23 فروردين سالگرد درگذشت دکتر يدالله سحابي بود

اسوه راستي و الگوي اخلاق

صادق طباطباييدکتراي بيوشيمي دارد. خواهرزاده امام‌موسي‌صدر است و مدتي سخنگوي دولت موقت بود. از آثار او مي‌توان به سه جلد «خاطرات سياسي»، «ط

 
[ شناسه مقاله: 3553 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۱۴۱۸ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

از من خواسته‌اند نکاتي در يادبود شادروان دکتر يدالله سحابي به رشته تحرير در آورم؛ به اين بهانه که در اولين دولت انقلاب؛ يعني در دوران نخست‌وزيري شادروان مهندس مهدي بازرگان در خدمت او بودم و بهره‌مند از راهنمايي‌ها و سجاياي اخلاقي و آموزه‌هاي روحاني و خاصه سلوک مديريتي و اصول مردم‌داري او. بهانه‌اي که به هيچ رو توجيه‌کننده اين وظيفه نتواند بود. من کجا و دکتر يدالله سحابي کجا. انساني به تمام معنا انسان؛ مؤمني به تمام معنا مؤمن. موحدي که خداباوري از تمام ارکان جسم و روح او سر ريز شده بود؛ مردي که اعتقاد ديني شالوده حيات اجتماعي او را پي افکنده بود و در رفتارهايش خلوص و تواضع، مهر و ادب؛ صداقت و دانش، وضوح و صراحت و بالاخره مظاهري از زيباشناختي و هنر خدايي به گونه‌اي متجلي بود که دوست و دشمن را به اعتراف کشانده بود. چنين انساني چگونه مي‌تواند توسط چون مني به نسل امروز شناسانده شود. نسلي که به شدت نيازمند الگويي است که دين و دنياي او را مرشدي صادق و اسوه‌اي تمام عيار باشد. سوگ‌مندانه بايد پذيرفت که نسل امروز ما در معرض فاصله گرفتن از مباني اخلاقي است؛ شبيخون فرهنگي تکنولوژي بر فرهنگ‌هاي بشري؛ بيشترين قربانيان خود را از جوامعي مي‌گيرد که داراي فرهنگي اصيل و انسان‌ساز هستند. جامعه امروز ما مصداق چنين ويژگي بارزي هست. بيش از دو دهه است که فرهيختگان ما چنين شبيخوني را هشدار داده‌اند؛ اما مديران و متوليان و مسوولان و آمران و ناهيان و رهبران سياسي و اجتماعي ما راه‌هايي را فراروي مردم، به‌ويژه جوانان قرار دادند که آنها را به جائي رساند يا خواهد رساند که داعيه گريز از آن را داشتيم. و امروز؛ بيش از ديروز و هر روز ديگر نسل معاصر، نيازمند اسوه و الگويي است که نشان دهد مي‌توان مرد دين و دانش توأمان بود. مي‌توان مدير اجتماع بود و در عين حال متخلق به اخلاق و خصلت‌هاي خدايي بود؛ مي‌توان مرد سياست بود و هم‌زمان صادق و مخلص و مهرورز بود. بدون اغراق و به اعتراف دوست و بيگانه؛ به گواهي تمام ياران هم‌رزم و تلاش‌گران ديگر ميادين سياسي؛ شادروان دکتر يدالله سحابي چنين الگو و اسوه‌اي است. اسوه علم و اخلاق؛ الگويي براي همگان؛ براي دين‌باوران، براي قرآن خوانان و مؤمنان به قرآن؛ براي دانش‌آموزان و دانشجويان؛ براي استادان و مربيان؛ براي متوليان امور اجتماع و سياست؛ براي همکاران سياسي و کارگزاران تحت امر مديريت؛ براي پدران و کفيلان امر معاش؛ و در يک کلام براي تمام کساني که دل در گروي دنيايي آزاد و آباد و مستقل و بهره‌مند از تمام مواهب خدادي دارند و در عين حال خواهان رستگاري ابدي‌اند و توشه راه فلاح آن جهاني خود را در اين جهان از طريق سعادت و سلامت و زندگاني خوش خويش و هم‌نوعان خود؛ تحصيل مي‌کنند. به قول امام موسي صدر؛ انساني که اشک کودکي يتيم خواب از ديدگانش نمي‌ربايد؛ هرگز نمي‌تواند ادعاي دين‌داري و خداباوري داشته باشد. و مگر معاني مستتر در آيات شريفه سوره ماعون غير از اين است؟ «ارأيت الذي يکذب بالدين؛ فذلک الذي يدع اليتيم؛ و لايحض علي طعام المسکين» يا مفهوم اين گفته نغز معصوم: «من اصبح و لم يهتم به امور المسلمين؛ فليس به مسلم» هرگز مسلمان نيست کسي که شبي را به روز رساند و اهتمامي به امور مسلمين نداشته باشد. نگاهي به زندگاني و گذران روزها و سال‌هاي متجاوز از نه دهه عمر با برکت و سعادتمند شادروان دکتر يدالله سحابي؛ مصداقي است عيني و شاهدي است عملي بر اين کلمات وحياني و انذارهاي اوليايي.

