يك روز از زندگي بهاء‌الدين خرمشاهي به قلم خودش

همه مشغله‌های من

 
[ شناسه مقاله: 3551 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۲۷۲۱ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

يك روز خبرنگاري از من پرسيد شما چه كاري داريد؟ خنديدم و گفتم من غير از كار، هيچ كاري ندارم. گفت ببخشيد سوال من جدي است. شما اين روزها چه كار مي‌كنيد. رفتم توي فكر. گفتم آن همه كاري را كه دارم چگونه توضيح بدهم. ديدم في‌المثل چند مقاله در ذهن يا در دست تحرير دارم، يا بايد يكي‌يكي بنويسم و هزار ماشاء‌الله در عصر جديد «جشن‌نامه‌»ها و «يادنامه»‌ها فراوان تدوين مي‌شود. چندين و چند نشريه در زمينه قرآن‌پژوهي، فلسفه، عرفان، ادب قديم و جديد، شعر كهن و نو،‌ به ويژه در يكي از دو زمينه اصلي كاري‌ام يعني- بعد از قرآن‌پژوهي- حافظ پژوهي، يا پرونده ويژه‌اي كه در موضوعي خاص، يا براي ويژه‌نامه و بزرگداشت نامه دانشمند/ هنرمندي از اهل نظر، مقاله خواسته‌اند، و همه به «سررسيد» خود و پايان مهلتي كه داده‌اند رسيده است. بايد در زمينه پايان‌نامه فوق‌ليسانس يا دكتراي بعضي از دانشجويان مشاوره كنم. بايد چندين و چند دستنويس را كه ناشران از جمله نشر قطره، نشر نيلوفر و ناهيد، و بيش از همه شركت انتشارات علمي و فرهنگي برايم فرستاده‌اند، يا بعضي از كتاب‌هاي فصل و سال داخلي يا خارجي را ارزيابي كنم. بايد در جلسه رونمايي چند كتاب، به اصطلاح حضور فعال داشته باشم. يعني كه جزو منتقدان باشم. يا به دعوت شهر كتاب، يا انجمن آثار و مفاخر فرهنگي يا فرهنگستان زبان و ادب فارسي با سازمان‌هاي مشابه سخنراني كنم. يا- كه چندان فرقي براي من ندارد و مشكل اصلي تحمل ترافيك و گذاشتن وقت و تعطيل كردن سه كار اصلي‌ام هست- به عنوان مستمع در جلسه حاضر شوم يا در جلسه افتتاحيه نمايشگاه خط و نقاشي بزرگاني چون استاد جليل رسولي، استاد بيژن بيژني، استاد بهنام جلالي‌جعفري و استاد عالي‌مقام بلند آوازه خانم ايران دررودي شركت كنم. يا درباره ده‌ها كتاب شعر و داستان و كلاً ادبيات داستاني و غيرداستي كه صاحبان يا ناشران آنها برايم فرستاده‌اند، تلفن بزنم و في‌الجمله اظهارنظري كنم. ديدم دوست دارم غزلي را كه به تازگي سروده‌ام براي اهل نظر و شاعران و شعرشناسان بزرگي چون دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني، استاد سيمين بهبهاني، دكتر سيدعلي موسوي گرمارودي، دكتر ضياء موحد يا از جوان‌ترها عزيزانم هيوا مسيح، ايرج زبردست [به ويژه عمدتاً اگر رباعي سروده باشم] و مهدي مظفري ساوجي بخوانم. دوست دارم كه شرح شمه‌اي از شوقم را از خواندن دفتر غزل اقليت آقاي فاضل نظري، لااقل تلفني به ايشان بگويم، ديدم جلسه درس و بيشتر بحث حافظ كه ماهي يك بار در پژوهشگاه علوم انساني دارم دارد فرا مي‌رسد؛ ديدم سردبير فرزانه مجله نگاه نو طبق هر سال، اقتراح «يك سال، يك كتاب» را مطرح ساخته، و دارد دير مي‌شود؛ ديدم سردبير فرهيخته و پركار نشريه بخارا تلفن مي‌زند يا مهربانانه پيغام مي‌دهد كه فلاني از اين شماره فقط مقاله تو («قلم رنجه») به دستم نرسيده و دارد بيش از حد دير مي‌شود، در همان حيص و بيص ديدم كه دلم مي‌خواهد شهر كتاب مركزي به مديريت روشمند و مبتكرانه آقاي مهندس مهدي فيروزان را با نگارش مقاله‌اي معرفي كنم. ديدم چه نشسته‌اي كه فردا جلسه- جلسه يك هفته در ميان- فرهنگستان زبان و ادب فارسي فرامي‌رسد و براي زودتر بلند شدن، حتا با افزودن به قرص‌هاي