آزادی‌خواه اتریشی

نگاهي به زندگي فون هايك که به دنیا آگاهی داد

 محمد طاهری
[ شناسه مقاله: 1851 ]   [ موضوع: علم اقتصاد ]   [ بازدید: ۳۵۰۰ ]

شماره ۱۱، اردیبهشت ۱۳۹۰

پرآوازه‌ترين اقتصاد‌دان مکتب اتريش و يکي از اثرگذارترين اقتصاد‌‌دانان معاصر، زماني که چشم به دنيا گشود، اطرافش را چند استاد دانشگاه، محقق و پژوهشگر گرفته بودند. پدربزرگش جانورشناسي مطرح بود. پدر بزرگ ديگرش استاد حقوق اساسي بود و آمارشناسي تدريس مي‌کرد. پدرش پزشک بود و گياه‌شناسي هم تدريس مي‌کرد. بزرگ‌ترين برادرش استاد تشريح در دانشگاه وين بود و ديگر برادرش در «دانشگاه» اينسبورك، شيمي درس مي‌داد. «فردريش آگوست فون هايك» در چنين خانواده اسم و رسم‌داري در شب هشتم ماه مي (18 ارديبهشت) در سال ۱۸۹۹ متولد شد و در اين خانواده که بيشتر شبيه آکادمي بود، رشد کرد.

در نوجواني بسيار کتاب مي‌خواند و ذهني جست‌وجوگر داشت و بخت هم با او يار بود که اطرافش را سرشناس‌ترين آکادميسين‌هاي اتريش گرفته بودند. اين موهبت تنها شامل نزديکان او نمي‌شد چه آنکه اقتصاددان سرشناسي نظير «يوگن بوهم باورک» نيز به واسطه دوستي با پدر بزرگش، زياد به خانه آنها رفت وآمد مي‌کرد و «لودويگ ويتگنشتاين» فيلسوف معروف آن دوران نيز در زمره بستگان خانوادگي او محسوب مي‌شد. به اين ترتيب فردريش فون هايك پيش از آنکه مفهوم اقتصاد و فلسفه را بداند، دو نفر از بزرگ‌ترين اقتصاددانان و انديشمندان آن روزها را از نزديک مي‌شناخت و در ميهماني‌هاي خانوادگي به سخنان آنها گوش مي‌داد.

نوجواني فون هايك بي‌آنکه شباهتي به خيلي از هم‌نسلي‌هايش داشته باشد، در محيطي آکادميک گذشت و زمينه‌ساز ورود موفقيت‌آميز و همراه با افتخار او به دانشگاه وين شد. فردريش فون هايك در جواني بر سر دوراهي تحصيل علم اقتصاد و روان‌شناسي قرار گرفت اما از آنجا که مجذوب شخصيت بوهم باورک شده بود، ترجيح داد در رشته اقتصاد ادامه تحصيل دهد. نتيجه کار فردريش براي خانواده‌اش درخشان بود. او در سال ۱۹۲۱در رشته حقوق با گرايش اقتصاد، فارغ‌التحصيل شد و اندکي بعد در سال ۱۹۲۳نيز مدرک دکتراي علوم سياسي گرفت.