تولد و تحصيل و زندگي علمي

يدالله سحابي يک سال قبل از جنبش مشروطه (1284 ه.ش) در يکي از کوچه‌هاي محله سنگلج تهران، از پدري اصفهاني و مادري تهراني متولد شد. دوره آموزش ابتدايي را در دبستان‌هاي شرف احمدي و اتحاديه و دوره دبيرستان را در دبيرستان‌هاي شرف و دارالفنون گذراند. سپس به دارالمعلمين مرکزي که در آن زمان زير نظر ميرزا ابوالحسن خان فروغي اداره مي‌شد، رفت و آموزش پايه را در 1304 به پايان رساند. پس از چند ماه آموزگاري، نزديک سه سال در سمنان و خراسان به راه‌سازي پرداخت و در سال‌هاي 1304 و 1305 تحت تأثير نطق‌هاي دکتر مصدق در مجلس پنجم، علاقه‌مند به پيگيري مسائل سياسي و اجتماعي شد. در 1307 با آغاز به کار دارالمعلمين عالي به آنجا رفت و پس از سه سال، يکي از نخستين فارغ‌التحصيلان ليسانس در رشته علوم طبيعي آن مرکز شد و بعد از يک سال تدريس در دبيرستان‌هاي تهران در کنکور اولين گروه دانشجويان اعزامي به خارج پذيرفته شد، اما به علت مشکلات خانوادگي نتوانست از آن توفيق ممتاز بهره ببرد و به خارج از کشور برود. سال بعد نيز تصميم به شرکت در کنکور اعزاميان به خارج گرفت ولي با مشکلات افزون‌تري مواجه شد. شوق تحصيلات عاليه و همت والا و اراده پولادين او براي غلبه بر مشکلات؛ سبب شد؛ به استخاره و مشورت با خداي عالم روي آورد. طي نامه‌اي از مرحوم آيت‌الله العظمي شـيخ عبدالکـريم حـائري‌يزدي(ره) در قم خواهش کرد براي او استخاره‌اي کند. آيت‌الله حائري که معمولاً از استخاره خودداري مي‌کرد بنا بر وضعيت خاص سحابي و اينکه مسأله علم و دانش در آن مطرح بود، پذيرفت و نتيجه استخاره مثبت بود. در شهريورماه ۱۳۱۱ پس از شرکت در مسابقه علمي و قبولي در آن، از دانش‌آموختگان اعزام به فرانسه شد. و در دانشگاه شهر ليل واقع در شمال غربي فرانسه به تکميل تحصيلات پرداخت و پس از پنج سال موفق به دريافت درجه دکترا در زمين‌شـناسي شد.

آشنائي با مهندس بازرگان

دانشجوي جوان رشته زمين‌شناسي زماني که براي گذران تعطيلات تابستان 1312 با کشتي از بندر مارسي به ايران باز مي‌گشت، به دنبال جاي خلوتي بود که به دور از استهزا و انگشت‌نمايي مسافران نماز بخواند، ناگهان ديد يک نفر روي عرشه مشغول نماز خواندن است، با خوشحالي و تعجب نزد وي رفت و پس از خاتمه نماز پرسيد؛ «اهل کجايي و چه کسي هستي؟» جوان نمازخوان توضيح داد ساکن تهران و فرزند حاج عباسقلي بازرگان است. از آن روز بناي دوستي و هم‌فکري يدالله سحابي و مهدي بازرگان گذاشته شد و تا آخر عمر، هر دو به عهد دوستي و همراهي وفادار ماندند و به همراه ديگر هم‌فکران‌شان چون آيت‌الله طالقاني و زنجاني... راه نويي را گشودند که هدف آن آشتي دادن دين و دنياي جديد و درانداختن طرحي نو در خصوص نسبت دين و سياست بود. آنان بر آن بودند بدون اينکه دين را سياسي کنند، با استمداد از آموزه‌هاي ديني سياست را مهار کرده و از آفت‌هاي آن بکاهند.