خوابم نمي‌توانم زودتر بخوابم تا بلكه زودتر بلند شوم. ديدم كه بيش از بيست سال است كه هر جلسه با سي- چهل دقيقه تأخير به اين جلسه مي‌رسم. ديدم پنج- شش نامه وصيت‌گونه ابتكاري كه مي‌خواهم براي هر يك از اعضاي خانواده‌ام بنويسم همه‌اش به عهده امروز و فردا افتاده. البته ديشب يكي از آنها را كه مربوط به كار در فرهنگ است، نوشتم- يكي فرهنگ فرهيختگان، متشكل از 300-400 واژه يا اصطلاح اساسي پنجاه و چهار/ پنج رشته علمي/ فني/ هنري/ فلسفي/ اقتصادي/ مهندسي/ معارف و چند زمينه ديگر است؛ و ديگر فرهنگ- دانشنامه كار مشتمل بر حدود يكصد هزار واژه كه تقريباً يك پنجم/ ششم آن مدخل‌هاي دايره‌المعارفي است، و هفت سال تمام شبانه‌روزي 10 ساعت براي آن سخت‌كوشانه بالاي جان زده و حدود 10 هزار ساعت كار كرده‌ام و سپس از نفس افتاده‌‌ام و چهار‌،پنج سال متوقف مانده، و در اوايل بهار سال 1390 سه ناشر بزرگ، آقايان عليرضا رئيس‌دانايي (مدير نشر نگاه)، محمدصالح رامسري (مدير نشر معين) و كاظم احمدزاده (مدير نشر شباهنگ) از احوال من پرسيده، از وجود آن باخبر شده‌اند و دل و دلداري و پشتگرمي داده‌اند و نيمه دوم را كه درست نيمه كار است اين بار با همكاري سه مترجم و فرهنگ‌نگار كاربلد و دانشمند و صاحب اثر و صاحب‌نظر يعني آقاي دكتر سعيد حسامي، خانم عاطفه قنبري، خانم تينا حميدي و چند نمونه‌خوان كاردان و صاحب تجربه آغاز كرده‌ايم كه تا اواخر همين ماه (ارديبهشت 1391) به حرف Z مي‌رسد؛ اما هنوزر كل كار به پايان نمي‌رسد، زيرا بايد همه ما همه كار را ويراستارانه بخوانيم كه احتمالاً و با پيوست‌هاي چندگانه و چندگانه و پيشگفتار- كه مي‌كوشم كوتاه باشد، تا خوانندگان و واژه‌پژوهان/ جريان خواندنش را براي مرخصي سال‌هاي بعد يا ايام بازنشستگي به تأخير نيندازند- پيش از سه هزار صفحه دو ستوني در قطع وزيري خواهد شد و خوب است با مشورت ناشران با فرهنگ و با سليقه و با تجربه اين اثر را بررسي و رأي‌زني كنيم كه آيا در 3 جلد (هر يك حدوداً و كمي بيش از هزار صفحه) باشد، يا در 4 جلد (و هر يك در 800-750 صفحه) و ببينيم كه آيا رنگي (به ويژه ارغواني) آوردن مدخل‌هاي اصلي انگليسي، چقدر هزينه‌بر است، يا به همان شكل و شيوه كلاسيك سياه و سفيد قانع باشيم. ناگفته نماند كه اين فرهنگ‌ها هر دو انگليسي- فارسي است و فرهنگ فرهيختگان بيش از بيست هزار واژه/ اصطلاح در بردارد و اين ايام با همكاري چند جوان دانشمند: خانم ليلي رامين (مدير اجرايي)، آقاي علي مهرامي (ويراستار)، خانم شكوه مير فارسي (مطابقت‌دهنده كل واژه‌‌ها با واژگان مصوب فرهنگستان) خانم معصومه حيدري و يكي از همكاران‌شان (حروف‌نگار) در ساعات اخير اداري‌شان اين فرهنگ موضوعي (Lexicon) ابتكاري را كه موضوع به موضوع/ رشته به رشته آمده و در پايان دو فهرست درهم‌آرايي شده، يكي انگليسي در يك الفباي سراسري و ديگري فارسي به همان ترتيب در بردارد، پيش مي‌برند و ان‌شاء‌الله اين فرهنگ يك جلدي تا اواخر پاييز امسال و فرهنگ- دانشنامه كاراي 3 يا 4 جلدي به فضل حضرت باري و ياري آن تيم ورزيده كه به همت سركار خانم پروين شريفي، در چاپخانه نوشتار، زير نظر و به مديريت آقاي اكبر برومند، حروف‌نگاري شكيلي مي‌شود، تا نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران (ارديبهشت 1392) انتشار خواهد يافت. نام نامي و گرامي اين دوستان و همكاران را از سر ارادت و به قصد سپاس از كوشش‌هاي علمي و فني و فرهنگي‌شان در ميان آورده‌ام.