سوسیالیست فابینی

زماني که فردريش فون هايك به دانشگاه وين پيوست جنگ جهاني اول به پايان رسيده بود و پس از آن در معاهده ورساي، طومار امپراتوري اتريش براي هميشه برپيچيده شد؛ به اين ترتيب غرور ملي اتريش خدشه‌دار شده بود. در چنين شرايطي دانشگاه‌هاي اين كشور همچون ستاره در آسمان آکادمي‌هاي مطرح جهان مي‌درخشيدند. ازجمله اين دانشگاه‌ها، دانشگاه حقوق و اقتصاد وين بود که در کنار دانشگاه‌هاي استکهلم و کمبريج، در اوج شهرت و افتخار بود. گذشته از آن، وين آن روزها به واسطه حضور «لودويگ فون ميزس» به اوج شهرت رسيده بود نگارش مقاله معروف فون ميزس در مذمت اقتصاد سوسياليستي مقارن بود با ورود فون هايك به دانشگاه وين. اين مقاله همه نگاه‌ها را به مکتب اتريش خيره کرد اما حتي درخشش اقتصاددانان اتريشي هم مانع از آن نشد که فون هايك از علايق خفيف سوسياليستي خود چشم‌پوشي کند. سوسياليسمي که فردريش جوان به آن اعتقاد داشت ريشه در آرمان‌هاي «سوسياليسم فابياني» داشت. سوسياليسمي که در سال ۱۸۸۴ در انگلستان شکل گرفته بود و معتقد به پيشبرد اصول سوسياليسم از راه‌هاي اصلاح‌طلبانه و تدريجي و نه از طريق شيوه‌هاي انقلابي بود.

همکاري با فون ميزس

شايد اقتصاددان جوان اتريشي هرگز گمان نمي‌کرد که روزي تحت‌تاثير عقايد فون ميزس قرار گيرد اما نه‌تنها همکار او شد که شرکت در سميناري محدود و محقر اما مشهور و اثر‌گذار که به ابتکار فون ميزس برگزار مي‌شد. هايک را به ‌انديشه‌هاي او پيوند داد. فون ميزس آن روزها تشکيلاتي دولتي را اداره مي‌کرد و براي تکميل کادر سازماني خود، نياز به حقوقدان و اقتصاددان داشت. هايک به اين شکل به استخدام ميزس درآمد و ۵ سال با او همکار بود. در اين مدت، فون ميزس از اقتصاددان جوان و بااستعداد خواست براي اداره موسسه تحقيقات و اقتصادي اتريش به او کمک کند. بعدها فون هايك رئيس اين موسسه شد و علاوه بر آن، هايك توانست در دانشگاهي که در آن درس خوانده بود، به دانشجويان جوان درس بدهد. در همين شرايط بود که اقتصاددان جوان با نگارش کتاب «نظريه پولي و ادوار تجاري» در سال ۱۹۲۹به يکي از مدعيان بحث «پول» بدل شد. فون ميزس که کتاب «سوسياليسم»اش شهرتي جهاني پيدا کرده بود، رفته‌رفته هايك را به ترک سوسياليسم فابيني تشويق کرد و از او انديشمندي ليبرال ساخت. در همين دوره بود که فون هايك تصميم گرفت اتريش و دلبستگي‌هايش را ترک کند. او ديگر سوسياليست نبود نه از نوع خفيف فابيني‌اش و نه از نوع انقلابي‌اش.

آشنايي و اختلاف با کينز

آنگونه که در گفتارها و نوشتارهاي فردريش فون هايك آمده است، اولين اختلاف او با جان مينارد کينز در همان اولين ديدار آنها در سال 1928 در مورد نرخ بهره نمود پيدا کرد. هايك اقتصادداني جوان بود اما کينز سردبيري مجله اکونوميک ژورنال (Economic Journal) و دبيري انجمن پادشاهي اقتصاد را بر عهده داشت. علاوه بر اين، کينز عضو کميسيون امور پول و امور مالي هند بود و چندين رساله و کتاب منتشر کرده بود. هايك اما در برابر انتقاداتش از کينز ايستاد و اين دليل خوبي بود که مدرسه اقتصادي لندن(London School of Economics) از او براي تصاحب کرسي استادي دعوت کند تا اعتبار خود را در برابر کالج کينگ کمبريج تقويت کند. هايک در سال 1931 براي ايراد سخنراني به مدرسه اقتصاد لندن دعوت شد و درباره تاريخ نظريه پولي، با انگليسي دست و پا شکسته‌اي سخنراني کرد.