سحابي پس از بازگشت به ايران در 16 بهمن 1315، در اسفند به خدمت نظام وظيفه رفت و همزمان با هفته‌اي چند ساعت خدمت در دانشسراي عالي تهران شروع به تدريس کرد و به اتفاق دکتر فريدون فرشاد نخستين استادان ايراني زمين‌شناسي بودند. اسفند 1316 خدمت سربازي‌اش به پايان رسيد و از فروردين‌ماه ۱۳۱۷ به آموزش زمين‌شناسي در دانشکده علوم دانشگاه تهران، که در آن زمان بخشي از دانشسراي عالي بود، پرداخت. او پس از ۵ سال از درجه دانشياري به درجه استادي رسيد و کار آموزش را تا ۲۵ سال ديگر ادامه داد. مسووليت رياست اداره امتحانات نهايي متوسطه تا سال ۱۳۲۴ بر عهده يدالله سحابي بود. در همين فاصله در آبان‌ماه سال ۱۳۲۵ به رياست اداره فرهنگ تهران و توابع منصوب شد، اما در دي‌ماه همان سال از اين سمت استعفا داد. بعد از کنار رفتن قوام‌السلطنه از نخست‌وزيري، دکتر علي شايگان وزيرآموزش و پرورش شد و او هم مرحوم سحابي را به عنوان رئيس اداره فرهنگ تهران منصوب کرد که مدت اين رياست نيز چند ماهي بيشتر دوام نياورد. ايشان در مدتي که رئيس اداره فرهنگ تهران بود، با نادرستي‌هاي آموزش و پرورش مبارزه کرد و تعدادي از افراد بانفوذ مثل محسن حداد و عبدالله گرجي (مديران دبيرستان دارالفنون) را مهار کرد. دکتر مصدق در يک مقطع دکتر حسابي را به عنوان وزير فرهنگ منصوب کرد و دکتر حسابي تمام کساني را که ايشان پاکسازي کرده بود، برگرداند. شادروان سحابي به کار معلمي عشق مي‌ورزيد و از صاحب نظران در تعليم و تربيت بود و مدت‌ها عضو شوراي عالي فرهنگ سابق بود و تلاش‌هاي فراواني براي اصلاح دستگاه‌هاي تربيت معلم کشور انجام داد. در کنار اين فعاليت با حکم دکتر محمد مصدق به جمع پايه‌گذاران بخش اکتشاف و استخراج شرکت نفت پيوست.

بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 به همراه تعدادي از دوستان و هم‌فکرانش «نهضت مقاومت ملي ايران» را تأسيس کرد و متعاقب آن در اوج فعاليت در دانشگاه، به دليل امضاي نامه‌اي در اعتراض به قرارداد کنسرسـيوم نفت در سال 1333 به همراه 10 استاد ديگر از جمله مهـندس بـازرگـان از دانـشگاه اخراج شد. 11 استادي که منتظر خدمت شدند. در فاصله بين سال‌هاي 33 تا 35 براي گذران زندگي مادي خود شرکت ياد – مخفف يازده استاد دانشگاه - را به عنوان يک مؤسسه انتفاعي تشکيل دادند که هم کارهاي مشاوره‌اي بکند و اگر هم پيش آمد کارهاي پيمانکاري نيز انجام دهد. پس از آن؛ در دوراني که اميدها به يأس تبديل شده و تنها گاهي صداي گلوله‌هايي شنيده مي‌شد، او رو به تعليم و تربيت نسل جديد آورده و در سال 1337 دبيرستان کمال را با شعار «تحکيم دين از راه ترويج علم» تأسيس کرد که سرانجام در سال 1352 به عنوان مرکز تبليغ ضدرژيم تعطيل شد. در همين سال‌ها محمدعلي رجايي که در مسجد هدايت پاي تفسير آيت‌الله طالقاني مي‌نشست به دکتر سحابي معرفي شد؛ مردي که بعدها دومين رئيس جمهور ايران شد. رجايي با بازرگان و سحابي و طالقاني آشنا شد و به عضويت گروهي درآمد که سحابي و بازرگان چهره‌هاي شاخص آن بودند. هر چند در سال 1358 ترجيح داد از آن جمع کناره بگيرد، اما تا لحظه شهادت، احترام پيرمرد را تا به آنجا نگه داشت که وقتي دکتر سحابي در مجلس با نخست‌وزيري او مخالفت کرد، از دکتر سحابي با احترام و با عنوان پدر خود ياد کرد ولي گفت: «قضاوت پدران درباره فرزندان همواره درست نيست.»

فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي

چنانکه گفته شد دکتر يدالله سحابي در دوران چهار ساله اقامت خود در فرانسه، به تحصيل در رشته‌‌هاي زمين‌شناسي، گياه‌شناسي، حيوان‌شناسي و آب‌هاي زيرزميني در دانشگاه ليل پرداخت. موضوع رساله او، تحقيق در مورد «هاگ‌هاي زغال سنگ‌هاي فرانسه و ويژگي‌ها و انتشار چينه‌شناسي آنها» بود. تدريس دکتر سحابي در دانشگاه ـ ابتدا با سمت دانشياري و پس از پنج سال با درجه استادي ـ به مدت ۲۵ سال ادامه يافت. البته فعاليت‌هاي آموزشي وي تنها به دانشگاه محدود نبود، او در ساير دانشکده‌ها يا دانشسراها نيز در رشته‌هايي نظير معدن و نقشه‌برداري که به تناسب خود مبحثي را از زمين‌شناسي داشتند، تدريس مي‌کرد. در سال 1337 بود که سحابي کتاب «خلقت انسان» را منتشر کرد. کتابي که ردپاي نظريه تکامل انواع را در آيات قرآن جست‌وجو مي‌کرد. مدعاي مطرح شده در اين کتاب هرچند به مذاق بسياري از روحانيون خوش نيامد، اما در قشر روحانيت نيز همراهاني پيدا کرد. هم‌زمان با نگارش کتاب «خلقت انسان» از سوي سحابي، آيت‌الله علي مشکيني هم کتابچه‌اي به نام «تکامل انسان در قرآن» در تأييد ضمني اين اثر نگاشت و بر اين ادعاي سحابي صحه گذاشت که در قرآن کريم نيز شواهدي مبني بر تأييد نظريه تکامل انواع وجود دارد. انتشار اين اثر آيت‌الله مشکيني موجب واکنش برخي مخالفين شد، اما اثبات کرد که دکتر سحابي در حوزه دين نيز حرف‌هايي شنيدني براي گفتن دارد. نسل ما مرحوم يدالله سحابي را با كتاب «خلقت انسان» شناخت، كتابي كه در آن سعي شده بود تا نظريه تكامل انسان و تكاملي بودن آفرينش را از طريق آيات قرآن تبيين كند. دكتر سحابي در اين كتاب، برداشتي تكاملي از آفرينش انسان ارايه مي‌داد كه در برابر نظريه‌اي كه به طور سنتي از سوي فقها و متفكران سنت‌گراي مذهبي مبني بر خلق‌الساعه بودن آفرينش انسان مطرح مي‌شد، قرار داشت. طرح اين مسأله در ايران بسيار نوين بود و براي نسل جوان و تحصيل‌كرده كه اعتقادات مذهبي داشتند منبع با ارزشي محسوب مي‌شد كه مي‌توانست اعتقادات مذهبي را با دستاوردهاي علمي هماهنگ كند.

اگر در تفسير قرآن، غير از حديث و قواعد ادبي از معيارهاي علمي نيز استفاده شود و شواهد علمي هم مفتاحي براي استعلام از قرآن قرار گيرد، حقايق بيشتر و درک عميق‌تري از اسرار آفرينش مکشوف خواهد شد. به همين جهت در کتاب «خلقت انسان» خلاصه ساده‌اي از مضامين قطعـي علـوم حياتي در زمينه تکامل موجودات به کتاب افزوده شد تا علاقه‌مندان به تحقيق در قرآن با اطلاع از اين مضامين به مطالعه در آيات مربوط از قرآن بپردازند و تحقيق آنان خارج از اطلاعات علمي روز نباشد. درباره اين کتاب دکتر سحابي متذکر شده بود که: «براي احتراز از سوء‌تفاهم و رفع سوء‌تعبير، به جاي به کارگيري مضامين علمي در شناخت بيشتر قرآن، آيات قرآن را در خدمت تأييد مسائل علمي قرار داده‌ايم. در اين کتاب خلقت انسان فقط از نظر قرآن مورد بحث قرار گرفته و با استعانت از مضامين متفاوت در آيات قرآن به تحقيق در چگونگي اين آفرينش پرداخته شده است.»

