نگاهی به زندگی سیاسی داو آنگ سان‌سوچي

هاولِ برمه

 
[ شناسه مقاله: 3562 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۲۵۷۷ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

«در قامت فيزيكي ظريف و خوش‌سيماست، اما در قامت معنوي و روحي چونان يك غول مي‏ماند. مردان بزرگ از او مي‌هراسند. براي او دندان تيز كرده‌اند، اما همچنان از او مي‌ترسند.»
اسقف دزموند توتو

19 ژوئن 2005، روز باشكوه شصتمين سالگرد تولد آنگ‌سان‌سوچي بود. در بيشتر جوامع كشورهاي جهان، سن شصت نقطه عطف تلقي مي‌شود ـ به عنوان مرحله‌گذار از يك چرخه زندگي به چرخه ديگر، در بسياري جوامع هم‌سن بازنشستگي به شمار مي‌آيد؛ زماني براي استراحت و تفريح. اما سن شصت براي خانم آنگ سان‌سوچي آغاز عزم جدي براي ايفاي نقش الهام‌بخش اتحاد براي صلح و آزادي است. با اين حال، دوران بازداشت و حبس خانم سوچي مهم‌ترين دوراني است كه نمي‌توان به راحتي از آن غفلت كرد.

نقش آنگ‌سان‌سوچي

هرچند رژيم نظامي ميانمار مايل است خانم آنگ‌سان سوچي را كوچك بشمارد، اما هرچه قدر اين تحقير افزايش مي‌يابد، محبوبيت وي نيز درون و بيرون ميانمار بيشتر مي‌شود. خانم آنگ‌سان‌سوچي نماد آرزوهاي دمكراسي مردم ميانمار است و تعهد سرسختانه براي مبارزه مسالمت‌آميز و پرهيز از خشونت دارد. آنگ‌سان‌سوچي عامل مهمي در اتحاد ميانمار است چون از احترام و اعتماد گسترده مردم به ويژه مليت‌هاي قومي و بسياري از احزاب سياسي برخوردار است. مهم اين است كه او آزاد شد و در فرآيند سياسي در ميانمار شركت كرد. اين آزادي مرهون راهپيمايي‌هاي گسترده طرفداران او بود. از اين رو، رهبري اخلاقي و مشاركت خانم سوچي بخش مهم تشكيل يك ميانمار دمكراتيك، صرفه و باثبات است.

آنگ‌سان‌سوچي كيست؟

داو آنگ‌سان سوچي دختر رهبر استقلال‌طلب ميانمار، ژنرال آنگ‌سان است كه در سال 1947 به هنگامي كه دخترش دوساله بود، ترور شد. او بخشي از دوران زندگي‌اش را در هند با مادرش سپري كرد، كسي كه در آن زمان سفير برمه بود. او سپس به انگليس رفت و در دانشگاه آكسفورد مشغول تحصيل شد و با مايكل آريس استاد تبتي ملاقات و سرانجام با او ازدواج كرد. آنها دو پسر دارند؛ الكساندر و كيم. آنگ‌سان‌سوچي در سال 1988 به ميانمار بازگشت تا از مادرش كه از حمله قلبي رنج مي‌برد، مراقبت كند. اما او بدون همسرش و پسرانش به ميانمار بازگشت. او خودش پيش‌تر هشدار داده بود شايد «احساس مسووليت روزي او را وادار كند به سرزمين مادري‌اش بازگردد.» او وارد شورش‌هاي دمكراسي سراسري شد و خواستار اتحاد و نظم ميان مردم در مواجهه با سركوب خونين ارتش شد. در 126 آگوست 1988، آنگ‌سان‌سوچي خواستار گردهمايي در مكان مذهبي شد كه تقريباً پانصد نفر از همه مليت‌ها در آن شركت كردند. او در اين گردهمايي سخنراني كرد و از «درمان كشور» سخن گفت و «وعده داد نهايت تلاش خود را براي احياي دمكراسي بكند.»

