آنها پاسخ به چه هستند و روانكاو است كه بايد سوال را تدوين كند. برنامه تنها از طريق چنين كار صبورانه‌اي ظهور مي‌كند.

گاردين، ۲۴ آوريل ۲۰۱۲

* منظور از «مین استریت» (Main Street) مردم عادی است - م.

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.