از بخت و اقبال خوب او بود که «ليونل رابينز» (Lionel Robbins) آلماني را خوب مي‌دانست و با خواندن نوشتارهاي هايك در مورد نظريه طرفداري از کم‌مصرفي در انگلستان جلب موضوع شد و گفت: «اين چيزي است که ما در اين لحظه براي جنگيدن با کينز نياز داريم». هايك همان‌گونه که خود مي‌گويد مورد محبت رابينز قرار گرفت که او نيز تحت‌تاثير مکتب اتريشي بود. رابينز و هايك به سرعت يکديگر را درک کردند و اين باعث انتصاب هايك در مدرسه اقتصادي لندن و رسيدن به کرسي اقتصاد شد. فون هايك پس از آن 18 سال در اين مرکز ماند و در سال 1938 شهروند انگليس شد.

کينز اما در جبهه مقابل، اقتصاددان نام‌آوري بود که در کالج کينگ کمبريج بر اقتصاد انگلستان تسلط داشت. نظريات او در مورد بيکاري، مخالفت با بازگشت به پايه طلا در 1925، تئوري‌اش در مورد اندازه بهره و ارتباط دادن تغييرات قوه خريد پول به تغييرات نسبي پس‌انداز و سرمايه‌گذاري، چاپ نظرياتش در مورد خسارات جنگي و غرامت آلمان و صلح پاريس در رساله‌اي با نام نتايج اقتصادي صلح... او و كالج كمبريج را به حريفي قدر در برابر مدرسه اقتصادي لندن تبديل کرده بود. هايک انتقاداتش از کينز را با نگارش نقد و بررسي کتاب دوجلدي «رساله پول» وارد عمليات اجرايي کرد. هايك دو سال بعد از انتشار رساله پول(A Treatise of Money) توسط کينز، انتقاداتش از اين کتاب را در دو مرحله به چاپ رساند.

کينز در پاسخ گفت: «هايک با آن اندازه از حسن‌نيت که هر مؤلفي محق است از خواننده انتظار داشته باشد کتاب مرا نخوانده است. تا زماني که او نتواند اين انتظار را برآورده کند، متوجه نخواهد شد که منظور من چيست و نخواهد دانست که آيا حق با من است يا خير. او آشکارا ميل وافري دارد که به من پيله کند اما من در حيرتم که اين ميل وافر چيست». کينز همچنين روند مقابله به مثل را نيز در برابر آثار چاپي هايك اتخاذ کرد و در نقد کتاب قيمت‌ها و توليد نوشت: «اين کتاب در وضعيت کنوني‌اش به نظر من دچار وحشتناک‌ترين آشفتگي است که تا به حال خوانده‌ام....» انتقادات کينز و هايك در مورد آرا و آثارشان با ارسال نامه ادامه يافت تا اين که هايك پاسخ مأيوس‌کننده‌اي از کينز مبني بر تغيير عقيده کينز و برگشتن از نوشته‌هايش در رساله پول دريافت کرد که باعث شد‌ هايك ديگر اهتمامي به نقد آثار کينز نداشته باشد.

همين دليلي شد تا کينز بزرگ‌ترين اثرش با عنوان «نظريه عمومي کار، بهره و پول» را بدون حضور يک منتقد جدي به رشته تحرير درآورد. احتمالا اگر فون هايك به نقد انديشه جان مينارد کينز مي‌پرداخت، نظريه عمومي او تا اين اندازه عموميت پيدا نمي‌کرد. هايک اين قدرت را داشت که يک بار ديگر در شطرنج مناظره و مباحثه، کينز را آچمز کند اما او ترجيح داد مطالعات خود را درمورد «نظريه سرمايه» کارل منگر تکميل کند. کاري که چند سال وقت او را گرفت و در اين مدت، نظريه عمومي کينز در تمام دنيا گسترش پيدا کرد. حاصل تلاش فون هايك در نهايت منجر به انتشار «نظريه خالص سرمايه» در سال ۱۹۴۱ شد. موفقيت کينز در انتشار فراگير نظريه عمومي يک بعد ماجرا بود و موضوع نگران‌کننده ديگري هم وجود داشت. با فراگيري آراي کينز، توجه به ديدگاه‌هاي اتريشي به حداقل ممکن رسيده بود و حتي نسخه تکامل يافته افکار بنيان‌گذار مکتب اتريش که در نظريه خالص سرمايه فون هايك انعکاس يافته بود هم نمي‌توانست توجه اقتصاددانان را به نسخه‌هاي اقتصاددانان اتريشي جلب کند. آيا مکتب اتريش رو به زوال بود؟