مشروعيت

دختر ژنرال قهرمان ترورشده در سال 1947 در قلب‌ها و اذهان مردم برمه جاي بسيار خاصي پيدا كرد. رهبري‌اش براي صلح و دمكراسي، آغاز خيزش سراسري دمكراسي در سال 1988، اهميت بسيار زيادي براي مردم ميانمار داشته است. زماني‌كه اتحاد ملي براي دمكراسي در سال 1988 تشكيل شد، آنگ‌سان‌سوچي دبيركل اين اتحاد شد و تا به امروز همچنان دبيركل است. حمايت گسترده مردم ميانمار از اتحاد ملي دمكراسي در انتخابات 1990 به ويژه انتخابات 2012 به وضوح مشاهده شد. حمايت از اتحاد ملي دمكراسي پا را فراتر از خطوط اجتماعي و قومي گذاشت و در هر دو انتخابات توانست پيروزي خود را نشان بدهد. به‌رغم تلاش براي به حاشيه‌راندن آنگ‌سان‌سوچي، محبوبيت‌اش در ميانمار هر روز بيشتر مي‌شود. امضاي طومار چندمتري كه بيش از نيم ميليون شهروند ميانمار در آن خواستار آزادي خانم سوچي بودند نشان‌دهنده اين محبوبيت است. اهميت اين اقدامات توسط مردم در ميانمار زماني مهم است كه آن را در بستر حكومت ميانمار درك كنيم كه به‌طور مرتب حاميان دمكراسي شكنجه و زنداني مي‌شوند به ويژه آنهايي كه در حمايت از خانم آنگ‌سان‌سوچي سخني يا مطلبي مي‌نويسند.

اتحاد ملي و ثبات

«اهميت و ارزش آنگ‌سان‌سوچي را در امنيت منطقه‌اي نمي‌توان دست‌كم گرفت. او مورد احترام بخش‌هاي زيادي از جامعه برمه از جمله افسران نظامي است. ظرفيت او به عنوان تسهيل‌كننده و متحدكننده بيانگر بزرگ‌ترين اميد براي ثبات در برمه است.»

«كوباسك چوتيكل»، ديپلمات سابق تايلند

خانم آنگ‌سان سوچي تنها شخص در ميانمار است كه جايگاه اخلاقي و محبوبيت گسترده دارد و معتمد مردم است و توانايي احياي صلح و اتحاد و دمكراسي در ميانمار دارد. حكومت ميانمار همواره از تكثر قومي هراسيده است و از اين‌رو از اين مساله به عنوان راهبردي براي اختلاف‌افكني در كشور و توجيه عقلاني براي حكومت نظامي ميانمار استفاده مي‌كند. تاكتيك‌هاي زوري ارتش و تهاجمات نظامي مداوم در چندين استان قومي باعث تعميق بي‌اعتمادي ميان قوميت‌ها و حكومت ميانمار شده است. يكي از قطب‌هاي اصلي ثبات و صلح در ميانمار، اتحاد و همبستگي ملي با نمايندگي‌هاي سياسي همه قوميت‌هاست. آنگ‌سان‌سوچي از اعتماد بيشتر احزاب مهم قومي برخوردار بوده و است. او سخت تلاش كرده با رهبران قومي بر سر اصول دمكراسي به تفاهمات مشتركي برسد، اصولي كه ريشه در حقوق برابر قوميت‌ها دارد.

