سخنان چند سال قبل حسن عباسی علیه فلسفه اسلامی جنجال آفرین شده است

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

عظيم محمودآبادي

 
[ شناسه مقاله: 3547 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۲۹۶۸ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

فقط سريال «لاست» يا سريال‌هاي مختلف «فارسي وان»، سياست‌هاي فرهنگي دولت اصلاحات و سياست خارجي آن نيستند که در حوزه تخصصي حسن عباسي باشند تا در رسانه‌هاي مختلف از جمله صدا و سيما به نقد آنها بپردازد بلکه فلسفه و نيز فلسفه اسلامي و آثار اشخاصي همچون صدرالمتالهين، علامه طباطبايي و جوادي آملي هم از تيررس موضع‌گيري‌هاي او در امان نيستند. متن منتشر شده سخنراني عباسي که در سال 89 در مسجدي در اصفهان ايراد شده چندي پيش روي خروجي سايت‌هاي مختلف قرار گرفت و به سوژه داغ رسانه‌هاي اصولگرا تبديل شد. عباسي در اين سخنراني با ادعاي اينکه موي خود را در مطالعات فلسفه اسلامي و کند و کاو در آثار فيلسوفاني همچون ملاصدرا سفيد کرده به بيان نظرات شاذي در اين خصوص پرداخته است. فلسفه اسلامي در طول عمر خود هميشه مخالفان و منتقداني داشته است از غزالي و مولوي که پاي استدلاليان را چوبين مي‌دانستند گرفته و بعد مکتب تفکيک و محمدرضا حکيمي که قائل به افتراق حکمت امامان شيعه از حکمت غير آن هستند تا اين اواخر و ظهور کساني مانند عباسي که با ادبياتي ويژه به مخالفت با فلسفه اسلامي پرداخته است. البته تنها عباسي نيست که از ضرورت فلسفه‌زدايي از اسلام سخن مي‌گويد. چنانچه مهدي نصيري، مدير مسوول فصلنامه معرفتي اعتقادي «سمات» از ديگر مخالفان فلسفه اسلامي است که چندي پيش در مناظره‌اي در شبکه چهارم سيما در مقابل محسن غرويان از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نيز عضو هيأت علمي جامعة المصطفي(ص) نشست تا از ضرورت اسلام ناب دفاع کند. اسلام ناب از نظر نصيري، اسلامي است که عاري از 3 حجاب مدرنيته، فلسفه و عرفان باشد. اما در اين ميان اظهارات حسن عباسي و به خصوص نوع ادبياتي که در بيان آن اظهارات به کار گرفته بسيار حاشيه ساز‌تر شد. او در سخنان منتشر شده‌اش هرچقدر هل من مبارز طلبيد اما تاکنون کسي سخنان او را آنقدر جدي نگرفته که حاضر شود با وي به مناظره بنشيند. حتا افرادي هم که در سايت‌هاي مختلف اصولگرا به اظهارات او واکنش نشان دادند، بيشتر بر غير تخصصي و غير مودبانه بودن ادبيات او تاکيد کردند تا اينکه بخواهند به نقد و رد اظهارات او به مثابه کسي که اهل فلسفه است و آن را مي‌فهمد بپردازند. ظاهراً دانش آموختگان فلسفه اسلامي اظهارات او را بي‌تميکن‌تر از آن مي‌دانند که بخواهند به طور مستقيم رو به روي وي بنشينند و به نقد و رد اظهاراتش بپردازند.اما عباسي هم ساکت ننشست و در ابتدا به تکذيب و انکار اصل قضيه پرداخت و گفت که سخنان او طور ديگري بوده و.... در پي تکذيب عباسي، برخي سايت‌ها اقدام به انتشار فايل صوتي هجده دقيقه‌اي سخنراني او کردند. عباسي که در سخنراني حدود 2 سال پيش خود، چندين بار بزرگان فلسفه صدرايي و اشخاصي مانند آيت‌الله جوادي آملي را دعوت به مناظره کره بود، حرف چنداني براي دفاع از اظهاراتش نداشت و تنها گفت که چرا فقط هجده دقيقه از سخنراني او منتشر شده است.