او چنانکه گفته شد مؤسس دبيرستان کمال واقع در نارمک تهران بود که در سال ۱۳۳۷ با کمک مالي برخي از دوستانش بنيان‌گذارده بود و شعار آن «تحکيم دين از راه ترويج علم» بوده اين نهاد آموزشي پس از ۱۵ سال بسته شد. نامبرده همچنين مؤسس دبيرستان کوثر واقع در خيابان ايرانشهر تهران نيز مي‌باشد. تأسيس دانشسراي مستقل تعليمات ديني، که تا سال ۱۳۴۳ کانون تعليم مهم‌ترين معلمان ديني در کشور بود، از ديگر اقدامات مرحوم يدالله سحابي بود. در مورد شرکت سهامي انتشار و نيز سازمان متاع، شادروان مهندس عزت‌الله سحابي چنين مي‌گويد: «شرکت سهامي انتشار محصول پروژه مرحوم بازرگان بود. ايشان در سال 1334 در زندان بود و بنده نيز با او شش ماه در يک اتاق بودم. ما در زندان در مورد تحليل اوضاع و اينکه چه بايد بکنيم، بحث‌هاي زيادي مي‌کرديم. يک سوال مهم اين بود که چرا در ايران برخلاف تمام دنيا نهادها ابتدا از جمع‌هاي بزرگي شروع مي‌شوند و بعد به مرور در آن انشعاب صورت مي‌گيرد و کوچک مي‌شوند. به‌عنوان مثال نهضت مقاومت ملي در سال اول بسيار موفق بود و عده زيادي جذب آن شدند. در دو اعتصاب مهر و آبان 32 تمام منطقه سپه به پايين تا بازار کاملاً تعطيل بود، اما اين نهضت به تدريج کوچک شد. اولين ضربه در سال 33 و با جدايي حزب ملت به نهضت مقاومت وارد آمد. در مهر اين سال قرارداد کنسرسيوم به مجلس رفت و تصويب شد. نهضت مقاومت براي تصويب نشدن اين قرارداد بسيار فعاليت کرد از جمله اينکه نامه‌يي با امضاي 60 نفر به مجلسين نوشتند و در آن هشدار داده بودند اين قرارداد به سود مردم ايران نيست و با قانون ملي شدن صنعت نفت همخواني ندارد. در ميان اين 60 نفر 12 نفر استاد دانشگاه بودند. دولت زاهدي، فشار آورد که اين افراد را بايد اخراج کنند، اما دکتر سياسي زير بار نرفت و وزير فرهنگ، خودش حکم منتظر خدمت آنها را امضا کرد. بعد از فشارهاي بسيار به تدريج شروع به برگرداندن آنها کردند. مهندس بازرگان آخرين نفر آنها بود که در سال 34 و بعد از آزادي از زندان به دانشگاه برگردانده شد.

در بحث‌هايي که در زندان داشتيم به اين نتيجه رسيديم که در ايران به دليل اينکه روحيه کار جمعي وجود ندارد، انشعاب شکل مي‌گيرد و نبود روحيه جمعي نيز به طول دوران استبدادي برمي‌گردد چرا که استبداد شخصيت افراد را مي‌کشد و انسان‌ها شخصيت مستقل ندارند و همه از ترس حاکميت مجبور به تظاهر مي‌شوند در حالي که اختلافات زيادي دارند و به همين خاطر در حکومت‌هاي استبدادي مردم از لحاظ روحي و فکري از هم دور مي‌شوند. بر اين اساس به اين نتيجه رسيديم که بايد روحيه جمعي را تقويت کنيم. بر همين اساس آقاي بازرگان معتقد بود ما بايد يک نهضت تربيتي عملي جمعي داشته باشيم که اسم آن را «متاع» (مکتب تربيتي اجتماعي عملي) گذاشتند. به دنبال اين نظر نهضت انجمن‌سازي راه افتاد و به طور متناوب انجمن‌هاي اسلامي گوناگون شکل گرفت. به طوري که در سال 41 که کنگره انجمن‌هاي اسلامي سراسر کشور برپا شد، حدود 31 انجمن اسلامي در آن شرکت کردند. اين انجمن‌ها ماهيت سياسي نداشتند و بيشتر ماهيت صنفي داشتند. با اين وجود، سه کتاب تفسير پرتوي از قرآن آقاي طالقاني، راه طي شده مهندس بازرگان و تنبيه الامه علامه‌نائيني محور تربيتي آنها بود. شرکت سهامي انتشار نيز يکي از تأسيسات «متاع» بود که مؤسسين آن پدر، آقاي بازرگان و آقاي احمد آرام بودند. پدرم بيش از آنکه سياسي باشد دنبال نهادسازي بود. حتي در سال‌هاي آخر عمرش دنبال تأسيس يک دبيرستان دخترانه بود و با تلاش فراوان موفق شد ساختمان مدرسه کوثر را بخرد»...

آثار علمي و تأليفات

در طول ۹ دهه زندگي، شادروان يدالله سحابي چندين کتاب و تعدادي مقاله از او منتشر شده‌است. دکتر يدالله سحابي بيشتر در حوزه‌هاي (طبيعت) چون فسيل‌شناسي، زمين‌شناسي، جانورشناسي، گياه‌شناسي، آب‌هاي زيرزميني، زيست‌شناسي و جنين‌شناسي به فعاليت پرداخت. کتاب زمين‌شناسي عمومي، که در دهه ۱۳۳۰ از سوي دانشگاه تهران منتشر شد و کتاب شناخته شده او با نام «خلقت انسان» که در دهه ۱۳۴۰ چند بار به چاپ رسيد، از مهم‌ترين کتاب‌هاي اوست. او مقاله‌هايي پيرامون زمين‌شناسي ايران در مجله‌هاي مناطق خشک و کويري دانش‌سراي عالي به چاپ رساند و نيز ياداشتي پيرامون اثر طوفان نوح از نظر زمين‌شناسي، که علامه طباطبايي در تفسير سوره هود به آن اشاره کرده ‌است. بدون ترديد مي‌توان گفت دکتر يدالله سحابي در عداد پيشکسوتاني بود که با جرأت تلاش کرد مباحث ديني را با پيشرفت‌هاي علوم روز نزديک کند تا به اين وسيله نسلي جوان را به دين علاقه‌مند كند.

