آدميت و روشنفكران ايراني

لطف‌الله آجداني . متولد ۱۳۴۳ آمل، فوق لیسانس تاریخ دارد و در دانشگاه‌های مازندران تدریس می‌كند و مقالات فراوانی در نشریات فرهنگی و ادبی چا

 
[ شناسه مقاله: 3557 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۱۷۲۱ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

زايش و پويش نخستين انديشه‌ها و تكاپوهاي روشنفكري و روشنفكران در تاريخ معاصر ايران (1)، از پيوند تنگاتنگي با بحران عقب‌ماندگي‌هاي انباشته‌شده سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در تاريخ و جامعه ايراني برخوردار بود. آگاهي به ضرورت برون‌رفت از آن عقب‌ماندگي‌ها براي دستيابي به ترقي در ايران، نخستين چهره‌هاي خود را در عصر قاجاريه و مشروطيت نشان داد. آگاهي‌ها و تلاش‌هاي تجددطلبانه و ترقي‌خواهانه در ايران، گرچه برآيند آگاهي از عقب‌ماندگي ايران و ضرورت در يافتن علل آن عقب‌ماندگي‌ها و چگونگي برون‌رفت از آن و گذار به پيشرفت و ترقي بود، در ماهيت و مباني فكري خود تحت تأثير فراوان فلسفه سياسي جديد غربي و تحولات سياسي و اجتماعي نوين در غرب سده نوزدهم قرار داشت.

به‌رغم اشارات اجمالي به نقش روشنفكران ايراني عصر قاجار و مشروطه در منابع تاريخي، نخستين پژوهش و ارزيابي جدي و گسترده علمي درباره انديشه‌ها و تلاش‌هاي نخستين نخبگان فكري در مواجهه با مدرنيسم و مدرنيته در ايران، به وسيله دكتر فريدون آدميت صورت گرفت. آدميت از سال 1344 و طي سال‌ها تلاش مستمر و پراهميت، به طور گسترده و جدي به مطالعه و نگارش در زمينه جنبش تجددخواهي و اصلاح‌طلبي و انقلاب مشروطيت و به ويژه افكار سياسي- اجتماعي و نقش روشنفكران عصر قاجار و مشروطه برخاست.

دستاوردهاي پژوهش‌هاي علمي آدميت درباره مشروطيت و روشنفكران و تاريخ تحولات انديشه سياسي در ايران معاصر را مي‌توان در آثار متعدد وي به ويژه در «ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران»؛ «فكر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت»؛ «فكر دمكراسي اجتماعي و نهضت مشروطيت ايران»؛ «مجلس اول و بحران آزادي»؛ «انديشه ترقي و حكومت قانون: عصر سپهسالار»؛ «انديشه‌هاي ميرزا آقاخان كرماني»؛ «انديشه‌هاي ميرزا فتحعلي آخوندزاده» و «انديشه‌هاي ميرزا طالبوف تبريزي» باز جست.

آدميت، فقدان تحقيق علمي در تاريخ‌نگاري انديشه در نوشته‌هاي تاريخي مربوط به مشروطيت و نيز تجربه جوامع مختلف شرقي در چگونگي اخذ تمدن و تجدد غربي به ويژه اقتباس بنيادهاي مدني آن را كه به نظر او ارزنده‌ترين مظاهر و متعلقات مدنيت انساني است،(2) انگيزه‌هاي اصلي خود در تحقيق و نگارش تاريخ انديشه‌‌هاي جديد در ايران معرفي كرده است.

آدميت در فلسفه تاريخ، متكي به تحول تك خطی تاريخ است و از همين ديدگاه است كه تاريخ جديد آسيا و ايران را تاريخ تسلط تمدن جديد مغرب زمين بر فرهنگ كهن مشرق زمين دانسته است. مطالعه عصر مشروطيت از نظر آدميت سرايش تجلي مدرنيت است. روايت او از زايش و پويش مدرنيته در ايران بر ديدگاه آگاهي روشنفكران به عقب‌ماندگي ايران و تلاش آنان براي برون‌‌رفت از آن عقب‌ماندگي‌ها بنا شده است.

آدميت معتقد به گسست تجدد و سنت بوده و جهاني شدن مدرنيته را امري محتوم مي‌داند. (3) وي با تأكيد بر گسست تجدد از سنت، معتقد به گسست حاملان هر يك از دو انديشه سنت و تجدد است، و البته كه در منازعات سنت و تجدد، آدميت مدافع تجدد و نهادهاي مدني و مخالف سنت و سنت‌گرايان است. آدميت با تأكيد فراوان بر تبيين تعارض تعقل اجتماعي جديد با بنيادهاي سياسي كهن، كوشيده تا نشان دهد انديشه ديني در جامعه ناكارآمد است. از همين ديدگاه است كه فلسفه سياسي مدرن ايران در نوشته‌هاي آدميت، به صورت همدلي با منورالفكران ظاهر شده و ناسيوناليسم، قانون‌گرايي، سكولاريسم، ليبراليسم و دمكراسي از اساسي‌ترين اصول گذار جامعه ايراني از عقب‌ماندگي براي ورود به عرصه‌هاي پيشرفت و ترقي، تلقي و معرفي شده است.