مروري بر سخنان عباسي

تشخيص جنس کلام عباسي در اين سخنراني کار ساده‌اي نيست. اينکه عباسي با چه انگيزه‌اي اقدام به ايراد چنين سخناني کرده چيزي نيست که در متن سخنان وي روشن باشد. او در آغاز اين بخش از سخنراني خود بر خالي بودن دست حکومت تاکيد مي‌کند و بعد با مطرح کردن مسأله طرح تحول اقتصادي و هدفمندي يارانه‌ها تاکيد مي‌کند که در اين مسائل از جريان به گفته او «پرمدعاي صدرايي در حوزه‌هاي علميه» که باز هم به گفته او از همه نوع بودجه و امکاناتي برخوردار هستند، هيچ کاري ساخته نيست. پراکندگي مباحث مطرح شده در اين سخنراني از ديگر شاخصه‌هاي آن است چنانچه عباسي با مستمسک قرار دادن بحران اقتصادي کشور و حتي پيش کشيدن حوادث پس از انتخابات سال 88 سعي در به چالش کشيدن فلسفه صدرايي آن هم با ادبيات و منطق ويژه خود دارد. انگيزه جريان مذهبي و سياسي کمتر شناخته شده‌اي که اين روزها حسن عباسي چهره نمايان‌تر آن است چندان مشخص نيست. همين مقدار معلوم است که برخي از سايت‌هاي نه چندان نام آشنا اقدام به توجيه و دفاع از اظهارات او کرده‌اند. با توجه به طرح مسائلي مانند حوادث بعد از انتخابات سال 88 و طرح تحول اقتصادي نوعي واکنش ناشي از سرخوردگي سياسي و ناکامي اقتصادي در اين اظهارات به چشم مي‌خورد. در اين خصوص عباسي حتا از بردن نام افراد هم پرهيز نمي‌کند چنانچه در چند جاي سخنراني خود از آيت‌الله جوادي آملي نام مي‌برد و مي‌پرسد: «اين حجم چند صد هزار دقيقه‌اي برنامه‌هاي تلويزيوني آقاي جوادي آملي يکي بفرمايد اثرش در جامعه چه بوده است؟ سوال مي‌کنم مطالبه‌ است ديگر. آقاي جوادي آملي صبح تا شب دارد تفسير موضوعي مي‌گويد با فرمت و فرمول انديشه صدرايي. بفرمايند اولاً مدل‌اش براي اداره جامعه در اقتصاد، فرهنگ و سياست چه است؟ در اين جنگ نرم يک مدل ايشان به ما بدهند». او حتي اينکه امام خميني به صدرايي بودن خود افتخار کرده‌اند را دليلي بر ضرورت محتاطانه سخن گفتن در اين خصوص نمي‌داند و مي‌گويد: «اينکه امام افتخار کرده صدرايي هستند، امام بله درس صدرايي هم خوانده بودند اما امام از صدرايي بودن عبور کرده بودند». عباسي چندين بار در طول سخنراني با ادبيات ويژه خود به انحاء مختلف بر خالي بودن دست کساني که فلسفه صدرايي خوانده‌اند تاکيد مي‌کند: «خود انديشه ملاصدرا زير سوال است، اينها جاي دفاع ندارد. در سلسله بحث‌هايي که در اين زمينه داشتيم، بزرگان و گردن‌کلفتان انديشه صدرايي نتوانستند دفاع کنند.» او با اشاره به سخنان عماد افروغ که گفته بود انقلاب اسلامي و آراي امام(ره)، به طور مشخص از الگوهاي نظري فلسفه ملاصدرا بهره گرفته‌اند مي‌گويد: «... اين را من يک خيانت مي‌دانم که کسي جمهوري اسلامي را يک جمهوري صدرايي بداند». عباسي همچنين تاکيد مي‌کند که اگر انقلاب ما (انقلاب 57) صدرايي بوده بنابراين نمي‌توان آن را اسلامي دانست. ملاصدرا و جوادي آملي تنها کساني نيستند که در تيررس اظهارات حسن عباسي قرار گرفتند. علامه محمدحسين طباطبايي و مرتضي مطهري هم در ميان اظهارات شاذ او سهمي داشتند. به باور او، علامه طباطبايي و مطهري اصلاً نمي‌دانستند که فلسفه از کجا شروع مي‌شود و اگر مي‌دانستند، به دنبال فلسفه اسلامي نمي‌رفتند: «قطعاً اگر مرحوم مطهري و مرحوم علامه طباطبايي مي‌دانستند در زبان يوناني بنيان فلسفه در غرب و در يونان با آرخه شروع مي‌شود يعني اولين سوالي که پرسيده مي‌شود اين است که ماده اوليه عالم از چيست مدعي نمي‌شدند که اسلام فلسفه دارد». عباسي همان‌طور که اختصاص صدها هزار دقيقه صدا و سيما به پخش سخنراني‌هاي آيت‌الله جوادي آملي را بي‌فايده مي‌داند معتقد است که برخي کتاب‌هاي علامه طباطبايي نيز بيهوده بوده است: « شما بدايه و نهايه را که اثر مرحوم علامه طباطبايي هم هست ببينيد. اگر شما سرتاسر بدايه و نهايه را بخوانيد آيا به ايمانتان چيزي اضافه مي‌شود»؟ تنها منتقدان عباسي نيستند که به ادبيات او خرده مي‌گيرند بلکه عباسي هم به ادبيات فلسفه خواندگان اسلامي ايراد مي‌گيرد و از آنها مي‌خواهد که دست کم ادبيات‌شان را قرآني کنند و در اين ميان حتي عنوان کتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» علامه طباطبايي که نويسنده مشهورترين تفسير قرآن شيعه در دوران معاصر است هم مانع آن نمي‌شود که عباسي فلسفه خوانده‌هاي اسلامي را به ادبيات غير قرآني متهم کند: «چرا قرآني حرف نمي‌زنيد، چرا نمي‌گوييد تفکر اسلامي و مي‌گوييد فلسفه اسلامي؟ اگر منظورتان حکمت است آقا بسمه تعالي اشتباه کرده، کندي، فخر رازي، فارابي، ملاصدرا، ابن‌سينا تا همين امروزي‌هاشان». وي مدعي آن است که هيچ کس در فلسفه اسلامي قادر نيست که گزاره‌اي را به اثبات رساند: «از دانشگاه تهران تا شهيد بهشتي‌‌اش، کف حوزه علميه، گفتيم با آنها مناظره کرديم هنوز از ننه‌اش زاييده نشده کسي مدعي فلسفه اسلامي باشد و بتواند بيايد يک بند گزاره ثابت کند».