قنات قريه آيينه‌ورزان در جاده تهران ـ فيروزکوه و قنات بزرگ کرمانشاه که از لحاظ آب‌دهي در ايران بي‌نظير است و امروزه هم قسمتي از آب مشروب شهر را تأمين مي‌کند، نمونه‌هايي از منابع آبي هستند که پيش از انقلاب، با راهنمايي و تحليل شادروان دکتر يدالله سحابي حفر شده‌اند. مکان‌يابي کارخانه سيمان آبيک در سال ۱۳۴۹ به درخواست شرکت سيمان فارس و خوزستان، توسعه سيستم آبياري، مطالعه و تنظيم گزارش در تأييد ذخيره بزرگ سنگ آهک نسبتاً خالص و منبع سرشار آب زيرزميني در آن مکان و مطالعه و بررسي‌هاي فني آسيابي براي ازدياد سطح کشت چغندر که به درخواست کارخانه‌هاي قند بروجرد، تربت‌حيدريه، مرودشت و همدان بين سال‌هاي ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۲ انجام شده‌است، نمونه‌هاي ديگري از فعاليت‌هاي علمي و صنعتي سحابي به شمار مي‌آيند.

فعاليت‌هاي سياسي پيش از انقلاب

شادروان سحابي بلافاصله پس از بازگشت به ايران و عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران فعاليت‌هاي سياسي خود را آغاز کرد. در جريان جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران، نام سحابي به عنوان يکي از ياران نزديک دکتر محمد مصدق مطرح شد. سحابي پيش از کودتاي ۲۸ مرداد شرايط را براي فعاليت‌هاي سازمان‌يافته سياسي مناسب نمي‌ديد اما چنانکه در سطور پيشين گفته شد؛ پس از کودتا بود که به دعوت آيت‌الله زنجاني در زمره فعالين و بنيان‌گذاران نهضت مقاومت ملي قرار گرفت. به دنبال باز شدن فضاي سياسي در اواخر دهه ۳۰ که به انحلال نهضت مقاومت ملي انجاميد، سحابي نيز براي پيگيري فعاليت‌هاي سياسي به جبهه ملي دوم پيوست. در اين سال‌ها دکتر سحابي و مهندس مهدي بازرگان و آيت‌الله سيد محمود طالقاني به عنوان اعضاي شوراي مرکزي جبهه ملي انتخاب شدند. اما با گذر زمان، سحابي و يارانش به اين نتيجه رسيدند که جبهه ملي خواسته‌هاي آنها را از مبارزه سياسي برآورده نمي‌کند زيرا فعاليت‌هاي سياسي آنان سبقه‌اي مذهبي داشت و همين موضوع آنها را بر آن داشت تا به تأسيس گروهي ديگر همت گمارند و اين‌چنين بود که «نهضت آزادي ايران» متولد شد. آنها ترجيح مي‌دادند نهضت آزادي به عنوان يک حزب مستقل در قالب جبهه ملي فعاليت کند، اما به‌رغم نظر مساعد دکتر مصدق، اين پيشنهاد مورد قبول شوراي مرکزي جبهه ملي قرار نگرفت. سحابي خود درباره انگيزه تأسيس نهضت آزادي ايران مي‌گويد: «جبهه ملي بيشتر فعاليت سياسي لائيک داشت و مستقل از فکر ديني بود، ولي ما معتقد بوديم که اگر فعاليت سياسي مي‌کنيم از روي وظيفه ديني است و بنابراين، فعاليت سياسي را وابسته به عقايد ديني مي‌دانستيم.»

محاکمه و زندان در سال ۱۳۴۱

با تأسيس نهضت آزادي در سال ۱۳۴۰ فعاليت‌هاي سياسي سحابي گسترش بيشتري يافت و در نهايت باعث شد وي به همراه ساير دوستانش در سال ۱۳۴۱ به دليل مبارزه سياسي عليه حکومت پهلوي روانه زندان شود. محاکمه وي و ساير سران نهضت آزادي ايران در سال ۱۳۴۲ در يک دادگاه نظامي برگزار شد و يدالله سحابي در اين دادگاه به ۶ سال زندان محکوم شد که در دادگاه تجديدنظر به خاطر کهولت سن و 37 سال خدمات فرهنگي و دانشگاهي، مدت محکوميت زندان او به ۴ سال کاهش يافت. در دوره‌اي که سحابي دوران زندان را مي‌گذراند، دکتر محمد مصدق دار فاني را وداع گفت. سحابي با استفاده از مرخصي در مراسم تشييع و تدفين وي شرکت کرد و غسل و نماز ميت بر دکتر مصدق را شخصاً انجام داد. در سال ۱۳۴۶ سحابي با پايان دوران محکوميت ۴ ساله که در زندان قصر و زندان برازجان گذشته بود آزاد شد، اما از آموزش در دانشگاه محروم شد.