قوميت‌ها درون اتحاد ملي دمكراسي نمايندگاني دارند اما آنگ‌سان‌سوچي حزب سياسي را به عنوان تنها راه تقويت روابط و ايجاد حسن‌نيت نمي‌بيند. او در مجله تايم نوشت: «تاكنون بين ما و احزاب قومي دوستي و تفاهم كامل وجود دارد. ما آنها را درك مي‌كنيم. آنها مي‌خواهند نماينده ايالت خودشان باشند و اين امر هيچ مشكلي براي ما ندارد. ما مي‌توانيم همچنان متحد و در كنار همديگر باشيم. به موقعيت حاصل جمع با صفر اعتقادي نداريم. اين بدان معني نيست كه اگر برنده نشديم، حزبي كه برنده است دشمن مي‌شود. در واقع، ما به آنها به چشم متحد مي‌نگريم و بسيار خرسنديم متحدانمان نماينده ايالت خودشان هستند.» محبوبيت آنگ‌سان‌سوچي در ميان قوميت‌ها در سخنراني‌هايش در سرتاسر كشور در سال‌هاي 2003 ـ 2002 مشاهده شد. طي اين مسافرت‌ها، 40هزار نفر به رغم تهديد از سوي مقامات محلي، در سخنراني‌هاي خانم سوچي شركت مي‌كردند. مسافرت‌هاي استاني خانم سوچي در 30 مي 2003 با حمله ارتش به وي و همراهانش ناگهان قطع شد. فريادهاي سراسر كشور از جمله بسياري از احزاب قومي نشان‌دهنده اهميت و رابطه قوي ميان آنگ‌سان سوچي و مليت‌هاي قومي است.

گفت‌وگو و پرهيز از خشونت

در سال 1991، آنگ‌سان سوچي به خاطر رهبري و تعهد قاطعانه‌اش به مبارزه مسالمت‌آميز براي دمكراسي و آزادي در ميانمار برنده جايزه صلح نوبل شد. رهبري و تأثير آنگ سان سوچي درست بسان نلسون ماندلا در آفريقاي‌جنوبي و واسلاو‌هاول در چكسلواكي است كه هر دو نقشي مهم در اتحاد كشورشان و برقراري صلح ايفا كردند.

پرهيز از خشونت

به رغم تهديدات و حملات متعدد براي امنيت خود خانم سوچي و همكاران‌اش، او همواره در تعهد به روش مبارزه مسالمت‌آميز استوار و ثابت قدم بوده و ديگران را نيز به پذيرفتن اين روش دعوت مي‌كند. خانم سوچي در مي 2003 پنج روز قبل از حمله 30 مي‌گفت: «هنگامي كه نخستين بار به شهر آمديم، من به اين مردم خيلي افتخار كردم چون شما از ابزارهاي خشونت‌آميز براي برخورد با معترضان عليه ما استفاده نكرديد. و من به تسامح و تساهل شما افتخار مي‌كنم. امروز مردم نشان داده‌اند كه قدرت واقعي چيست. قدرت واقعي شامل خشونت نمي‌شود.» تصميم آنگ‌سان سوچي براي روش مبارزه مسالمت‌آميز هرگز دچار تزلزل نشده است حتي در صورت مواجهه با حملات خشونت‌آميز عليه خودش.

در آوريل 1989، از تلاش ترور به هنگام سخنراني در گردهمايي بزرگ درخصوص دمكراسي فرار كرد.

در 9 نوامبر 1996، مردان ناشناس مسلح به باتوم و سوار بر موتور به خانم آنگ‌سان‌سوچي حمله كردند. بعداً مشخص شد حمله‌كنندگان يك گروه شبه‌نظامي از سازمان توسعه همبستگي و اتحاد بود. يك ماه قبل از حمله، خانم آنگ‌سان سوچي به نقل از مقامات گفته بود كه اين سازمان گفته كه وي بايد كشته شود. اين حمله به عنوان بهانه‌اي براي جلوگيري از تظاهرات آخر هفته مورد استفاده قرار گرفت.

‌ در سال 1998، او دوبار بازداشت شد. مقامات نظامي مانع دسترسي وي به امكانات جديد بودند. او در نهايت به خاطر وخامت سلامتي فيزيكي به رانگون بازگشت.

‌ در 26 ژوئن 1998، آنگ‌سان سوچي و معاون اتحاد براي دمكراسي به هنگام حمله نظامي گروهي از دانشجويان رشته ادبيات مجروح شدند.

