پژوهشکده‌ی تاریخ اسلام بررسی کرد

رابطه تاریخ و دیگر علوم انسانی چیست؟

محمد غفوري

 
[ شناسه مقاله: 3545 ]   [ موضوع: بولتن ]   [ بازدید: ۴۵۵۸ ]

شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱

همايش «تاريخ و همکاري‌هاي ميان رشته‌اي» به همت گروه تاريخ و همکاري‌هاي ميان‌رشته‌اي پژوهشکده تاريخ اسلام در روزهاي 16 و 17 اسفند 1390، در محل پژوهشکده تاريخ اسلام برگزار شد. با وجود تازگي موضوع و دشواري‌هاي ناشي از تأکيد بر مباحث نظري، استقبال از همايش و ميزان مشارکت استادان و دانش‌پژوهان حوزه‌هاي مختلف علوم انساني، بيش از آنچه بود که در ابتداي کار انتظار مي‌رفت. محورهاي موضوعي مقالات ارائه شده در همايش را مي‌توان به طور عمده حول شش محور اصلي تاريخ و جغرافيا، تاريخ و علوم اجتماعي، تاريخ و علوم سياسي، تاريخ و ادبيات، تاريخ و فلسفه، تاريخ و روان‌شناسي و زيرشاخه‌هاي هريک از اين حوزه‌ها دسته‌بندي کرد. هر چند که نمايندگاني از ديگر رشته‌ها و موضوعاتي که مشخصاً در دايره اين حوزه‌ها نمي‌گنجند مانند معماري، آموزش زبان و... نيز به طرح پيشنهادها و يافته‌هاي خود به صورت سخنراني پرداختند.

تاريخ و جغرافيا

يکي از نخستين و مهم‌ترين سخنراني‌هاي ارائه شده در همايش، توسط محمدحسين پاپلي يزدي، استاد بازنشسته جغرافيا در دانشگاه تربيت مدرس و استاد سابق دانشگاه سوربن با عنوان «نياز مطالعات طرح‌هاي توسعه‌اي جغرافيايي به مطالعات تاريخ کاربردي» ايراد شد. پاپلي در اين مقاله ضمن برشمردن مشکلات و هزينه‌هاي ناشي از اتکاي صرف به برخي از روش‌هاي نوين آزمايشگاهي و الکترونيکي در مطالعات جغرافيايي، به ذکر مزايا و امکانات بهره‌گيري از داده‌ها و منابع تاريخي و حتي امکان جايگزيني روش‌هاي پرهزينه‌تر متعارف با مطالعات تاريخي در زمينه مطالعات توسعه جغرافيايي و به ويژه طرح‌هاي توسعه شهري پرداخت: «مثلاً اگر بخواهيم در منطقه‌اي امکان جمعيت‌پذيري هست يا نه، مي‌توانيم به دو روش عمل کنيم: مطالعات هواشناسي، آب و خاک، زمين‌شناسي، گياه‌شناسي و... را در يک زمان را انجام دهيم و از اين راه از کليه ابزارهاي مدرن مانند عکس‌هاي ماهواره‌اي، هوايي، نقشه‌‌ها، بانک‌هاي اطلاعاتي و آمار استفاده کنيم. راه ديگر اين است که به تاريخ و آثار باستاني موجود در محل مراجعه کنيم. براي مثال وقتي در دل بيابان مسجد زوزن را با آن عظمت مي‌بينيم، مشخص مي‌شود اينجا قبلاً جمعيت وجود داشته است. چرا اکنون جمعيت‌‌پذير نشود.» او در بخش ديگري از سخنانش گفت: «شايد هميشه روش‌هاي تاريخي و باستان‌شناسي، کاملاً پاسخ‌گو و مبناي کار نباشد، اما سئوال اين است که در مطالعات طرح‌هاي توسعه‌اي، کدام روش صددرصد پاسخ‌گو است؟»

