افزایش بیکاری همه معادلات را تغییر می‌دهد

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

پل كروگمن/ استاد اقتصاد دانشگاه پرینستون و برنده‌ی نوبل 2008 . ترجمه:شادي آذري

 
[ شناسه مقاله: 3565 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۱۷۰۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

در اسپانيا نرخ بيكاري در ميان جوانان زير 25 سال بيش از 50 درصد است. در ايرلند تقريبا يك سوم جوانان بيكارند. اينجا، در آمريكا، نرخ بيكاري جوانان 5/16درصد است كه هنوز رقم وحشتناكي است اما مي‌توانست از اين هم بدتر باشد. مطمئنا بسياري از سياستمداران همه آنچه در توان دارند را به كار گرفته‌اند تا تضمين كنند كه اوضاع به واقع بدتر مي‌شود! درباره جنگ عليه زنان، زياد شنيده‌ايم و هنوز واقعيت دارد. اما جنگ عليه جوانان هم وجود دارد و حتي وقتي كاملا تغييرشكل مي‌يابد هم حقيقتا وجود دارد. اين جنگ به شدت مخرب است، نه فقط براي جوانان، بلكه براي آينده ملت. با نصيحتي كه رامني، چندي پيش به دانشجويان يك دانشگاه كرد، شروع مي‌كنيم. او پس از آنكه اوباما را متهم كرد به اينكه «اختلاف‌برانگيز» عمل مي‌كند، به مخاطبان خود گفت: «امتحان كنيد، پيش برويد، خطر كنيد، درس بخوانيد، اگر مجبوريد از خانواده‌هاي‌تان پول قرض بگيريد، يك كسب و كار راه بيندازيد.»نخستين چيزي كه متوجه آن مي‌شويد اين است كه رامني به طرز متفاوتي به هيچ وجه با افرادي كه در خانواده‌هاي متمول به دنيا نيامده‌اند، احساس همدلي نمي‌كند، افرادي كه نمي‌توانند براي رسيدن به خواسته‌هاي‌شان به بانك پدر و مادر تكيه كنند. اما بقيه سخنانش هم به همين ترتيب بد بود. او گفت «درس بخوانيد»؟ چگونه هزينه‌اش را بدهند؟ شهريه دانشگاه‌هاي دولتي افزايش يافته و بخشي از علت آن كاهش شديد كمك‌هاي دولتي بوده است. رامني هيچ پيشنهادي براي اصلاح اين اوضاع ندارد. او اما از حاميان سرسخت طرح بودجه «ريان» است. براساس اين طرح، كمك‌هاي فدرال به دانشجويان به‌شدت كاهش مي‌يابد و در حدود يك ميليون دانشجو كمك هزينه تحصيلي خود را از دست خواهند داد. پس دقيقا چگونه جوانان خانواده‌هاي كم‌درآمد مي‌توانند «درس بخوانند»؟ در ماه مارس رامني به اين پرسش پاسخ داده بود: دانشگاهي را بيابيد «كه قيمتش كمتر باشد و بتوانيد در آن خوب درس بخوانيد. » بايد گفت موفق باشيد! اما فكر مي‌كنم كه نسخه‌هاي رامني براي آمريكايي‌هايي كه با امتيازات او به دنيا نيامدند، بي فايده است. موضوع بزرگ‌تري هم مطرح است: حتي اگر دانشجويان بتوانند به نحوي اين موضوع را مديريت كنند و «درس بخوانند»، كلي بدهي برايشان بر جا خواهد ماند و در اقتصادي فارغ‌التحصيل مي‌شوند كه به نظر نمي‌رسد آن‌ها را بخواهد. احتمالا در اين باره زياد شنيده‌ايد كه چگونه كاركناني با مدارك تحصيلي دانشگاهي در اين ركود مشاغل از وضعيت بهتري نسبت به آناني كه فقط دبيرستان را خوانده‌اند برخوردارند، اين درست است. اما داستان مايوس‌كننده‌تر