سه چالش خطرناک برای نظم سیاسی در جهان

بحران حکمرانی

ريچارد ان.‌هاس . ترجمه: آرش عزيزي / عضو شورای روابط خارجی آمریکا

 
[ شناسه مقاله: 3564 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۱۸۵۱ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

در چند ماه گذشته قرار است شمار غافلگيركننده‌اي از انتخابات‌ و انتقالي‌هاي سياسي صورت بگيرد. فهرست ناكامل آنها شامل روسيه، چين، فرانسه، آمريكا، مصر، مكزيك و كره جنوبي است. اين كشورها در نگاه اول نكته چنداني در اشتراك ندارند. بعضي‌ها دمكراسي‌هايي مستقرند؛ بعضي‌ها نظام‌هاي خودكامه؛ و بقيه چيزي بين اين دو. با اين همه، اين دولت‌ها علي‌رغم تمام تفاوت‌هايشان (و افرادي كه رهبرشان هستند) با بسياري چالش‌هاي مشابه روبه‌رو هستند.سه تا از اين چالش‌ها بيش از همه به چشم مي‌آيد.اول، هيچ كشوري به كلي ارباب خود نيست. در جهان امروز هيچ كشوري از خودمختاري يا استقلال كامل بهره نمي‌برد. همه چيز، به درجات مختلف، بسته به دسترسي به بازارهاي خارجي براي فروش (يا عرضه) كالاهاي توليدي، محصولات كشاورزي، منابع يا خدمات است. هيچ كس نمي‌تواند رقابت اقتصادي با ديگران براي دسترسي به بازارهاي كشور سوم را حذف كند. بسياري كشورها براي تأمين مالي سرمايه‌گذاري يا بدهي رسمي به تزريق سرمايه نياز دارند. قيمت‌هاي نفت و گاز عموما با عرضه و تقاضاي جهاني تعيين مي‌شود. وابستگي متقابل اقتصادي و آسيب‌پذيري همراه با آن واقعيتي گريزناپذير در زندگي معاصر است. اما وابستگي اقتصادي با ديگران تنها واقعيت بين‌المللي نيست كه دولت‌ها بايد با آن سر كنند. امان داشتن كشورها از تروريسم، تسليحات، امراض رايج يا تغييرات اقليمي به همين اندازه دشوار (اگر نه، غيرممكن) است. هرچه باشد بستن كامل مرزها غيرممكن است. برعكس، جهاني‌سازي (جريان وسيع مردم، افكار، گازهاي گلخانه‌اي، اجسام، خدمات، ارزها، كالاها، سيگنال‌هاي تلويزيون و راديو، مواد مخدر، تسليحات، ايميل‌ها، ويروس‌ها (كامپيوتري و ميكروبي) و كلي چيز ديگر در فراسوي مرزها) از واقعيات تعيين‌كننده زمان ما است. با كمتر چالشي كه اين وضعيت مطرح مي‌كند مي‌توان يك‌جانبه برخورد كرد؛ اغلب اوقات همكاري، سازش و درجه‌اي از چندجانبه‌گرايي ضروري است. دومين چالش همگاني، فناوري است. چشم‌انداز جورج اورول در كتاب «۱۹۸۴» به كلي غلط از كار در آمده چرا كه خصيصه فناوري مدرن نه «برادر بزرگ» كه مركزي‌زدايي است. تنها يك نسل پيش، آن قدرت كامپيوتري كه اكنون مي‌توان در يك دستگاه كامپيوتر خانگي يا در دست يك نفر نگاه داشت يك اتاق جا مي‌خواست. نتيجه آنكه مردم در همه‌جا بيش از هر زمان دسترسي بيشتري به منابع بيشتر اطلاعاتي دارند. اين باعث شده كنترل جريان دانش، تا چه برسد به انحصار آن، براي دولت‌ها هر روز دشوارتر شود. شهروندان هر روز قابليت بيشتري مي‌يابند تا از طريق تلفن‌هاي موبايل و شبكه‌هاي اجتماعي رابطه‌اي مستقيم و مخفي با يكديگر داشته باشند.