روزهاي کم‌فروغ اقتصاد اتريشي

پس از هايك، جمع کثيري از شاگردان مطرح دانشگاه وين، اتريش را به مقصد ايالات متحده ترک کردند. نازيسم رو به گسترش بود و خطر سوسياليسم نيز احساس مي‌شد. فون ميزس که روزگاري با برگزاري سمينارهاي پرشور موفق شده بود چراغ مکتب اتريش را روشن نگه دارد، وين را ترک و به ژنو نقل مکان کرد. فون ميزس در سال ۱۹۳۴ صاحب کرسي روابط اقتصادي بين‌المللي در انجمن دانش‌آموختگان مطالعات بين‌الملل ژنو شد بنابراين به سوئيس نقل مکان کرد. با رفتن او سمينارهاي منظم، سخنراني‌هاي پرشور و تلاش براي کشف استعدادهاي اتريشي تعطيل شد.

گذشته از آن به دليل کم تحرکي مضاعف دانش‌آموختگان مکتب اتريش، همفکران جان کينز در کمبريج به شکل بي‌سابقه‌اي به نقد مکتب اتريش پرداختند و حتي نظريه‌هاي معروف اقتصاد‌دانان اين مکتب را به سخره گرفتند. «تئوري چرخه تجاري» يکي از قربانيان نقد بي‌رحمانه مکتب کمبريج بود. «نظريه سرمايه» را نيز اقتصاددانان دانشگاه کمبريج به نقد کشيدند. به اين ترتيب اين شائبه که پايان عمر مکتب اتريش فرا رسيده است، تقويت شد. مهاجرت فون ميزس به سوئيس و پس از آن، آمريکا حکم پايان مکتب اتريش را داشت. ميزس که سايه نازيسم را همواره در تعقيب خود مي‌ديد، نتوانست بيشتر از ۶سال در ژنو دوام بياورد به اين ترتيب در سال ۱۹۴۰ به نيويورک سفر کرد و همان‌جا ماندگار شد.

راه بندگي

تقدير، فون هايك را در سال ۱۹۴۰ به جان مينارد کينز نزديک‌تر کرد. زماني که مدرسه عالي اقتصاد لندن براي تأمين امنيت بيشتر، به کمبريج انتقال يافت، جان مينارد کينز از رقيب و رفيق قديمي‌اش خواست به دانشگاه کمبريج نقل مکان کند و به اين ترتيب، فون هايك مدتي را در کنار کينز به تدريس پرداخت. در همين سال‌ها بود که هايك «نظريه محض سرمايه» را منتشر کرد اما پس از آن به شکلي بي‌سابقه اسير دغدغه‌هاي اجتماعي شد. شايد مشاهده خرابي‌ها و جنايت‌هاي تأسف‌بار جنگ جهاني دوم بود که دغدغه‌هاي اجتماعي فون هايك را زنده کرد. چه آنکه او تحت‌تاثير همين شرايط، مقاله معروف «علم‌گرايي و مطالعه جامعه» و مجموعه مقالات ديگري تحت عنوان «ضدانقلاب علم» را منتشر کرد.