تاريخ و ادبيات

يکي از ديرپاترين و پرسابقه‌ترين اشکال رابطه ميان رشته‌اي را مي‌توان به صورت سنتي و مألوف در رابطه ميان دو حوزه بسيار قديمي و پرسابقه علوم انساني، يعني تاريخ و ادبيات جست‌وجود کرد. از همين رو نيز موضوع رابطه تاريخ و ادبيات توسط بسياري از شرکت‌کنندگان همايش مورد بررسي قرار گرفته بود. حسين پاينده، دانشيار نظريه و نقد ادبي دانشگاه علامه طباطبائي، سخنراني خود را با عنوان «تعامل ميان رشته‌اي نقد ادبي با تاريخ» در همين زمينه ايراد کرد. پاينده در ابتداي سخنراني خود به تقريرات کهني که از رابطه ميان ادبيات و تاريخ در آثار نظريه‌پردازان کلاسيک، همچون افلاطون و ارسطو، صورت پذيرفته است، اشاره کرد و پيامدهاي ملموس و غيرقابل انکار آراء اين متفکران کلاسيک را بر رابطه رشته‌هاي ادبيات و تاريخ تا دوره معاصر بررسي کرد: «يکي از کهن‌ترين تقريرها از رابطه ادبيات با تاريخ را مي‌توان در کتاب «شعرشناسي» ارسطو يافت. او در اين کتاب ادله‌اي را در رد ديدگاه استادش افلاطون در خصوص ماهيت ادبيات مطرح مي‌کند. افلاطون شاعران و داستان‌نويسان را دروغ‌پردازاني مي‌پنداشت که توجه خوانندگان را از واقعيت به خيال معطوف مي‌کنند، اما ارسطو استدلال کرد که خالقان متون ادبي به راه و روش خاص خود مخاطبان را با واقعيت آشنا و حساس مي‌کنند. ارسطو با اين استدلال همچنين تمايزي بين دو رشته تاريخ و ادبيات گذاشت که تا چند دهه پيش همچنان در کتاب‌هاي نقد ادبي مفروض تلقي مي‌شد.» پاينده در ادامه به ظهور رويکرد نقادانه‌ موسوم به «تاريخ‌گرايي نوين» در نقد ادبي جديد و مقابله آن با رويکردها و تقريرات کلاسيک از پيوند ميان تاريخ و ادبيات اشاره کرد: «در نقد ادبي پسامدرن، اين دوبودگي جاي خود را به ديدگاهي ميان رشته‌اي داده است که مطابق با آن، تاريخ حکم نوعي روايت را دارد و بنابراين مطالعات تاريخي را مي‌توان با مفاهيم و روش‌شناسي‌هاي برگرفته از نقد ادبي انجام داد. دو متفکر و نظريه‌پرداز برجسته سهم به سزايي در شکل‌گيري اين رويکرد معاصر داشته‌اند که يکي از آنها فيلسوف پسامدرن ميشل فوکو و ديگري نظريه‌پرداز تاريخ هِيدن وايت است.»