بازتاب‌ها

واکنش‌ها به اظهارات جنجالي عباسي کم نبودند و حتي برخي سايت‌هايي که تا پيش از اين به نظر مي‌رسيد در مسيري هم‌سو با عباسي قرار دارند يا دست کم اختلاف فاحشي ميان آنها در مسائل مختلف از نوع نگاه‌شان به دين گرفته تا گرايش‌هاي سياسي‌شان نيست، نسبت به اظهاراتي که اخيراً از او منتشر شده واکنش نشان دادند. در اين ميان مي‌توان به سايت رجانيوز اشاره کرد. اين سايت پس از منتشر شدن اظهارات عباسي اقدام به انتشار يادداشتي به قلم سيد محمدحسين سجادي از حوزه علميه مشهد کرد. مرکز خبر حوزه‌هاي علميه از ديگر رسانه‌هايي بود که در واکنش به اظهارات عباسي اقدام به انتشار گفت‌وگويي با حجت‌الاسلام بهرام دلير نقده‌اي، عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي کرد. او در اين گفت‌وگو با اشاره به اينکه عباسي در سخنراني خود به دو موضوع دين و فلسفه پرداخته اظهار داشت که وي در هيچ کدام اين 2 حوزه تخصصي ندارد. محسن غرويان نيز در مورد اظهارات عباسي به مهر گفت: «معتقدم در ابتدا بايد از آقاي عباسي و امثال ايشان امتحان بدايه و نهايه بگيريم تا مشخص شود بدايه و نهايه را اصلاً مي‌فهمند و درست معنا و تفسير مي‌کنند تا بعداً در مورد مسائل ديگر با هم صحبت مي‌کنيم. فکر نمي‌کنم که اينها بدايه و نهايه را درست فهميده باشند و بتوانند امتحان دهند؛ کسي که اينها را نفهميده و درست نمي‌تواند تفسير کند و مراد نويسنده را بيان کند قضاوت کردن اظهارات او چه ارزشي دارد؟»

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.