«راه بندگي» اثر معروف و ماندگار فون هايك زير بمباران بي‌رحمانه شهر لندن نوشته شد و هايک نتوانست دغدغه خود را از نفوذ روز افزون سوسياليسم پنهان کند. هايک نگران بسط و توسعه ‌انديشه‌هاي «سوسياليستي تخيلي غيرعلمي» بود و راه بندگي او برخلاف انتظارها، در آمريکا و انگليس به شدت مورد توجه قرار گرفت. توجه جامعه جهاني به راه بندگي فون هايك، او را از مرتبه اقتصادداني منتقد به نظريه‌پردازي اجتماعي تغيير داد و موجب جهاني شدن نام او شد.

انجمن مونت پلرين

فون هايك که با انتشار کتاب راه بندگي به شهرتي جهاني دست يافته بود، به دنبال ايجاد نهادي براي احياي بنيان‌هاي فکري جامعه آزاد بود. او اين ايده را در دانشکده کينگ در کمبريج با «سرجان کلپم» درميان گذاشت. «مونت پلرين» نام چشمه آبي در کوهستان‌هاي سوئيس بود و زماني که فون هايك انديشمندان مدافع آزادي را به اين منطقه فراخواند زمستان سال 1947 بود. حلقه اوليه مونت پلرين تشکيل شد. فون‌هايك در رأس بود. كارل پوپر نيز به اين جمع پيوست. «ليونل رابينز» از مدرسه اقتصاد لندن، «ميلتون فريدمن»، «آرون دايركتور»، «جورج استيگلر» از دانشگاه شيكاگو، «هنري‌هازليت» از نيوزويك، «لودويگ فون ميزس» از دانشگاه نيويورك، «برتراند دوژوئنل» از پاريس، «تريگو‌هاف» از اوسلو و خيلي‌هاي ديگر. جمع مونت پلرين به 39 نفر رسيد و هايك رياست اين حلقه را برعهده گرفت. حلقه مونت پلرين اهداف خود را بر تصديق حقوق مالكيت خصوصي، موازين اخلاقي فعاليت‌هاي خصوصي و عمومي، آزادي فكر و بيان و «حق هر فرد براي تعيين روش زندگي خود» تنظيم کرد.

مونت پلرين نشست‌هاي خود را همواره به صورت منظم برپا مي‌کرد و تا اندازه‌اي اثر‌گذار شد که بسياري از اين جمع، به بالاترين مدارج علمي و سياسي دست يافتند. «لودويگ ارهارد» صدراعظم آلمان غربي شد. «لوييجي آينودي» به رياست‌جمهوري ايتاليا رسيد. «آرتور برنز» رئيس فدرال رزرو شد و «واسلاو كلاس» به نخست‌وزير جمهوري چك رسيد. هشت نفر از اعضاي حلقه مونت پلرين از جمله‌هايك، فريدمن، استيگلر، جيمز بوکانان وگري بکر موفق به دريافت جايزه نوبل در اقتصاد شدند و بنا به گفته‌هاي مارتين اندرسون از موسسه هوور استنفورد، از 76 مشاوري كه در كمپين ريگان در سال 1980 كار مي‌كردند، 22 نفر ازجمله خود اندرسون از اعضاي مونت پلرين بودند.

هايك، شيکاگو و بازار

زماني رسيد که فون هايك احساس کرد مهاجرت به ايالات متحده آمريکا براي تداوم فعاليت‌هايش ضروري است. او تا سال 1950 در مدرسه عالي اقتصادي لندن ماند و پس ازآن به دانشگاه شيکاگو پيوست. بسياري از دوستان و همفکران قديمي‌اش در دانشگاه‌هاي آمريکا تدريس مي‌کردند. از استادش فون ميزس تا همکلاسي‌هاي دانشگاهي‌اش.

