دوئل دو اقتصاددان

معاون سردبير روزنامه تايمز لندن تاريخ نزاع هايکي‌ ـ ‌كينزي را روايت مي‌کند

 
[ شناسه مقاله: 3005 ]   [ موضوع: کتاب نامه ]   [ بازدید: ۲۳۶۰ ]

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۰

جان مينارد کينز و فردريش ‌هايک: دو نامي که دو قطب انديشه درباره سياست‌گذاري اقتصادي را به ذهن متبادر مي‌کنند. كينز اغلب نماد هواداري از دخالت دولت در بازار شمرده مي‌شود و هايک را قهرمان سرمايه‌داري لسه‌فر مي‌خوانند. آن‌طور که نيکلاس واپ‌شات در کتاب اخيرش، «کينزـ‌هايک: برخوردي که اقتصاد مدرن را تعريف کرد»، مي‌گويد آنچه آنان درباره اقتصاد و ديگر چيزها مي‌گفتند بسيار پيچيده بود. اما کتاب مي‌کوشد يکي از مهم‌ترين پرسش‌هاي اقتصادي دوران ما را مورد بررسي قرار دهد: دخالت دولت در بازار چه مرزي دارد؟ در اين پژوهش، نويسنده کوشيده در آثار دو نفري مطالعه کند که بيش از هر کس ديگري در ساختن رويکردهايي که در چهارچوب‌ آ‌نها به اين سوال پاسخ مي‌دهيم نقش داشته‌اند: کينز بريتانيايي و هايک اتريشي.

هر دو از نسل روشن‌فکران بعد از جنگ جهاني اول بودند. هر دو دوران شکوفايي دهه ۲۰ و دوران رکود بزرگ دهه ۳۰ را از نزديک تجربه کردند و همين تجربه‌ها سبب شد که هر کدام به رويکردي راديکال در باب خردمندي آزاد گذاشتن سرمايه‌داري بازار آزاد به حال خود، برسند.

کينز به اين نتيجه رسيد که بازار نمي‌تواند به خودي خود بي‌کاري را از بين ببرد و اينکه در دوران رکود امکان بيکاري در مقياس بزرگ و طولاني‌مدت وجود دارد. کينز معتقد بود اين وظيفه دولت است که با بالا بردن تقاضا براي کالا و خدمات مسأله بيکاري را مديريت کند.

واپ‌شات يادداشت‌نويس رويترز و سردبير تايمز لندنِ روزهاي شنبه بوده است. او که اولين سردبير مجله تايمز هم بوده به بيوگرافي‌هايي که نوشته ـ به خصوص درباره مارگارت تاچر‌ـ معروف است، آنقدر معروف که از سال ۲۰۰۹ در دانشگاه نيواسکول زندگي‌نامه‌نويسي تدريس مي‌کند. واپ‌شات ماه پيش مقالاتي در سايت بلومبرگ نوشت به نام «کينز و‌هايک: مباحثه بزرگ» که به نحوي بيان خلاصه همين کتاب تازه منتشر شده است. واپ‌شات به شکل ماهرانه‌اي بستري که در کينز در آن به اين فرمول رسيد را بازسازي کرده است. طي دهه ۱۹۲۰ بريتانيا مستمراً درگير مسأله درصد بالاي بيکاري بود.

سياست‌گذاران مختلف که از جهت افزايش مخارج و کاهش ماليات‌ها نگران بودند، ايده کينز مبني بر افزايش مخارج دولت را ناديده گرفتند و به گفته او به «چرخه معيوب» دامن زدند. در سال ۱۹۳۰ کينز به کميته دولتي تحقيق درباره دلايل بحران اقتصادي گفت: «ما نمي‌توانيم کاري بکنيم چون پول نداريم، اما دقيق‌تر اينکه ما کاري نمي‌کنيم که پولي نداريم» با توجه به اينکه نرخ بيکاري اکنون به 1/9 درصد رسيده است منتقد نيويورک‌تايمز نوشته که هنگام خواندن صفحات کتاب درباره کينز از ترس آب دهانش را قورت داده است.