تاريخ و علوم اجتماعي

ابراهيم توفيق استاديار سابق جامعه‌شناسي دانشگاه علامه طباطبايي نيز از ديگر سخنراناني بود که در سخنراني خود با عنوان «تأملي در گسست ميان تاريخ و جامعه‌شناسي در ايران» به بررسي ارتباط ميان دو رشته‌ي جامعه‌شناسي و تاريخ در دانشگاه‌هاي ايران پرداخت و با بيان اين عبارت که «تاريخ ما غير جامعه‌شناختي و جامعه‌شناسي ما غير تاريخي است» سخنانش را اين‌گونه ادامه داد: «به نظر مي‌آيد اين ادعاي شهودي، توصيف مناسبي از وضعيت دو رشته تاريخ و جامعه‌شناسي است. بر خلاف فضاي آکادميک غرب، رابطه ميان اين دو رشته در ايران در سکوت و عدم تعامل و بر بنياد گسلي پرناشدني تعين مي‌يابد که معنا و پيامد اين عدم گفت‌وگو براي دانش اجتماعي، بسي فراتر از تقسيمات تخصصي مرسوم در علوم اجتماعي و تاريخي است. زماني که تمايز تحليلي و تخصصي ميان تاريخ و جامعه‌شناسي به تمايزي واقعي تبديل مي‌شود، نه تنها امکان گفت‌وگو و همکاري ميان دو رشته از ميان مي‌رود، بلکه توليد دانش اجتماعي – که همواره معطوف به شناخت لحظه حال است – به کل ممتنع مي‌شود. توفيق در ادامه سخنان خود با بررسي نمونه‌وار برخي از واحدهاي درسي دو رشته تاريخ و جامعه‌شناسي در دانشگاه‌هاي ايران به تشريح ابعاد گوناگون آنچه که به نظر وي فقدان گفت‌و‌گو ميان اين دو رشته است پرداخت: «چيدمان دروس در رشته تاريخ منجر به محبوس ساختن گذشته در نوعي تاريخ‌نگاري/ روايت تاريخي است که در گفتمان شرق‌شناسانه ريشه دارد و هر گونه پيوندي ميان گذشته و آينده که در رشته‌هاي علوم اجتماعي ـ با نگاه به چيدمان دروس رشته جامعه‌شناسي ـ ترسيم مي‌شود را از بين مي‌برد. او در جمع‌بندي سخنانش گفت: «پيامد گسست ميان اين دو رشته شکل‌گيري نوعي از دانش اجتماعي است که با گذرا خواندن لحظه حال، شناخت آن را ناممکن مي‌سازد.» حسينعلي نوذري استاديار علوم سياسي دانشگاه آزاد کرج نيز در سخنراني خود با عنوان «همکاري ميان رشته‌اي تاريخ و علوم اجتماعي؛ رويکردهاي تفسيري» به تبيين وجه ديگري از رابطه ميان اين دو رشته پرداخت. نوذري با اشاره به سابقه همکاري‌هاي ميان اين دو علم و ذکر تلاش‌ها و رويکردهاي برخي از بنيان‌گذاران علوم اجتماعي، شکل‌گيري رويکردهاي کمي در تاريخ‌نگاري معاصر را مديون دستاوردهايي دانست که جامعه‌شناسان در اختيار مورخان قرار داده‌اند. بخش عمده‌ سخنراني نوذري به شکل‌گيري رويکردهاي نوين تفسيري در علوم اجتماعي و امکانات و الزامات بهره‌گيري از اين رويکردها در تاريخ‌نگاري اختصاص داشت. عنوان سخنراني سارا شريعتي، عضو هيأت علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران نيز «حرفه جامعه‌شناس: مشارکت در ساخت «تاريخي ديگر» بود که در آن به موضوع «کاربرد جامعه شناختي تاريخ» پرداخت. او با معرفي آراي سه تن از جامعه‌شناسان بزرگ يعني موريس ‌هالبواکس، نوربرت الياس و پي‌ير بورديو و از خلال سه مفهوم «حافظه جمعي»، «روحيه» و «منش» به توضيح امکان ايجاد تاريخي نو و متفاوت پرداخت که از نظرش مهم‌ترين مشخصه آن مسأله‌دار و مسأله‌ساز بودن آن است و مي‌تواند سهمي بسزا «در ساخت امروز و فرداي ما» داشته باشد. يکي از پوياترين و پربارترين حوزه‌هاي مطالعات ميان رشته‌اي در علوم انساني بي‌ترديد حوزه همکاري ميان رشته‌اي تاريخ و علوم اجتماعي و شاخه‌هاي متعدد آن از جمله جامعه‌شناسي و انسان‌شناسي بوده است. ناصر فکوهي دانشيار انسان‌شناسي دانشگاه تهران سخنراني خود را با عنوان «مباني نظري تاريخ فرهنگي در مطالعه فرهنگ معاصر ايران» به بررسي مباني نظري يکي از جديدترين حوزه‌هاي مطالعات تاريخي يعني حوزه مطالعات فرهنگي اختصاص داد و کتاب «تاريخ فرهنگي چيست؟» پيتر برک را در اين حوزه، اثري بنيان‌گذار دانست. فکوهي با اشاره به تلاش‌هاي مورخان مکتب آنال و برخي از شاخص‌ترين چهره‌هاي آنان به ضرورت گسست از تاريخ‌نگاري کلاسيک رويداد محور و تدوين تاريخ فرهنگي ايران با رويکردهاي نوين پرداخت: «از اين رو نياز به تحولي روشن در اين حوزه و حرکت آن به سوي مطالعات بين‌رشته‌اي و تغيير در روش‌ها و محتوا، نه تنها به روشني قابل مشاهده است، بلکه نيازي است براي نسل کنوني و نسل آتي تا موقعيت‌هاي گذشته و امروزين خود را درک و براي آينده قادر به برنامه‌ريزي فرهنگي باشند.»