نتيجه اين روند اين است كه دولت‌هاي استبدادي ديگر نمي‌توانند آن كنترلي كه زماني بر شهروندان خود داشتند، داشته باشند. فناوري بدون شك يك توضيح براي خيزش‌هايي است كه در بخش اعظم جهان عرب شاهد آنها هستيم. اما فناوري مدرن در ضمن كاربست‌هايي براي دمكراسي‌هاي مستقر هم دارد. ايجاد اجماع اجتماعي و حكمراني درجهاني كه در آن شهروندان مي‌توانند آنچه مي‌خواهند، تماشا ‌كنند و گوش كنند و كساني كه با آنها حرف مي‌زنند خود انتخاب كنند، بسيار دشوارتر است. سومين چالش گسترده پيش روي رهبران جديد اين واقعيت گريزناپذير است كه خواسته‌هاي شهروندان هر روز بيش از ظرفيت ارضاي آنها مي‌شود. اين واقعيت در جهان در حال توسعه (و اغلب به نسبت فقير) هميشه صدق مي‌كرده است. اما اكنون در دمكراسي‌هاي بالغ كه وضع نسبتا خوبي دارند و در ضمن ميان كشورهايي كه سريع‌ترين رشد را داشته‌اند نيز صدق مي‌كند. رشد اقتصادي در بسياري موارد كمتر از ميزان معمول تاريخي آن است. اين در بخش اعظم اروپا، ژاپن و آمريكا به روشني واضح است. اما رشد در چين و هند، كه روي‌هم‌رفته شامل بيش از يك‌سوم جمعيت جهان مي‌شوند، نيز كند مي‌شود. نرخ‌هاي بيكاري بالا رفته‌اند، به‌خصوص در آمريكا و اروپاي غربي و به‌خصوص ميان جوانان و كساني كه به پايان حرفه‌هاي خود نزديك مي‌شوند (اما انتظار مي‌رود ده‌ها سال زنده بمانند.) آنچه نگران‌كننده‌تر است اين است كه بسياري از واقعيات اين اوضاع به بيكاري طولاني‌مدت ترجمه مي‌شود.نتيجه خالص اين تغيیرات اقتصادي و جمعيتي اين است كه هر روز بخش بزر‌گ‌تري از درآمد كشور خرج ارائه بهداشت، دستمزدهاي بازنشستگي و ساير انواع حمايت‌هاي بنيادين مي‌شود در حالي كه تقريبا در تمام جوامع درصد رو به زوالي از شهروندان براي پشتيباني از شمار روزافزون شهروندان هم‌وطن خود كار مي‌كنند. اين نرخ وابستگي رو به رشد با بسط‌يافتن نابرابري اقتصادي بدتر مي‌شود؛ هرچقدر ثروت در دستان كمتري متمركز شود وعده بهبود هميشگي استانداردهاي زندگي براي بيشتر مردم عملي نخواهد شد.اين سه روند (از دست رفتن خودمختاري اقتصادي و فيزيكي، پراكندگي فناوري اطلاعات و رشد آرام‌تر در مقابل جمعيت‌هاي بزرگ‌تر و مسن‌تر) در كنار هم چالش‌هاي سياسي عظيمي را عملا در تك‌تك كشورها ايجاد خواهند كرد. تقاضاها در حالي افزايش مي‌يابد كه قابليت دولت‌ها براي ارضاي آنها كاهش مي‌يابد. رهبراني كه پس از انتقال‌هاي امسال قدرت مي‌گيرند با اين واقعيت بنيادين روبه‌رو مي‌شوند.رهبران در ضمن بايد با عوارضي مثل افزايش ناسيوناليسم، پوپوليسم و در بعضي موارد، افراط‌گرايي روبه‌رو شوند. تخاصم با مهاجرت و حمايت‌گرايي اقتصادي، كه همين حالا قابل مشاهده است، افزايش خواهد يافت.اين تحولات درون كشورها چالشِ ايجاد اجماع جهاني براي چگونگي برخورد با تهديدها در فراسوي مرزها را دشوارتر مي‌سازد: با دشوارتر شدن حكمراني در خانه، حكمراني در خارج هم دشوارتر مي‌شود. هم براي شهروندان و هم براي رهبران روزهاي سختي پيش رو است.

پروژكت سنديكا، ۲۵ آوريل ۲۰۱۲

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.