وقتي ديکتاتوري در برابر دمکراسي زانو مي‌زند

درس‌هايي از برمه

توماس کاروتِرز

 
[ شناسه مقاله: 3560 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۲۳۰۰ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

پيروزي آنگ سان سوچي و چندين نفر از اعضاي «اتحاديه‌ي ملي براي دمکراسي» در انتخابات ميان دوره‌اي پارلماني 1 آوريل حادثه مهمي براي اين کشور تلقي مي‌شود. در اين انتخابات در برمه حضور داشتم و در اين نوشته بر آنم تا اهميت اين انتخابات و چشم‌اندازِ‌گذار دمکراتيک در برمه را با طرح پرسش و سپس پاسخ به آنها مورد ارزيابي قرار دهم. در اين نوشته همچنين رويکردي مقايسه‌اي اتخاذ شده تا وضعيت‌گذار در برمه را با ساير رژيم‌هاي اقتدارگرا مقايسه کرده و چالش‌هاي مهم آن و اميد به آينده را پر رنگ‌تر سازم.

1 آيا برمه در حال‌گذار به دمکراسي است؟

با وجود اينکه انتخابات کمتر از 7 درصدِ کرسي‌ها در پارلمان کشور را در بر مي‌گرفت اما به طور چشمگيري گامي به جلو براي جامعه‌اي است که بيش از نيم قرن تنها شاهد انتخاباتي دستکاري شده يا بي‌خاصيت بود. برمه در حال تجربه يک بازگشايي سياسي غيرقابل پيش‌بيني و بس بزرگ است که مشخصه آن را اين‌گونه مي‌توان برشمرد: بازگشت آنگ سان سوچي و اتحاديه ملي براي دمکراسي به زندگي سياسي، آزادي بسياري از زندانيان سياسي و بازگشايي فضاي بسيار چشمگيري جهت مباحث و فعاليت‌هاي سياسي است. رئيس‌جمهور «تين شين» - اگرچه با قدرت ارتش و انتخابات غيرقانوني در سال 2010 قدرت را در دست گرفت – اما ظاهراً اصلاحات را جدي گرفته و قصد دارد صادقانه به پيش بِبَرَد. وقتي ماه گذشته از برمه ديدار مي‌کردم مشاهده اين احساس قوي در ميان مردم که اکنون لحظه‌اي سرنوشت‌ساز براي کشور است برايم بسيار شوکه‌کننده و غيرممکن مي‌نمود؛ فرصتي سياسي که بسياري از مردم بيش از 20 سال پيش انتظار آن را داشتند. ضمن تحسين اين وضعيت اما اين تحولات تنها نشان‌دهنده راه ورود به يک‌ گذار دمکراتيکِ احتمالي است. کساني که در اين کشور قدرت را در دست دارند – نظاميانِ قديمي و سابقه‌دار و ضد دمکراتيک و حزبِ حاکمِ اتحاديه‌ي همبستگي و توسعه (USDP) – هنوز هيچ يک از مراکز مهم قدرت را واگذار نکرده‌اند. اصلاحات قانون اساسي – که براي گشودنِ قفلِ قدرتِ درازمدتِ نظاميان و حزب USDP ضروري است – قرار است تازه در مورد آن بحث‌هاي جدي صورت گيرد. وزن اصلاح‌طلبان در دولت نسبت به کساني که در دولت هستند و ارتشي که مخالف اصلاحات است نه قابل مقايسه و نه روشن است. با اين حال، دولت برخي اصلاحاتِ قابل تحسينِ اقتصادي به ويژه معقول و متعادل کردن تبادل پول و اصلاح سيستم بانکي را آغاز کرده است اما بايد ديد آيا اين دولت مي‌تواند تغييراتي را عملي سازد که امتيازهاي مهم نظاميانِ حاکم – نهادي که رويکرد اقتصادي‌اش بيان‌کننده‌ي مفهوم «سرمايه داري خانوادگي» است- را به چالش بکشد؟ بنابراين بازگشايي در فضاي سياسي ميسر است؟ بله. اصلاحات اقتصادي چطور؟ احتمال دارد.‌گذار دمکراتيک چه؟ زود است درباره آن سخن بگوييم.

2 از گذارهاي ديگر در رژيم‌هاي اقتدارگرا چه درسي مي‌توانيم بگيريم؟ چگونه مي‌توان آنها را با برمه مقايسه کرد؟