مي‌شود وقتي كه به اوضاع فارغ‌التحصيلان جديد توجه كنيد و نه آمريكايي‌هاي ميانسال داراي مدرك دانشگاهي. نرخ بيكاري در ميان فارغ‌التحصيلان جديد دانشگاه‌ها افزايش يافته است. ميزان مشاغل نيمه‌وقت هم رو به فزوني گذارده و اين نشان‌دهنده اين واقعيت است كه فارغ‌التحصيلان توانايي پيداكردن مشاغل تمام‌وقت را ندارند. اين نشان مي‌دهد كه ممكن است آنان كارهايي را بيابند كه تحصيلات‌شان در آن هيچ نقشي ندارد. فارغ‌التحصيلان اين انتقاد را به جان مي‌خرند اما دليل واقعي آن، اقتصاد ضعيف است و نه خود آن‌ها. تحقيقات نشان مي‌دهد كه اين وضعيت موقتي هم نيست: دانشجوياني كه در يك اقتصاد بد فارغ‌التحصيل مي‌شوند، هرگز به مسير درست كار باز نمي‌گردند. در مقابل درآمد آنان در تمام طول عمرشان در سطح كم باقي خواهد ماند. بنابراين آنچه كه جوانان بيش از هر چيز ديگري به آن نياز دارند، يك بازار كار بهتر است. افرادي مثل رامني ادعا مي‌كنند كه نسخه‌اي براي اشتغالزايي در دست دارند: كاهش ماليات‌ بنگاه‌هاي اقتصادي و ثروتمندان، كاهش هزينه خدمات عمومي و فقرا. اما اكنون ما شواهد بسياري در دست داريم كه نشان مي‌دهد اين سياست‌ها در يك اقتصاد تحت فشار چگونه عمل مي‌كند. اين‌ها به جاي آنكه اشتغالزايي كنند، به وضوح مشاغل را نابود مي‌كنند. با نگاهي به نابودي اقتصاد اروپا معلوم مي‌شود برخي كشورهايي كه هم‌اكنون بدترين ويراني اقتصادي را تجربه مي‌كنند، درست همان كارهايي را انجام داده‌اند كه محافظه‌كاران آمريكايي مي‌گويند بايد در آمريكا انجام شود. مدت زيادي نيست كه محافظه‌كاران بر سر سياست‌هاي اقتصادي ايرلند به بحث پرداختند. آن‌ها به خصوص نرخ پايين ماليات بنگاه‌هاي اقتصادي اين كشور را مثال مي‌زدند. وقتي كارها بد پيش رفت، دوباره محافظه‌كاران آمريكا، آن كشور را به‌خاطر كاهش شديد هزينه‌ها ستودند و گفتند اين اقدام موجب جلب اعتماد مي‌شود و احياي اقتصادي را سرعت مي‌بخشد. امروز اما همانطور كه گفتم يك سوم جوانان ايرلندي نمي‌توانند كار بيابند. براي كمك به جوانان آمريكايي چه بايد كرد؟ اساس بايد درست عكس آنچه رامني و دوستانش مي‌خواهند، انجام شود. بايد كمك‌هاي دانشجويي را افزايش دهيم نه اينكه از آنان بكاهيم. بايد سياست‌هاي رياضتي را كه اقتصاد آمريكا را به عقب مي‌رانند، معكوس كنيم. بايد از كاهش بودجه‌هايي كه در سطح فدرال و ايالتي انجام مي‌شوند، دست برداريم چون به ويژه بر آموزش آسيب شديد وارد مي‌آورد. بله چنين معكوس‌كردن سياست‌ها هزينه‌بر است. اما امتناع از پرداخت چنين هزينه‌اي احمقانه است و حتي به لحاظ صرفا مالي هم كوته‌بيني محسوب مي‌شود. بايد به خاطر داشته باشيم كه جوانان فقط آينده آمريكا نيستند بلكه آينده نظام مالياتي هم محسوب مي‌شوند. ذهن يك انسان، باارزش‌ترين چيزي است كه ممكن است هدر رود و هدردادن ذهن كل يك نسل، بسيار وحشتناك‌تر است. بياييد اين كار را متوقف كنيم.

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.