ملاحظه فرماييد كه مبتدا را آوردم و سپس چندان فاصله در ميان آمد، كه خبر ناگفته‌ ماند. كار بنده در اين دو فرهنگ، سرپرستي است. فرض كنيد كه بنده كاپيتان اين دو تيم باشم، ولي همه اهل فوتبال يا بسكتبال مي‌دانند كه گل‌ها را بازيكنان ديگر به ثمر مي‌رسانند. قرار بود شرح يك روز كاري‌ام را بياورم. اما گويي درستش اين است كه بنده بايد از يك شب كاري (چون سال‌هاست كه شب‌كارم) حرف بزنم. عمدتاً از حدود ساعت 9 تا 10 شب تا حوالي 4 و 5 صبح كه به اذان صبح نزديك مي‌شود در ميان چندين و چند فرهنگ يك زبانه (انگليسي- انگليسي) و انگليسي- فارسي غوطه مي‌زنم و كلمه به كلمه حاصل كار همكاران را ويرايش مي‌كنم و از فرهنگ‌هاي مشورتي كوچك و بزرگ هم استفاده مي‌برم.سپس به قول معروف دوگانه‌اي به درگاه يگانه مي‌گزارم و خسته اما شاد و شاكر آهنگ خواب مي‌كنم، و با اذان ظهر از خواب اصحاف كهف، يا خواب غفلت، كه متأسفانه روياها، و خوشبختانه كابوس‌هايش، به يادم نمي‌آيد، برمي‌خيزم. پس از صبحانه و نماز، شروع مي‌كنم به صخره‌نوردي، يعني از كوه يا رشته كوه‌هايي از مجله و روزنامه و كتاب بالا مي‌روم.يك كار مهم ديگر هم دارم كه هزار حكايت عرفاني، و هزار عبارت نام دارد. اسمش گوياي محتواي آن است. ناشر فرهيخته اين اثر نشر قطره است. در اين كار سنگين (و غير رنگين) برادرم شهاب و فرزندم عارف با من، همكاري توأم با كم‌كاري داريم. بحمدالله پس از دو سال و دو ماه كار، اين اثر در همين ماه، در هفته پس از پايان يافتن نمايشگاه كتاب، به ناشر براي حروف‌نگاري تحويل داده خواهد شد. همواره با خود اين غزل حافظ را زمزمه مي‌‌كنم:
اي دل به كوي عشق گذاري نمي‌كني / اسباب جمع داري و كاري نمي‌كني
چوگان حكم در كف و گويي نمي‌زني / باز ظفر به دست و شكاري نمي‌كني
اين خون كه موج مي‌زند اندر جگر تو را / در كار رنگ و بوي نگاري نمي‌كني
....
ترسم كزين چمن نبري آستين گل / كز گلبنش تحمل خاري نمي‌كني
حافظ برو كه بندگي پادشاه وقت / گر جمله مي‌كنند تو باري نمي‌كني

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.