‌ طي سال 2000، كاروان خانم آنگ‌سان‌سوچي مورد حمله پليس شورشي در بيرون ناحيه رانگون قرار گرفت. ارتش او را مجبور كرد به رانگون بازگردد.

‌ در سال 2002، پس از آزادي‌اش از حبس خانگي، ارتش، مسافرت‌هاي او را به كشور ممنوع كرد.

‌ در 30 مي 2003، گروه 5 هزار نفري در شمال ميانمار در سفر به استان دپاين بازهم به او حمله كردند.

گفت‌وگوبا ارتش

حزب اتحادملي براي دمكراسي خانم سوچي در 27 سپتامبر 2004 در بيانيه‌اي كه منتشر شد، اعلام كرد: «اتحادملي براي دمكراسي همواره آماده گفت‌وگو با ارتش در هر زمان، در هر روز و هر مكان كشور است تا به دمكراسي واقعي دست پيدا كند.» آنگ‌سان سوچي خواستار گفت‌وگو با ارتش است و سرنگوني رژيم نظامي را با ابزارهاي خشونت‌آميز اصلاً تأييد نمي‌كند. خانم سوچي كه دختر يك قهرمان ملي و استقلال‌طلب است همواره بر ارزش و عزت ارتش زير نظارت غيرنظاميان تأكيد كرده است. در طول رهبري‌اش به شدت جنبش دمكراسي را براي رسيدن به اين هدف متحد كرده است. خانم سوچي در سال 1994 گفت: «من شخصاً چيزي جز حسن‌نيت براي ارتش ندارم.» او همچنين در مارس 2003 گفت: «شما مي‌دانيد كه در برمه ضرب‌المثلي داريم كه «بيداركردن كسي كه وانمود به خواب مي‌كند بسياربسيار سخت است.» اگر كسي واقعاً خواب است بيداركردن او راحت است. اما اگر وانمود مي‌كند كه خوابيده است نمي‌توانيد او را بيدار كنيد و گاهي من نمي‌توانم اين كار را بكنم و درشگفتم كه آيا آنهايي كه وانمود به خوابيدن مي‌كنند آنچه را كه ما مي‌گوييم درك مي‌كنند يا نه: از اين رو حسن‌نيت خالصانه در قبال ارتش داريم.»

سازش و مصالحه

«تنها چيزي كه من رد مي‌كنم ترك‌كردن كشور است.» آنگ‌سان سوچي. دعوت آنگ‌سان سوچي براي گفت‌وگو مورد استقبال بخش اعظم كشورهاي جهان قرار گرفت، اما مخالفان تلاش مي‌كنند چهره وي را به عنوان فردي لجباز و انعطاف‌پذير ترسيم كنند. جدا از هرچيزي،‌ آنگ‌سان‌سوچي همواره خواهان سازش و مصالحه بوده است: «اتحاد ملي براي دمكراسي و فكر مي‌‌كنم خود من شخصاً به انعطاف‌ناپذيري متهم شده‌ايم... من فكر مي‌كنم برخي اعضاي آسه‌آن و ديگر كشورها در بهترين موقعيت قرار دارند تا بدانند كه آيا ما انعطاف‌ناپذيريم يا نه. ما پيشنهادات كشورهاي آسه‌آن را در مورد سازش و گفت‌وگو ميان رژيم نظامي پذيرفته‌ايم. و همواره حاضريم به خاطر صلح، ثبات و آرامش درون منطقه با هر كشوري مصالحه كنيم... ميان آمادگي براي سازش و آمادگي براي زانو زدن تفاوت از زمين تا آسمان است. ما آماده زانو زدن نيستيم.» آنگ‌سان‌سوچي و اتحاد ملي براي دمكراسي آماده شركت در كنوانسيون ملي مستند به شرطي كه حداقل خواسته‌هاي آنها برآورده شد از جمله آزادي خانم آنگ‌سان‌سوچي، بازگشايي دفاتر اتحادملي براي دمكراسي، كاهش قوانين ظالمانه رژيم نظامي و اجازه‌دادن به احزاب سياسي براي انتخاب آزادانه نمايندگان‌شان در كنوانسيون. اين ارتش است كه انعطاف‌ناپذير است و هرگونه پيشنهادي را رد مي‌كند.