تاريخ و علوم سياسي

حسين سليمي، دانشيار دانشگاه علامه طباطبائي، ديگر سخنران اين همايش بود که در سخنراني خود با عنون «تاريخ در فراسوي منازعه»، در ابتدا به تشريح نظر هگل و ابن‌خلدون درباره فهم تاريخ پرداخت: «هگل و ابن‌خلدون دو بينش و برداشت متفاوت از تاريخ ارائه کرده‌اند، اما در يک چيز با هم مشترک‌اند و آن اين است که تاريخ داراي قواعد و قانون‌مندي معيني است و وقايع تاريخي تنها در محدوده و دايره اين قواعد رخ مي‌دهند. گويي يک عقلانيت نهفته به شکلي جبرگرايانه تاريخ را هدايت مي‌کنند. اين رويکرد هرچند هنوز هم ما را در فهم تاريخ ياري مي‌رساند، اما يافته‌هاي نوين علوم اجتماعي به ما آموخته است که پديده‌هاي انساني و تاريخي محصول کنش متقابل عوامل بسيار متفاوتي است که شناخت کامل قواعد حاکم بر همه آنها از توان بشر خارج است.» او در ادامه امکان بهره‌گيري از برخي ره‌يافت‌ها و نظريات موجود در رشته روابط بين‌الملل را در ارائه خوانشي نوين از تاريخ بشري مورد بررسي قرار داد و با اشاره به اينکه تاکنون فهمي که از تاريخي صورت مي‌گرفته اساساً فهمي تنازعي بوده است، ضرورت ارائه نگاهي غير تنازعي به تاريخ بشر را متذکر شد: «به نظر مي‌رسد که تاريخ بين ملت‌ها تاکنون به دليل نوع نگاه تاريخ‌نگاران و تاريخ‌دانان، بيشتر تاريخ منازعه بوده است. اين برشي از تاريخ است که بي‌گمان بخشي از وقايع مهم تاريخي در آن مي‌گنجد، اما شايد نوع نگاه ديگري به تاريخ روابط بين‌الملل بتواند وجوه مغفولي از تاريخ را آشکار سازد. اينکه چگوه انساني که ريشه واحدي داشته است پس از دوران افتراق و مخاصمه در جريان تحول تاريخي خود دوباره به سوي هم ميل کرده و رو به سوي هم‌زيستي و زبان و منفعت مشترک آورده است. نگاه به تاريخ از اين منظر، نه تنها وقايع ديگري را در تاريخ برجسته مي‌کند، بلکه نوع ادراک ما از زيست بين‌المللي را دگرگون خواهد کرد.»