در آن سو، هايک به نتايج کاملاً متفاوتي از اقتصاددان بريتانيايي رسيد. هايک بعد از خدمت در جنگ جهاني اول، وين محبوبش را به نوشته نويسنده کتاب، «خراب‌شده و مردمانش را افسرده» ديد. در دهه بعد از جنگ، تورم افسارگسيخته اقتصاد اتريش را نابود و پس‌انداز ميليون‌ها اتريشي را باد هوا کرد. به عقيده واپ‌شات ـ‌نويسنده کتاب‌ـ اين تجربه، هايک را در مخالفت با آناني که از تورم به عنوان مرهمي براي اقتصاد ورشکسته دفاع مي‌کردند، ثابت‌قدم کرد و او را به اين نتيجه رساند که «آناني که از برنامه‌هاي هزينه‌‌ساز دولتي در مقياس کلان در مقام راه‌حل مسأله بيکاري دفاع مي‌کنند نه تنها راه را براي تورم غيرقابل کنترل باز مي‌کنند که مسير را براي استبداد سياسي هم همواره مي‌نمايند».

اين‌گونه بود که خط مقدم نبرد ميان کينز و هايک ترسيم شد. اما اين خط فاصل، دو وجهي بود. براي مثال، کينز در بي‌اعتمادي به سوسياليسم با هايک هم‌رأي بود و از سوي ديگر هايک هم تصديق مي‌کرد در مواردي که بي‌کاري بدل به مسأله‌اي ديرپا و مزمن شود، برنامه‌ريزي مي‌تواند بدون آنکه منجر به سرکوب شود در حل مسأله نقش داشته باشد.

با اين حال رويارويي اين دو اقتصاددان را همچنان بايد يک دوئل دانست. در سال ۱۹۳۶، کينز کتاب «نظريه عمومي اشتغال، سود و پول» را منتشر کرد که نقدي بود بر اقتصاد کلاسيک که افرادي چون هايک به اصول آن ايمان داشتند. هدف کينز در اين کتاب بررسي چند ايده بود که مدت‌ها مورد قبول بودند: اينکه سطح اشتغال بر اساس نرخ کار تعيين مي‌شود، اينکه منابع تقاضاي خود را به وجود مي‌آورد، و اينکه پس‌انداز به خودي خود يعني سرمايه‌گذاري. کينز انتظار نداشت که يافته‌هايش به نقض آزادي‌هاي فردي منجر شود. در عوض، آنطور که نويسنده مي‌گويد، کينز معتقد بود «ايجاد جامعه‌اي مرفه که در آن هر کس شغل داشته باشد مطمئن‌ترين راه براي حفظ استقلال فکر و عمل است که خود مقوم و حافظ دموکراسي واقعي است».

هايک هيچ‌گاه در نقد کتاب کينز نقد مشخصي ننوشت اما در سال ۱۹۴۴ «راه بردگي» را منتشر کرد که مبدل به اثري کلاسيک در اردوگاه ليبرال‌ها شد. هدف هايک در اين کتاب نقد توأمان سوسياليسم و فاشيسم و اعلام هشدار نسبت به خطرات برنامه‌ريزي متمرکز اقتصادي در دوران بعد از جنگ جهاني دوم بود. هايک به صراحت نوشت «همه ما در معرض اين خطر هستيم که به سرنوشت آلمان دچار شويم». کينز به سرعت پاسخ داد و هايک يادآور شد که خيزش ناسيونال سوسياليسم تا حد زيادي مديون بيکاري گسترده و شکست سرمايه‌داري و نه دولت بزرگ بوده است.

بخش سوم کتاب روي ميراث اين دو اقتصاددان تمرکز مي‌کند. ايده‌هاي کينزي در دوران بعد از جنگ تفوق و برتري يافتند. اما در ميانه دهه ۷۰، با رشد تورم و کاهش رشد اقتصادي ـ‌دو پديده‌اي که قبل از آن تصور مي‌شد هيچ‌گاه با هم رخ ندهند‌ـ عصر کينزي به سر آمد. در دهه‌هاي بعدي، ايده‌هاي هايک و هوادارانش مانند ميلتون فريدمن ـ که استدلال مي‌کرد ابزارهاي پولي و نه مالي ابزار اصلي مديريت اقتصاد هستند، تأثير روزافزوني پيدا کردند. به نظر نويسنده، اثر هايک را مي‌توان در «پيمان با آمريکا»ي جمهوري‌خواهان در سال ۱۹۹۴ ديد که در آن بيانيه جمهوري‌خواهان به مردم قول کوچک کردن دولت را دادند. اين وعده خود را در تصويب متوازن بودجه دولت بيل کلينتون در کنگره ـ کنگره‌اي که اکثريت آن در دست جمهوري‌خواهان بود‌ـ و همچنين در عملکرد بانک مرکزي آمريکا در دوران آلن گرينزپان نشان داد.