هر‌ گذار سياسي البته شکلي منحصر به فرد دارد که بازتاب دهنده وضعيت‌ها و سنت‌هاي بسيار متفاوت اقتصادي – اجتماعي در دنياست. در عين حال، با حدود بيش از 100‌گذار دموکراتيکِ آزموده شده که طي 25 سال گذشته رخ داده، الگوهايي خاص قابل تشخيص است – و اگر محتاطانه ملاحظه شوند – برخي شباهت‌ها هم مي‌تواند روشنگر باشد. فرآيند اصلاحات از بالا در برمه – که در آن ميانه‌روها در يک نظام اقتدارگراي نظامي محور نگران مشروعيت خويش است به دنبال آزمودن و بازگشايي مجموعه‌اي از اصلاحات سياسي و اقتصادي تکرار شونده است – نمونه‌اي بازمانده از برخي گذارها براي دوري جستن از حاکميت نظاميان در آمريکاي جنوبي در دهه 70 و 80 است گرچه هر يک از اين گذارها بسيار متفاوت از ديگري است. به طور مثال در برزيل، يک تشکيلات نظامي که نگران محبوبيت تنزل يافته‌ي خويش بود – محبوبيتي که به خاطر مديريت اقتصادي ضعيف و فساد گسترده آسيب ديده بود – به دو جناح ميانه‌رو و تندرو تقسيم شد. ميانه روها به تدريج به شکل دادن به يک حکومت غيرنظامي پرداختند که با فرآيندهاي انتخاباتي معتبر هم دنبال شد. ميانه روها به صلح با تندروها پرداخته و به آنها اجازه دادند تا بسياري از امتيازاتِ اقتصادي خويش را حفظ و از پيگرد آنها به خاطر عملکرد و اشتباهات گذشته‌شان احتراز کنند. با نگاه به گذشته، بسياري از گذارهاي امريکاي جنوبي گذارهاي خوبي بودند اما ذکر اين نکته مهم است که اين گذارها در عمل تا چه مدت و چقدر پر سر و صدا بودند. در برزيل هم بيش از 10 سال از آغاز بازگشايي در فضاي سياسي در سال 1974 گذشت تا يک رئيس جمهور غيرنظامي از طريق انتخاباتي مشروع قدرت را در دست بگيرد. پس از آن تقريباً 10 سال ديگر هم گذشت تا سيستم بتواند از ميراثِ مسمومِ اقتدارگرايي گذشته برون آيد و کارآمد شود. افزون بر اين، بسياري از نظاميان يا ارتشي‌هاي آمريکاي جنوبي زماني که کشور را به غيرنظاميان سپردند تنها يک يا دو دهه در مسند قدرت بودند و بنابراين، اين کشورها دست کم تجربيات مهمي از حکومت غيرنظامي و تکثرگرايي دمکراتيک را از سر گذرانده بودند. نظاميان برمه اما طي 65 سال استقلال اين کشور، 50 سال را در قدرت بودند و هيچ تجربه‌ي دمکراتيکِ پيشيني ندارند که به آن بنگرند يا از آن بهره جويند.

3 دشوارترين بخشِ‌ گذار در برمه چه خواهد بود؟

دشواري‌ها بي‌ترديد فراوان است: از نظاميانِ بسيار سابقه‌دارِ مخالف با دمکراسي که بر سر الزام‌شان به اصلاحات دچار تفرق شده‌اند گرفته تا ميراثِ نابودکننده‌ي سرکوب سياسي و از حکومتداري خشن گرفته تا فقر اقتصادي و يک منطقه چالش‌گر به لحاظ سياسي. اما آنچه به ويژه هراسناک مي‌نمايد اين است که برمه در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش بزرگِ دور شدن از 50 سال حکومت اقتدارگراي خشن و بي‌برنامه است در عين حال در حال دست و پنجه نرم کردن با ضرورت حل ستيزهاي قومي سختي است که از دهه‌ها پيش بر جا مانده است. تلاش براي حرکتِ همزمان توسط دو فرآيند در هم تنيده‌ي توزيع قدرت – يعني دمکراسي سازي در محور نظام سياسي و خودمختاري منطقه‌اي بزرگتر در بخش‌هاي بزرگي از کشور – بي‌نهايت دشوار است. اين وضعيت به اين مي‌ماند که روي يک پُل ناهموار که هر دو سوي آن درّه‌هايي بزرگ است رانندگي کنيد در حالي که سرنشينان هم به شدت مشغولِ زد و خورد و نزاع هستند. اما غيرممکن نيست. اين هر دو فرايند اگر خوب مديريت شود، مي‌توانند مکمل يکديگر باشند. وقتي اندونزي در اواخر دهه 90 از حکومت اقتدارگرا فاصله گرفت بسياري از اين نگران بودند که اين کشور نمي‌تواند دمکراسي‌سازي را در عين دست و پنجه نرم کردن با فشار براي خودمختاري بيشتر در برخي استان‌هايش مديريت کرده و به سرانجام برساند. در آن زمان اندونزي با مشکلات داخلي بيشتري نسبت به برمه‌ي امروز دست به گريبان بود چراکه برخي از کشمکش‌هاي سرزميني در داخل اين کشور تجزيه‌طلبانه بود در حالي که درخواست‌هاي برمه‌اي‌ها در مناطق قومي محدودتر از اندونزي است. اما اندونزي موفق شد و پايان رژيم اقتدارگرا سرانجام حل و فصل مسالمت‌آميز با تيمور شرقي را رقم زد.

4 آيا مي‌توان به آينده‌ي برمه خوشبين بود؟

برمه با چالش‌هاي بس بزرگي در انجام و به پيش بردن دمکراسي‌سازي مواجه است اما سخن از شکست هنوز زود است. معدود کشورهايي که به اين فضاي باز سياسي دست مي‌يابند دمکراسي‌سازي را با يک جنبش اپوزيسيونِ پويا و کاملاً هوادار دمکراسي که خواست‌هاي ملي خود را در انتخابات پيشين ثابت کرده به پيش مي‌برد، رهبراني محترم و کارآمد دارند که داراي مشروعيتِ ملي و بين‌المللي بي‌چون و چرا هستند و دست کم از حدي از ظرفيت سازماني اساسي هم برخوردار است. افزون بر اين، جناح اصلاح‌طلب در نهاد قدرت داراي چهره‌هاي بسيار معتبر است که خودِ رئيس‌جمهور تين شين البته در زمره آنها به حساب نمي‌آيد. اگرچه برخي کشورها در همسايگي برمه احتمالاً نمي‌خواهند با فرآيند دمکراسي در اين کشور همراهي کنند اما طيف وسيعي از بازيگران بين‌المللي اعم از ايالات‌متحده، اروپا و برخي از دمکراسي‌هاي آسيايي آماده‌ي کمک هستند.

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.