تاريخ و روان‌شناسي

سيد‌هاشم آقاجري، استاديار گروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس رابطه ميان دانش تاريخ و روان‌شناسي را موضوع سخنراني خود قرار داده بود. وي در سخنراني خود با عنوان «تأملي انتقادي پيرامون روان‌شناسي تاريخي ويگوتسکي و تاريخ روان‌شناختي دماس» با اشاره به آراء موافقان و مخالفان پيوند دو دانش تاريخ و روان‌شناسي و تلاش‌هايي که براي پيوند دادن اين دو رشته صورت گرفته است، به بررسي آراء دو تن از نمايندگان مهم رشته روان‌شناسي تاريخي يعني لف ويگوتسکي و لويد دماس پرداخت. او ويگوتسکي را نماينده ره‌يافت روان‌شناسي تاريخي و دماس را نماينده ره‌يافت تاريخ روان‌شناختي معرفي کرد و به تفاوت‌ها و اشتراکات اين دو نظريه‌پرداز روان‌شناسي درباره‌ي رابطه ميان دو دانش تاريخ و روان‌شناسي پرداخت. سيدحسين مجتهدي، روانکاو نيز در سخنان خود که ذيل عنوان «بررسي ميان رشته‌اي تعامل دانش تاريخ و روان کاوي» ايراد كرد، بررسي نقش آموزه‌هاي روانکاوي را در تبيين، تحليل و خوانش رويدادهاي تاريخي موضوع اصلي کار خود معرفي کرد. به باور مجتهدي، تعامل ميان تاريخ و روانکاوي امکان‌پذير و ضروري است زيرا روان‌کاوي نيز به يک معنا، دانش تاريخي است که به بررسي گذشته و حضور آن در زمان حال مي‌پردازد. همچنين از طرف ديگر روان‌کاوي راويان و نقش‌آفرينان تاريخ، که انگيزان‌هاي ايشان را از ضمير ناآگاه تا ضميرآگاه مورد واکاوي قرار مي‌دهد و نيز روان‌کاوي اجتماعي، کمک شاياني به فهم گسترده‌تر و نيز ژرف‌تر در تحليل‌هاي تاريخي مي‌كند.

تاريخ و فلسفه

حسين آباديان با موضوع «پديدار‌شناسي و تاريخ» از معدود سخنراناني بود که به امکان بهره‌گيري از برخي ره‌يافت‌ها و مکاتب فلسفه در پژوهش تاريخي پرداخت. وي با تشريح مباني پديدارشناسي و نيز مشخصات بنيادين فهم تاريخي هدف خود را تبيين اين مسأله دانست که چگونه مي‌توان بر اساس روش پديدارشناسي هرمنوتيکي، تاريخ را به نگارش درآورد: «گذشته امري نيست که سپري شده باشد، بلکه بر حوادث تاريخي در عين کثرت، نوعي وحدت حکم‌فرماست. به عبارتي حوادث تاريخي داراي بنيادها و مباني هستند که اين بنيادها شرط امکان تحقق حوادث تاريخي‌اند. بنيادها همان چيزهايي‌اند که فرادهش خوانده مي‌شوند. فرادهش هر آن چيزي است که پيشاپيش و بدون انتخاب بر دوش کسي گذاشته شده و يا به او منتقل شده است. براي فهم اين فرادهش نه مي‌توان به قياس و استنتاج کلي از جزئي تکيه کرد و نه مي‌توان به صرف توصيف يک حادثه قناعت کرد. روش فهم بنيادهايي که تاريخ يک قوم را مي‌سازند، روش پديدارشناسي است. وقتي بنياد با اتکاء به خود و براي نشان دادن خود به ظهور مي‌رسد، پديدارشناسي محقق گشته است. پژوهش تاريخي با صرف مطالعه و يادداشت‌برداري از منابع و تلفيق و تأليف آنها با يکديگر تحقق نمي‌يابد، بلکه در اين دسته پژوهش‌ها به واسطه حضور فرادهش، نيرويي قدرتمند پرسش در بنيان حوادث تاريخي را رقم مي‌زند. پس طرح پرسش از تاريخ، به‌واسطه رجوع به بنياد خود واقعيت‌هاي تاريخي ممکن است. اين پرسش بنيادين مقدم است بر نگارش هرگونه تاريخ و يا حتي تفسير هر حادثه تاريخي.»