در سال ۲۰۰۷، بازار مسکن شروع به فروپاشي کرد و اين اتفاق به نظر نويسنده به آن معنا بود که تجربه چند دهه آزاد گذاشتن دست بازار در ايجاد رشد و رفاه شکست خورده است. واپ‌شات مي‌نويسد در دو سال بعد از اين واقعه شاهد رجوع سريع به نسخه‌هاي کينزي هستيم، امري که با برنامه نجات ۷۸۷ ميليارد دلاري دولت اوباما به اوج خود رسيد.

به اين ترتيب، بار ديگر جدال قديمي از نو احيا شد: «حتي يک جمهوري‌خواه هم به مشوق‌ها رأي نداد و اين‌گونه دوباره دعواي هايکي‌ـ‌کينزي از نو آغاز شد. انگار نه انگار ۸۰ سال از اولين دور مجادله دو اقتصاددان گذشته است»

به نوشته منتقد روزنامه نيويورک‌تايمز کتاب واپ‌شات از اين جهت مهم است که نه تنها تاريخ دو متفکر متفاوت اقتصادي را به خوبي شرح مي‌دهد که روايت خوبي از سياست‌گذاري‌هاي سياسي و اولويت‌هاي نهفته در آنها به دست مي‌دهد. البته گه‌گاه مي‌توان ديد که نويسنده تحت‌تأثير جذبه کينز قرار گرفته. اين مسأله در مورد هايک و تکامل ايده‌هايش حتي بيشتر است. با اين‌حال اين مسأله قابل بحث است. مهم اين است که در لايه‌هاي ژرف‌تر کتاب واپ‌شات سوالات مهمي درباره وضعيت کنوني تاريخ آمريکا مطرح مي‌شود. به طور مثال، جامعه ايده‌آل ما چه جامعه‌اي است؟ چقدر به بخش خصوصي ايمان داريم؟ براي آينده چه بايد کرد؟ به گفته واپ‌شات اينها سوالاتي هستند که کينز و هايک را در زمانه ما زنده نگه مي‌دارند

کينز ـ‌ هايک: برخوردي که اقتصاد مدرن را شکل داد

Keynes Hayek: The Clash that Defined Modern Economics

نيکلاس وات‌شاپ

انتشارات نورتون

۲۸.۹۵ دلار / ۴۰۰ صفحه

تبلیغات

 

    

مرتبط در این شماره

ادبيات

روزنامه‌نگاري يک سبک ادبي است

با مشي سياسي ماركز ميانه‌اي ندارم

انديشه ديني

خداي فقه، خداي اخلاق

فقه را بر جای اخلاق ننشانیم

برنامه پژوهشي پيشرو

مرحله بعدي «روشنفکري ديني»

تاریخ

كارنامه متين

تاريخ معاصر

شگردهاي ناتمام

صدای خاموشان

ناسيوناليسم: ايدئولوژي دولت‌ـ ملت‌سازي

نسوان‌پروری کمالیست‌ها

تجدد رضا شاهی

خاطرات سياسي

روزنوشت رئیس‌جمهور نومحافظه‌کاران

رویاگرایی پرزیدنت

رسالت‌گرایی آمریکایی

فلسفه

فيلسوفي حاصل همه انديشه‌هاي خويش

شما همان کارتان هستيد

همه فيلسوفان سرزمين فلسفه

ویترین

چیست آنچه خوانندش قانون؟

چه قدر پول برای خرید دموکراسی لازم دارید؟

شاهکار کم حجم

آمریکایی‌ها چه رویایی در سر داشتند؟

رهسپاریم با ارسطو تا فضیلت

بعد از همه چیز

پدیدارشناس فرانسوی

مردي که چين را مدرن کرد

ويترين

دژخيم پيشوا

سقراط محافظه‌کار

مبدع سياست آمريکايي

بیداری اسلامی؟

سازمان ناساز

پرفروش‌های ماه/ خارجی

هنر

عکس را چگونه باید دید؟

عکّاسی چیست سوزان سانتاگ؟

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.