زماني که فون هايك به دانشگاه شيکاگو رفت، مکتب تازه‌اي در حال شکل‌گيري بود مکتبي که «ميلتون فريدمن» و «جورج استيلر» سرآمد آن به شمار مي‌رفتند. نکته قابل‌توجه اين بود که دانشگاه شيکاگو ناشر کتاب راه بندگي هايك بود و او هرگز گمان نمي‌کرد که در آمريکا از کتابش استقبال شود. هايک از همکاري با دانشگاه شيکاگو خوشنود بود و اين خشنودي، نيروي مضاعفي به او بخشيد تا سمينارهاي پرشوري در دفاع از آزادي برگزار کند. حاصل تلاش‌هاي مستمر فون هايك در دانشگاه شيکاگو، انتشار کتاب «منشور آزادي» در سال 1960بود. فون هايك از انزوا و گوشه‌گيري دهه 1930 خارج شده بود و خواسته يا ناخواسته به مسيري رو به تعالي گام گذاشت. پس از تدريس موفقيت‌آميز در دانشگاه شيکاگو و استقبال از «منشور آزادي»، هايک دعوت «والتر اويکن» را براي تدريس در دانشگاه فرايبورگ پذيرفت و در سال 1962 به آلمان نقل مکان کرد. در سال 1967 همزمان با بازنشستگي، دانشگاه سالزبورگ در اتريش به او مرتبه استادي افتخاري اعطا کرد.

دانشگاه ريکيو در توکيو هايك را مفتخر به دريافت دکتراي افتخاري کرد. دانشگاه وين او را به عنوان عضو افتخاري هيأت رئيسه برگزيد. دانشگاه سالزبورگ به او مدرک دکتري افتخاري داد و در سال 1974، موسسه آلفرد نوبل موفقيت‌هاي او را با اعطاي جايزه نوبل اقتصاد (به صورت اشتراکي با گونار ميردال) تکميل کرد. سال 1974 براي فون هايك همراه با موفقيت‌هاي ديگري هم بود. او توانست جلد اول کتاب «قانون، قانون‌گذاري و آزادي» را منتشر کند. اين کتاب در حالي انتشار يافت که فون هايك وضعيت جسماني نگران‌کننده‌اي داشت اما جايزه نوبل، کار خودش را کرد و به هايك، اميدي تازه و تواني مضاعف بخشيد. يک سال بعد، دومين جلد از کتاب «قانون، قانون‌گذاري و آزادي» نوشته شد و مدتي بعد جلد سوم آن انتشار يافت و هايک که با دريافت جايزه نوبل، حياتي دوباره يافته بود، حتي در کتابي با عنوان «تصور مرگ‌بار» دوباره به سوسياليسم تاخت.

احياي دوباره مکتب اتريش

نوبل اقتصاد نه‌تنها به فون هايك که به اقتصاد اتريشي هم حيات تازه بخشيد. از سال 1974 به بعد، توجه به مکتب اتريش فزوني يافت و اقتصاددانان جوان دوباره به رهيافت‌هاي مکتب اتريش روي خوش نشان دادند. هايک همچون سال‌هاي جواني ازاين دانشگاه به آن دانشگاه و از اين کشور به آن کشور سفر مي‌کرد تا از آزادي، ليبراليسم، بازار، نظم خود انگيخته و... دفاع کند. فون هايك تا سال 1988به تکاپوي بي‌نظيرش در راه اعتلاي ليبراليسم ادامه داد. از نوشتن هرگز دست برنداشت و در حالي که به مرز 90سالگي رسيده بود کتاب «غرور کشنده» را به تحرير درآورد. فردريش آگوست فون هايك در سال 1992پس از 93سال حيات پرافتخار و اثرگذار در شهر فرايبورگ آلمان در گذشت.

براي نگارش اين متن از کتاب «انديشه‌هاي سياسي و اقتصادي هايك» نوشته ايمون باتلر - ترجمه فريدون تفضلي، همچنين «مروري بر زندگي و آثار فون هايك» نوشته پيتر جي. کلاين - ترجمه محسن رنجبر و «علم اقتصاد اتريشي» نوشته کرن‌اي وان -ترجمه غلامرضا و امير آزاد (ارمکي)- بهره‌برداري شده است.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه مهرنامه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.