از آنجايي كه معيار ارزيابي آدميت از تاريخ انديشه و تحولات سياسي و اجتماعي در ايران بر تقابل سنت و تجدد قرار دارد، لاجرم تجددطلبان و روشنفكران، قهرمانان اصلي آدميت براي برون‌رفت و گذار جامعه ايراني از عقب‌ماندگي به پيشرفت و ترقي هستند. آدميت، روشنفكر را «درس خوانده جديدي» مي‌داند كه «نماينده تعقل سياسي غربي و مروج نظام پارلماني و تغيير اصول سياست» است. وي با تأكيد بر اينكه روحانيان مشروطه‌خواه نيز تحت تأثير و تلقين و نفوذ اجتماعي روشنفكران آزادي‌خواه قرار داشتند(4)، در واقع مي‌كوشد تا روشنفكري و روشنفكران را مؤسس انقلاب مشروطه معرفي كند. آدميت مدعي است: تنها گروهي كه تصور روشني از مشروطيت داشت، عنصر ترقي‌خواه تربيت‌يافته معتقد به حكومت دمكراسي‌غربي بود.(5)

تأكيد فراوان آدميت بر نقش روشنفكران، ريشه در تلقي او از اهميت تمدن و تجدد غربي دارد. در نگاه آدميت به مشروطه، اصالت با تحولات مغرب زمين است. الگوي توسعه و ترقي از نگاه او الگوي غربي و سكولار است. وي معتقد به انفصال و تفكيك مطلق قدرت دولت از قدرت روحاني است. فلسفه آزادي به عنوان عالي‌ترين مظاهر مدنيت فكري و عقلي مغرب زمين به دنبال تمدن مادي اروپا در دنيا انتشار يافت. نهضت مشروطيت ايران نيز در اين جريان عمومي تاريخ ظهور كرد.(6)

از ديدگاه آدميت و براساس تلقي او از تقابل سنت و تجدد در ايران، علماي ديني، خواه روحانيان مشروعه‌طلب و خواه روحانيان مشروطه‌خواه نمي‌توانند با آموزه‌هاي تجدد و ترقي همساز باشند.(7) از اين رو هرچند فريدون آدميت نقش روحانيان مشروطه‌طلب و نيز بازرگانان را در انقلاب مشروطه ناديده نمي‌گيرد، اما اصلاح‌طلبان و روشنفكران را كارگزاران اصلي پيشرفت ايران جديد مي‌داند و نقش تاريخي عمده را به روشنفكران داده است.

در ارزيابي انتقادي از روايت فريدون آدميت درباره سنت و تجدد و روشنفكران ايراني در عصر قاجار و مشروطه دقت‌كردني است كه به‌رغم اهميت پاره‌اي دستاوردهاي علمي ارزشمند آدميت در تاريخ‌نگري و تاريخ‌نگاري انديشه‌هاي سياسي جديد در ايران، توجه به اين اهميت نمي‌تواند و نبايد به بي‌توجهي به واقعيت وجود پاره‌اي كژتابي‌هاي فكري آدميت درباره سنت و تجدد در ايران و مباني فكري و نقش روشنفكران ايراني در جامعه و تاريخ معاصر ايران گردد.

تلقي و روايت آدميت از گسست مطلق تجدد از سنت، از مقوله ادعاهاي پرشور اما بي‌اساسي است كه پيوند چندان نزديكي با واقعيت ندارد. بدون ترديد ميان تعقل سياسي جديد با بنيان‌هاي فلسفه سياسي كهن پاره‌اي تفاوت‌ها و تضادهاي اساسي وجود دارد. اما تأكيد آدميت بر گسست و تقابل مطلق سنت و تجدد، تلقي و روايت مطلق‌انگارانه‌اي است كه در آن با مبالغه در تعارض سنت و تجدد، هرگونه امكان و فرصت پاره‌اي تعامل ميان سنت و تجدد ناديده گرفته شده است. گرچه نمي‌توان نقش ارزنده بسياري از روشنفكران ايراني عصر قاجار و مشروطه را با درجاتي متفاوت از آگاهي‌ها و تلاش آنان در راه ترقي ايران انكار كرد، نمي‌توان و نبايد از برابر اين واقعيت فرار كرد كه فهم آدميت و تصوير مبالغه‌آميز او در بزرگ‌نمايي نقش روشنفكران، خالي از پاره‌اي كژتابي‌ها و غلط‌انديشي نيست.