منتقدان ميان رشته‌اي شدن

اگرچه هدف اصلي از برگزاري اين همايش بسط و ارتقاي همکاري‌هاي ميان رشته‌اي در علوم انساني بود، اما برخي از سخنرانان حاضر در همايش نيز از موضعي انتقادي درباره‌ي آسيب‌ها و دشوارهاي احتمالي ناشي از روي آوردن به مطالعات ميان رشته‌اي به سخنراني پرداختند. حسين مصباحيان استاديار فلسفه در سخنراني خود با عنوان «فراسوي تاريخ در تاريخ» تأکيد کرد: «اگر تاريخ بخواهد همچنان به عنوان يک رشته‌ تخصصي هويت خود را حفظ کند، ضرورت دارد که تفاوت‌ها و «اين نه هماني»‌هاي خود را با ساير شعب علوم انساني توضيح دهد و بر آنها اصرار ورزد. به اعتقاد من معرفت ميان رشته‌اي تهديدي براي علم تاريخ است و اگر قرار باشد تاريخ در مقابل پيشروي‌هاي ساير معارف به حوزه‌هاي تخصصي خود، بي‌صدا بماند، تاريخيت آن آرام آرام به آرشيوي از اسناد خام فروکاسته خواهد شد.» حسن حضرتي استاديار تاريخ دانشگاه تهران نيز در سخنراني خود با عنوان «تاريخ‌شناسي و مطالعات بين‌رشته‌اي: فرصت يا تهديد؟»، از گرايش‌هاي موجود که سعي در سوق دادن دانش تاريخ به سوي مطالعات ميان رشته‌اي دارند، انتقاد کرد: «آنچه در اين ميان مايه نگراني است، عدم توجه به ماهيت اصلي دانش تاريخ در توليد فاکت و فروغلتيدن تاريخ‌ورزان در روش‌ها و شيوه‌هاي علوم ديگر است که مي‌تواند نتيجه‌اش نفي يا حداقل غفلت از اعتبار و اصالت دانش تاريخ به عنوان معرفتي factual باشد. در چنين شرايطي تاريخ‌ورزان ما در قامت پژوهشگران آماتوري رخ مي‌نمايند که با غفلت از رسالت اصلي خود، به دنبال تقليدهاي ناشيانه از روش‌هاي ديگر علوم انساني همانند جامعه‌شناسي، علم سياست و... مي‌افتند.» در پايان همايش نيز ميزگردي با حضور ناصر فکوهي، سيد‌هاشم آقاجري، ابراهيم توفيق، سارا شريعتي، حسن حضرتي و دبير علمي همايش داريوش رحمانيان برگزار شد که در آن موانع و امکانات پيش روي مطالعات ميان رشته‌اي در علوم انساني در ايران مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

تریبون . مقالات آزاد

همچون کشتي بي‏لنگر

خطوط کلی راهبرد بازگشت

تقویم ماه

جلال حكمت و اشراق

اسوه راستي و الگوي اخلاق

بازگشت سیدجواد طباطبایی

مطهري و پوپر

مشروطه‌ آدميت

آدميت و روشنفكران ايراني

چشم‌انداز . مطبوعات جهان

درس‌هايي از برمه

جوانه‌هاي دمکراسي شکوفه مي‌دهد

هاولِ برمه

مبارزه سوسیالیست ها تازه آغاز شده است

بحران حکمرانی

سرنوشت اروپا در انتظار آمریکا

اكنون چه بايد كرد؟

کابوس آمريكا

قربانيانِ نظمِ فرانسوي

«فرهنگِ» اینترنت و «مسأله‌یِ عرب»

خدا و سزار

حاشیه ماه

فلسفه صدرايي به کار امروز مي‌آيد يا نه؟

گفت‌وگو با عبدالحسين خسروپناه رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه درباره گفته‌هاي حسن عباسي

خبرنامه علوم انسانی

هفت‌خوان اخلاقي زيستن

ايران ميزبان اولين دوره‌ آموزشي منطقه‌اي حقوق بشردوستانه

رسانه‌ها و نهادهای علوم انسانی

یک دهه تلاش برای رشد دانش سیاست

كمك به گسترش عقلانيت سياسي در ايران

روزمره‌گی

همه مشغله‌های من

یاد

هر كس مي‌رنجد برنجد، درك!

انسانی نيك‌بخت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.