فعاليت‌هاي سياسي پس از انقلاب

ابتداي انقلاب

در ماه‌هاي آخر مبارزات مردم و زماني که امام خميني در نوفل لوشاتو بودند؛ مرحوم دکتر يدالله سحابي از جانب امام مأمور شد تا براي تنظيم امور اعتصابات و کاهش فشار بر کارگران و اقشاري که در اثر اعصابات دچار تضييقات مالي و امرار معاش مي‌شوند؛ کميته‌اي را سازماندهي کند و به رفع معضلات بپردازد. در هسته اوليه شوراي انقلاب نيز که به فرمان امام ـ زماني که ايشان هنوز در نوفل لوشاتو بوند ـ شکل گرفت، دکتر يدالله سحابي و شادروان بازرگان منصوبان ايشان در آن شورا بودند. پس از تشکيل دولت موقت؛ از آنجا خارج شده و به قوه اجرائيه پيوستند. به اين ترتيب دکتر يدالله سحابي در دولت موقت سمت وزير مشاور را داشت. شادروان يدالله سحابي در سمت وزير مشاور در طرح‌هاي انقلاب کميسيوني تشکيل داد و با همکاري بيش از ۲۴۰ نفر از متخصصان و کارشناسان و استادان دانشگاه با ۷۸۰۰ ساعت تحقيق و پژوهش؛ گزارش نهايي سياست‌هاي توسعه و تکامل جمهوري اسلامي را براي مرحله زماني کوتاه مدت (دوساله)، ميان مدت (۸ تا ۱۲ ساله) و درازمدت (۱۲ تا ۱۶ ساله) آماده و تدوين کردند. حاصل کار اين گروه؛ روزي آماده عرضه به متوليان انقلاب شد که فرداي آن؛ کشور با حادثه گروگان‌گيري در سفارت آمريکا مواجه شد و استعفاي چند باره مهندس بازرگان از سمت خود اين بار مورد قبول رهبري انقلاب قرار گرفت. زماني که به حکم شوراي انقلاب؛ مسووليت سرپرستي نخست‌وزيري پس از استعفاي دولت شادروان بازرگان به اينجانب محول شد، گزارش مزبور را که شامل برنامه‌هاي وسيع و علمي و طرح‌هاي اجرائي براي يک برنامه 16 ساله و در قالب چند جدول زمان‌بندي دو ساله و چهار ساله بود؛ به صورت کتابي جامع چاپ کرده و در اختيار سازمان‌ها و نهاد‌هاي حکومتي و بالاخره نمايندگان اولين دوره مجلس شوراي اسلامي قرار دادم.

ايشان در جريان انتخابات اولين مجلس شوراي اسلامي، به عنوان نماينده مردم تهران انتخاب و به عنوان رئيس سني اولين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد. در جريان تحولات سياسي کشور در سال‌هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب؛ شادروان سحابي و دوستان او در دولت موقت و به سختي مورد اهانت و آزار تندروهاي مذهبي و گروه‌هاي افراطي چپ قرار گرفتند و تا حدود زيادي هم با بي‌مهري هم‌رزمان روحاني خود در دوران مبارزات ضد استبدادي؛ مواجه شدند. در زماني که با بي‌انصافانه‌ترين هتک حرمت‌ها و تهمت‌هاي زننده و توهين‌هاي زشت مواجه مي‌شدند؛ يک‌بار نشد که کلامي خلاف عفت و حرکتي خارج از تقوا و اصول اخلاقي از سحابي و بازرگان و ياران نزديک آنها شنيده و يا ديده شود. آنچه من در اين مدت از اين بزرگان شنيدم؛ فقط و فقط اين بود: «خدا همه را هدايت کند» اين کج رفتاري‌ها تا آنجا پيش رفت که حتي به صحن مجلس نيز سرايت کرد. کليپ‌ها و فيلم‌هايي که در اينترنت از رفتار گروهي افراطي در مجلس شوراي اسلامي با شادروانان بازرگان و سحابي و گروه آنها؛ وجود دارد، خود بي‌نياز از هرگونه شرح و کلام است. دامنه اين تحريکات و تحرکات حتي به خارج از مجلس نيز کشيده شد، به‌طوري که اهانت و جسارت‌هاي هتاکانه و بي‌باکانه از مرحله زبان و کلام عبور کرده و به حرکت‌هاي ايذايي و بدني نيز رسيده بود. خصوصاً هنگامي که اين آقايان قصد ورود يا خروج از مجلس را داشتند. اينجا بود که مرحوم دکتر يدالله سحابي به همراه شادروانان مهندس مهدي بازرگان، دکتر کاظم سامي و نيز مهندس علي‌اکبر معين‌فر، شکوه‌نامه‌اي در اعتراض به توهين و تهديد و عدم تأمين در محوطه در ورود و خروج مجلس، اخلالگري در اجتماعات، سانسور و محروميت در صدا و سيما و توقيف روزنامه‌هاي آزاد تنظيم و منتشر کردند و نيز اعلام کردند تا تدابيري عليه اين بي‌اخلاقي‌هاي سياسي اتخاذ نشود، در جلسات مجلس شرکت نخواهند کرد. نتيجه اين شکوائيه اين شد که رياست وقت مجلس آنها را متهم به ارتباط با گروه‌هاي محارب و اهانت به حزب‌الله نمود. مواضع سياسي از اين دست، باعث شد که در تمامي انتخابات ادوار مجلس؛ شوراي نگهبان مرحومان سحابي و بازرگان و تمام ياران آنها را رد صلاحيت کند. و علاوه بر آن گروه‌هاي نامرئي و مرئي و وابستگان به جريانات تند با توسل به انواع شيوه‌ها؛ مانع حضور فعال سياسي آنان در جامعه و در مطبوعات مي‌شدند.