جامعه بين‌الملل

«پيام من به اجتماعات خارجي اين است كه همچنان از مبارزه براي دمكراسي در هرجايي كه مي‌توانيد و به هر نحوي كه مي‌توانيد حمايت كنيد.» ( آنگ‌سان سوچي، مي 2002.)

«مايلم از كشورهاي آسه‌آن بخواهم هرچه در توان دارند از كمك به آوردن دمكراسي به برمه دريغ نكنند، چون ما معتقديم زماني كه حكومت مسوول و شفاف در اين كشور وجود دارد بايد اوضاع اقتصادي‌مان را بهبود بخشيم و بايد به منطقه كمك كنيم.»( آنگ‌سان سوچي.)

خانم سوچي در جامعه بين‌المللي بسيار مورد احترام و مورد قبول است. او دريافت‌كننده جوايز بي‌شماري از جمله جايزه مشهورترين ‏فرد هند، جواهر لعل نهرو، جايزه ساخاروف از پارلمان اروپا، مدال رياست‌جمهوري آزادي از ايالات‌متحده، جايزه بوداييسم زن برتر از دپارتمان مذهبي سازمان ملل، جايزه شخصيت مجله تايم در سال 2004 و جايزه صلح نوبل.

افزون بر اين، جامعه بين‌الملل به خانم سوچي به عنوان مولفه مهمي در ايجاد روند اصلاحات براي يك ميانمار آزاد و دمكراتيك تلقي مي‌نگرد. بيانيه‌هاي مجمع عمومي سازمان ملل و همچنين كوفي‌عنان دبيركل سابق سازمان ملل گوياي اين واقعيت است: «من معتقدم تنها راه ايجاد صلح پايدار در ميانمار آزادي زندانيان، تضمين آزادي‌هاي سياسي آنها و آغاز گفت‌وگوهاي اساسي با آنگ‌سان‌سوچي است. در نهايت از حكومت مي‌خواهم اين ابتكار را به خرج بدهد و با وي ملاقات كند.» كوفي عنان، جولاي 2003

آنگ‌سان‌ سوچي همچنين از حمايت شخصيت‌هاي بين‌المللي مورداحترام برخوردار است كه مبارزه براي آزادي را تجربه كرده‌اند: اسقف دزموند توتو، واسلاو‌هاول و خوزه راموس هورتا. «هزاران نفر در سفرهايش از او استقبال مي‌كنند و اين نشان مي‌دهد ملت برمه نه مطيع و نه بدبين و نه بي‌ايمان هستند. در پشت اين سيماي لاغر، انرژي بزرگ، انسان بزرگ و قدرت معنوي و اخلاقي بزرگي نهفته است. بازداشت و سركوب مردم نمي‌تواند روح يك ملت را تغيير بدهد. شايد واقعيت را براي مدتي پنهان سازد، اما تاريخ همواره اين درس را به ما آموخته كه تغيير اغلب غيرمنتظره از راه مي‌رسد.»

واسلاو‌هاول، 2003

رژيم ميانمار به جامعه بين‌المللي گفته كه خانم آنگ‌سان‌سوچي فقط يك شخص است ولي آنها فكر مي‌كنند 50 ميليون نفر هستند. با اين حال مردم ميانمار از سان سوچي حمايت مي‌كنند و خواستار رهبري او در گفت‌وگوهاي سه جانبه با رژيم و رهبران قوميت‌ها و نيز جامعه بين‌الملل هستند. رژيم ميانمار تلاش كرده است برچسب‌هاي زيادي به او بزند: «فرصت‌طلب»، «خارجي» و «زن حرفه‌اي». اما هرچه قدر رژيم نفرت خود را از او بيشتر كرده است، محبوبيت وي نيز در ميان مردم بيشتر شده است.

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.