اين ادعاي فريدون آدميت كه: تنها گروهي كه تصور روشني از مشروطيت داشت روشنفكران بودند، در بسياري از موارد با واقعيت سازگار نيست. هرچند روشنفكران عصر قاجار و مشروطه در مقايسه با ساير طبقات و اقشار و گروه‌هاي سياسي و اجتماعي، از آگاهي‌هاي فزون‌تري درباره غرب و تجدد غربي و فلسفه سياسي جديد برخوردار بودند، اما ادعاي آدميت درباره تصور روشن آنان از مشروطيت و مفاهيم و نهادهاي جديد با مبالغه همراه است. مستندات و دلايل فراواني وجود دارد كه نشان مي‌دهد بسياري از روشنفكران عصر قاجار و مشروطه در پاره‌اي از موارد چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل راه افراط و تفريد پيموده‌اند و به‌رغم دلبستگي فراوان آنان به مفاهيمي چون آزادي و دمكراسي، نتوانسته‌اند تصوير چندان درستي از مشروطيت و دمكراسي را به جامعه ايراني ارائه دهند. شناخت بسياري از آنان درباره سنت، يك شناخت عميق و چندان صحيح نبود. كوشش‌هاي مصلحت‌انديشانه روشنفكراني چون ميرزا ملكم‌خان و مستشارالدوله در راه همانندسازي‌هاي اسلام و دمكراسي غربي نيز از آن رو كه بر شالوده تقليل مفاهيم و نهادهاي مدرن قرار داشت، غالباً تلاش نسنجيده‌اي بود كه به ايجاد برخي بدفهمي درباره تجدد و نسبت آن با سنت انجاميد. (8)

در روايت مبالغه‌آميز آدميت از نقش روشنفكران و يك‌سونگري‌ها و مطلق‌انديشي‌هاي او در دلبستگي به تمدن و تجدد غربي، آسيب‌شناسي مواضع فكري روشنفكران ايراني در برابر غرب، تجدد غربي و سنت، حداقل در پاره‌اي از موارد مورد غفلت قرار گرفته است. در روايت مبالغه‌آميز آدميت از نقش روشنفكران و همدلي او با سنت‌گريزي و سنت‌ستيزي، پاره‌اي از ظرفيت‌هاي سنت و سنت‌گرايان تحول‌خواه و روحانيان نوگرا و اصلاح‌طلب در راستاي توجه به امكان برخي تعامل ميان سنت و تجدد در ايران بي‌توجهي شده است.بدون آنكه بتوان دستاوردهاي ارزشمند علمي و جايگاه پراهميت فريدون آدميت در بازكاوي تاريخ انديشه سياسي جديد در ايران را ناديده گرفت، و هرچند كه هر تاريخ‌نگار و پژوهشگر تاريخ انديشه‌‌هاي سياسي جديد در ايران، نيازمند مراجعه و تأمل در آثار فريدون آدميت است؛ اما اين نياز، جامعه ايراني و به ويژه انديشه‌گران آن را از ضرورت بازخواني انتقادي و هرچه عميق‌تر پرونده سنت و تجدد در ايران و انديشه‌هاي سياسي در عصر مشروطيت (9) و تحولات آن در تاريخ معاصر ايران، بي‌نياز نمي‌كند.

پي‌نوشت‌ها:

1) ر.ك. لطف‌الله آجداني. روشنفكران ايران در عصر مشروطيت، چاپ دوم، تهران: انتشارات اختران، 1387.

2) فريدون آدميت. انديشه‌هاي ميرزا آقاخان كرماني، تهران: انتشارات پيام، 1357، مقدمه، ص پانزدهم.

3) فريدون آدميت، فكر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت ايران، چاپ اول، تهران: انتشارات سخن، 1340، ص 120.

4) فريدون آدميت، فكر دمكراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت، تهران: خوارزمي، 1355، صص 3 و 4.

5) فريدون آدميت، ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران، جلد اول، چاپ اول، تهران: انتشارات پيام، 2535 ش. ص 228.

6) فريدون آدميت، فكر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت ايران، صص 19 و 20.

7) فريدون آدميت، ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران، جلد اول، ص 269.

8) ر.ك. ماشاء‌الله آجداني، مشروطه ايراني، چاپ پنجم، تهران: انتشارات اختران، آذر 1383.

9) ر.ك. لطف‌الله آجداني، انديشههاي سياسي در عصر مشروطيت ايران. [اين كتاب به زودي از سوي انتشارات علم منتشر خواهد شد.]

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.