دکتريدالله سحابي پس از درگذشت شادروان مهدي بازرگان، حاضر نشد دبيرکلي نهضت آزادي را بر عهده گيرد؛ همين شد که اين مسووليت به دکتر ابراهيم يزدي واگذار شد. در راستاي ايفاي همين تعهد ديني و اخلاق سياسي بود که شادروان سحابي در سال‌هاي پاياني عمر با برکت و پربار خود و به‌رغم کهولت سني؛ نسبت به حوادث سیاسی موضع‌گیری اخلاقی می‌کرد. در اسفند 80 عزت‌الله سحابي بعد از 16 ماه از زندان انفرادي آزاد شد. درست يک ماه پس از آزادي عزت‌الله بود که پدرش با جهان فاني وداع کرد و به ديدار خدايش شتافت.

وفات

دکتر يدالله سحابي که از هفدهم فروردين ۱۳۸۱ در پي خونريزي مغزي و کهولت سن در بيمارستان جم تهران بستري شده بود سرانجام در ساعت ۶:۳۰ صبح روز جمعه ۲۳ فروردين‌ماه در حالي درگذشت که اکثر همفکران او به قيد وثيقه آزاد شده بودند. مردي ديده از جهان فروبست که در آزادی‌خواهی، نامي جاودان در تاريخ ايران زمين بر جاي گذارد. مردي که مخالفانش نيز بر راستي و درستي او معترف‌اند. دو روز بعد با تشييع پيکر پاکش توسط مردم قدرشناس؛ دوستان او را در امامزاده عبدالله شهر ري به خاک سپردند. به اين ترتيب بيش از ۹ دهه زندگي و تأثيرگذاري وي بر عرصه‌هاي ديني، علمي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي ايران پايان يافت.

رئيس‌جمهور وقت، حجت‌الاسلام سيد محمد خاتمي در پيامي به همين مناسبت؛ از او به عنوان دانشمند و استاد فرزانه‌اي نام برد که از پيشگامان احياي تفکر ديني در دانشگاه و از مبارزان قديم راه استقلال و از خدمت‌گزاران ثابت قدم به اسلام و ايران بود. دوست ديگري در تکريم اين رادمرد آزاده نوشت: «اکنون نهالي را که آنها کاشتند و سال‌ها با به جان خريدن سختي‌ها و مرارت‌ها آن را آبياري کردند، به درخت تناور «روشنفکري ديني» تبديل شده و بسياري زير سايه‌اش نشسته و از ثمرات آن بهره مي‌برند.» و بالاخره يکي از ياران و همراهان روزگاران گذشته در باره‌اش چنين نوشت: «از حضرت علي (ع) روايت شده است که چون از رسول اکرم (ص) از علامت‌ها و نشانه‌هاي مؤمن پرسيدند، در پاسخ فرمودند: مؤمن را چهار نشانه است: يکي آنکه قلب خود را از کبر و دشمني بزدايد. ديگر آنکه زبان را از دروغ و غيبت پاک سازد. سوم آنکه عمل خويش را از ريا و سمعه بپردازد و بالاخره چهارم آنکه ‌اندرون از مال حرام و شبهه خالي دارد. کساني که با فعاليت‌هاي اسلامي، سياسي و فرهنگي بيش از نيم قرن گذشته دکتر يدالله سحابي آشنا هستند و با او از نزديک محشور بوده‌اند، اعم از دوست يا دشمن، به وجود و حضور اين چهار ويژگي در ايشان شهادت مي‌دهند.»

روحش شاد و روانش در بارگاه الهي آرام و غريق رحمت و غفران حق باد

* منابع در دفتر مجله موجود است

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.